علی حضرتی کارگردان نمایش «رویای آمریکایی» که این شبها در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره داستان و ویژگیهای محتوایی این اثر توضیح داد: نمایش ما براساس نمایشنامه «باغوحش شیشهای» نوشته تنسی ویلیامز شکل گرفته و روایت آن حول محور پسر کوچک خانواده، تام، میگذرد. پس از ترک پدر، تام بهعنوان نانآور خانواده با فشارهای متعددی مواجه میشود؛ فشارهایی که از یکسو مسئولیت زندگی خواهرش و از سوی دیگر محدودیتها و نگاه سختگیرانه مادر، بهویژه در بستر اجتماعی آمریکا، بر او تحمیل میکند.
وی ادامه داد: این فشارها در طول سالها به نوعی انباشت درونی تبدیل شده و در نهایت به برونریزیهایی میرسد که ما ثمره آن را در جریان نمایش میبینیم؛ خواستهها و اهدافی که شکل میگیرند اما هیچکدام به سرانجام نمیرسند. در بسیاری از تحلیلها، شخصیت مادر بهعنوان شخصیت محوری نمایشنامه در نظر گرفته میشود، اما از نگاه من، اگر بخواهیم تحلیلی دقیقتر داشته باشیم، شخصیت محوری تام است.
حضرتی با اشاره به برداشتهای متفاوت از نمایشنامه «باغوحش شیشهای» گفت: گاهی بهاشتباه، شخصیت دختر خانواده یا حتی مادر بهعنوان محور اصلی در نظر گرفته میشود. برخی تحلیلگران معتقدند حادثه محرک نمایشنامه در صحنهای رخ میدهد که مادر متوجه میشود دخترش دیگر به کلاسهای تندنویسی نمیرود و از همانجا تلاش برای شوهر دادن او آغاز میشود، اما من با این نگاه موافق نیستم. «باغوحش شیشهای» یک نمایشنامه مدرن و ساختارشکن است؛ متنی که در زمان خودش، با شکستن دیوار چهارم و حضور راوی، دست به نوآوری زده و حتی ارجاعاتی به تئاتر یونان باستان دارد.
بهرهگیری از فضایی پست مدرن در قالب کمدی
وی در ادامه درباره رویکرد اجرایی و شیوه مواجهه با متن تصریح کرد: ما تمام تلاشمان را کردیم که کار متفاوتی ارائه بدیم و مخاطب مدرن را با خودمان همراه کنیم. هدف این بود که نمایشنامهای را روی صحنه ببریم که با سازهها و جریانهای امروز تئاتر، سینما و موج فعلی هنر همخوانتر باشد؛ چیزی نزدیک به یک فضای پستمدرن سیاه.
این کارگردان افزود: برای رسیدن به این هدف، در شیوه کارگردانی سعی کردیم به شکل کمیک به متن نزدیک شویم. نگاه ما به کمدی، نگاهی هجوی و تا حدی متاثر از کمدیهای باستانی، مثل آثار آریستوفان بود؛ همان کمدی بهظاهر احمقانهای که ناگهان مردهای از قبر بیرون میآید، کاری غیرمنتظره میکند و دوباره به تابوت برمیگردد. متأسفانه این نوع نگاه به کمدی امروز در میان بسیاری از نویسندگان و کارگردانان نسل جدید وجود ندارد، چون اساساً شناخت دقیقی از چیستی کمدی و ظرفیتهای آن ندارند.
وی تأکید کرد: تلاش ما در این گروه صرفاً این بود که نگرشی متفاوت نسبت به بقیه داشته باشیم. شاید میشد حتی بهتر از این هم عمل کرد، اگر با محدودیتها و کمبودهای مختلف مواجه نبودیم. در نهایت تمام توانمان را گذاشتیم و نتیجهاش نمایشی شد که این روزها روی صحنه رفته است. ما بیش از یک سال برای این کار تمرین کردیم، اما ناگهان با اتفاقاتی مواجه شدیم که شرایط اجرا را کاملاً بههم ریخت؛ از تعطیلی ناگهانی اجراها گرفته تا باطل شدن بلیتها و وضعیتی که الان کاملاً نابسامان است.
