به گزارش خبرنگار مهر، بازارهای جهانی امروز شاهد نوساناتی دوگانه بودند: از یک سو طلا و نقره به عنوان نماد سنتی پناهگاه امن سرمایهگذاری در حال صعود و ثبت رکوردهای تازه است، اما از سوی دیگر قیمت نفت تحت تأثیر عوامل متضاد، نه تنها نتوانسته روند صعودی پرقدرتی از خود نشان دهد بلکه امروز با نوسانات شدید ناشی از تردید در وجود درگیریهای منطقهای همراه بوده است. این واگرایی کلیدی، حکایت از تفسیر متفاوت معاملهگران از تهدیدات موجود دارد و نشان میدهد که بازارها به و یژه بازار نفت لزوماً سناریوی «جنگ قریبالوقوع» را پیشبینی نمیکنند.
صعود طلا؛ نشانه ترس، اما نه لزوماً از جنگ
افزایش قیمت طلا را باید در بستر گستردهتری تفسیر کرد. در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی یکی از محرکهاست، عوامل بنیادی اقتصادی نقش تعیینکنندهتری ایفا میکنند.
تورم مزمن، ابهام در سیاستهای پولی فدرال رزرو و تصمیمات کلان اقتصادی، بیثباتی در بازارهای مالی و کاهش ارزش پولهای ملی، سرمایهها را به سمت این دارایی کمریسک سوق داده است.
به بیان ساده، طلا بیشتر از «ترس از جنگ»، «ترس از بیثباتی اقتصادی و تورم» را بازتاب میدهد.
واکنش محتاطانه نفت؛ نشانه تردید در وقوع شوک عرضه
در این شرایط پر از ابهام اما رفتار قیمت نفت گویاتر است. میتوان ادعا کرد که اگر بازار عمیقاً معتقد به جنگ گسترده یا مختلکننده عرضه نفت بود، باید شاهد صعودی پایدار و فراتر از سطوح فعلی میبودیم.
اما واقعیت این است که قیمتها با وجود اخبار تنشزا (مانند استقرار ناوگان آمریکا و تهدیدات منطقهای) نتوانستهاند مقاومت کند و حتی کاهش یافتهاند.
این نشان میدهد که اولا بازار، تهدیدات را در حال حاضر کنترلشده و غیرمستقیم ارزیابی میکند و در ثانی نگرانی از کاهش تقاضای جهانی ناشی از تنشهای تجاری و رکود اقتصادی بر نگرانی از کاهش عرضه غلبه دارد و در نهایت ظرفیت مازاد تولید و بازگشت احتمالی جریانهای نفتی (مانند نفت قزاقستان) به بازار، از شدت هراس میکاهد.
جنگ روانی برای فشار حداکثری، نه درگیری تمامعیار
با کنار هم گذاشتن این دو نشانه بازار (صعود طلا به دلایل اقتصادی-ترسی و نوسان محدود نفت) میتوان استدلال کرد که آنچه در جریان است، بیشتر یک جنگ روانی و رقابت برای افزایش فشار از طریق ابزارهای غیرمستقیم است. هدف، ایجاد هزینه و فرسایش برای ایران در عین پرهیز از درگیری مستقیم است که عواقب غیرقابل پیشبینی و ویرانگری دارد.
بازارها با زبان خود میگویند که احتمال یک درگیری نظامی گسترده و تغییردهندهی معادلات انرژی در کوتاهمدت، کمتر از آن چیزی است که گاهی در فضای رسانهای تصویر میشود. رصد هوشمندانه باید بر تداوم فشارهای روانی، جنگ اقتصادی و نبرد در آستانه درگیری متمرکز باشد، نه لزوماً آمادهباش برای جنگی تمامعیار. در این مرحله، بازی بر سر اعصاب و اقتصاد است، نه شلیک نخستین گلوله.




نظر شما