این کارگردان درباره فشارهای اجرایی توضیح داد: در وضعیت کنونی جامعه، از یک طرف فشار اداره کل هنرهای نمایشی وجود دارد و از طرف دیگر فشار سالن. سالن خصوصی است و طبیعتاً تحت فشار مدیریت قرار دارد و این فشار دوباره به گروه منتقل میشود. مصوبهای از اداره کل آمده که بر اساس آن، چه بخواهیم چه نخواهیم، باید اجرا برویم. برخی گروهها با بهانههایی اجراهایشان را یکی دو روز عقب میاندازند، اما در نهایت فشاری که هم روی ماست و هم روی سالن، باعث میشود مجبور به اجرا شویم؛ حتی در شرایطی که قراردادها صراحتاً میگویند در صورت بروز اتفاقات خاص مثل اعتراضات، کرونا، زلزله یا هر شرایط اضطراری دیگر، اجرا باید به تعویق بیفتد.

طولانی شدن پروسه تولید چالشساز است!
حضرتی در ادامه با اشاره به روند تولید نمایش گفت: وقتی پروسه تولید بیش از یک سال طول میکشد، طبیعتاً با چالشهای جدی مواجه میشود. ما در این مدت بسیاری از اعضای تیم را از دست دادیم و حتی بازیگر نقش اصلی تغییر کرد. با یک تیم شروع کردیم و در نهایت با تیمی دیگر به اجرا رسیدیم. مدتی هم بهدنبال اجرا در سالنهای دولتی بودیم، اما چون هنوز نمایش به شکل نهایی نرسیده بود و امکان ضبط و ارسال ویدئو نداشتیم، این فرصتها را از دست دادیم. اگر بیشتر صبر میکردیم، کاری که بیش از یک سال تمرین شده بود، به سال بعد موکول میشد.
وی افزود: سالنهایی مثل مولوی عملاً برای نمایشنامههای اورجینال و غیرتألیفی شانس کمی قائل میشوند، مگر اینکه متن خیلی خاص باشد یا پیشتر اجرا نرفته باشد. ما سراغ سالنهایی مثل ایرانشهر، خانه هنرمندان و حتی تئاترشهر هم رفتیم، اما در بسیاری از این فضاها، ارتباطات نقش تعیینکنندهای دارد و وقتی این ارتباطات وجود نداشته باشد، عملاً شانسی برای اجرا نیست. در نهایت، گزینههای ما محدود شد و شرایط به سمتی رفت که امروز میبینیم.
«رویای آمریکایی» برآمده از تحلیل جهان ویلیامز/ تعداد اجراها مشخص نیست!
وی با اشاره به عنوان نمایش «رویای آمریکایی» توضیح داد: انتخاب این عنوان کاملاً برآمده از تحلیل جهان نمایشنامهنویسی تنسی ویلیامز، بهویژه «باغوحش شیشهای» است. «رویای آمریکایی» بهعنوان یک مفهوم نانوشته در دل این نمایشنامه حضور دارد؛ رویایی که در ظاهر سرشار از رفاه، فرصتهای شغلی و امکان زیست بهتر است، اما از نزدیک، گزنده، تلخ و دور از آن چیزی است که تصور میکنیم.
حضرتی درباره زمانبندی اجراهای «رویای آمریکایی» عنوان کرد: از ابتدا قرار بود نمایش ۱۵ شب روی صحنه برود و اگر شرایط مساعد بود، احتمال تمدید هم وجود داشت. اما با تأخیرهایی که اتفاق افتاد، الان هیچ چیز بهصورت قطعی مشخص نیست. طبق قرارداد، چند شب دیگر اجرا داریم، اما بعد از آن معلوم نیست امکان تمدید وجود داشته باشد یا نه، چون شرایط پایدار نیست.
وی در پایان با اشاره به مشکلات اقتصادی تولید نمایش بیان کرد: یکی از باگهای اصلی تولید ما این است که بسیاری از هزینهها، مثل اجاره اکسسوار صحنه و لباس، روزشمار محاسبه میشود و هر تأخیری در اجرا، مستقیماً به ضرر گروه تمام میشود. در شرایطی هستیم که امکان تبلیغات گسترده هم نداریم.
نمایش «رویای آمریکایی» به نویسندگی تنسی ویلیامز و کارگردانی علی حضرتی از ۱۷ دی عمارت نوفللوشاتو روی صحنه رفته است.
امیر کردی، زهره خزایی، مهتاب عباسی فرد، احمدرضا میررجبی، حمدجواد رضوانی و پارسا عابدی طاری گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
عکسها از کیارش مسیبی است.


نظر شما