-
چرا «بمب انرژی» یک زندگینامه معمولی نیست؟
«بمب انرژی» بیش از آنکه زندگینامه یک دانشمند شهید باشد، روایتی از شکلگیری یک الگوی واقعی برای نوجوانان است؛ اثری که مفهوم پیشرفت را نه در شعار، بلکه در تلاش، شکست و پشتکار معنا میکند.
-
قلمهایی که پیام خونخواهی را به جهان مخابره کردند
ایدهای خودجوش در آستانه تشییع رهبر شهید، با همراهی خوشنویسان و نیروهای مردمی به خلق پارچهنوشتههایی انجامید که قرار بود پیام مردم را به رسانههای خارجی برساند.
-
پلاکاردهایی که سکوت نکردند
زمزمههای آتشبس، آغازگر مسیری شد که از مسجد تا میدان انقلاب امتداد یافت؛ مسیری برای روایت، مطالبهگری و تبیین.
-
پرچمهایی که هنوز خون را به یاد دارند
پیش از آنکه چشم به گنبدهای کربلا برسد، پرچمهای سرخ افق را پر میکنند؛ پرچمهایی که برای زائران، روایت خونهای بهناحقریخته و عهدی ناتمام با حقیقتاند.
-
جنگ را فقط در خط مقدم نمینویسند
در تاریخ میناب، نام دو کودک کنار هم ثبت شده است؛ ماکان و امیرعلی. دو دانشآموز جاویدالاثری که جنایت آمریکایی ـ صهیونیستی، حتی پیکرشان را نیز از خانوادههایشان دریغ کرد.
-
آوار، آخرین امانتش را پس داد
چهار ماه پس از حادثه دبستان «شجره طیبه» میناب، کشف ۶۸ پاره تن از ۳۴ شهید، بار دیگر مردم را به بدرقه همان قهرمانان فراخواند؛ گویی آوار، آخرین امانت خود را برای امروز نگه داشته بود.
-
گل پسر ایران، ایستاد
گاهی یک قاب، روایتی کامل از ایستادگی یک ملت است. کودکی که با وجود کاستیهای جسمی، پرچم ایران را برافراشته نگه داشته، به نمادی از استقامت و عشقی تبدیل میشود که هیچ مانعی آن را خاموش نمیکند.
-
تولدهایی که تمام نمیشوند
برای شهدا، سالگرد تولد فقط یادآوری روزی نیست که چشم به جهان گشودند؛ یادآوری روزی است که خدا، امانتی را به زمین سپرد تا روزی با بالهای سرخ شهادت به آسمان بازگردد.
-
نود دقیقه دور از صدای جنگ
در حالی که دشمن میکوشد با ایجاد ناامنی، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار دهد، شور تماشای فینال جام جهانی در بندر لنگه تصویری متفاوت از جنوب ایران به نمایش گذاشت.
-
قرار نبود اینگونه به زیارت بروی...
قرار بود دختر چهاردهماهه، مثل همه دخترهای همسنوسالش، روی شانههای پدر بنشیند و از میان دستهای بلند جمعیت، گنبدهای طلایی را تماشا کند؛ اما سرنوشت، روایت دیگری نوشت.
-
چرا ایران به یک راهبرد بازدارنده جدید در برابر ترورها نیاز دارد؟
یک پژوهشگر گفت: ضرورتهای لازم برای حفظ تمامی داراییهای اسلام و مسلمین ایجاب میکند تا یک بار و برای همیشه، پاسخها در حدی شدید باشند که دشمن صهیونی را از کرده خودش پشیمان سازد.
-
به یاد آقای شهید ایران؛
از رفتن او نگویید، از ماندن نامش بنویسید
به گذشته که نگاه میکنم، دشمنان ایران، مغول و ازبک و ترک و افغان و روس بودند. دشمن امروز ما همه دنیای صف کشیده پشت آمریکاست. او نه در برابر یک قوم، که مقابل زنجیره زور ایستاد و کم نیاورد.
-
به یاد آقای شهید ایران؛
آنجا که تاریخ با قدمهای مردم نوشته شد
رهبران بزرگ، زمانی زندهاند که در حافظه ملتشان زندگی کنند. و شما در حافظه این ملت، زنده خواهید ماند.
-
به یاد آقای شهید ایران؛
امیر قافله فرهنگ و هنر ایرانزمین
دهه شصت، در کنار مسئولیتهای مختلف و بهویژه ریاستجمهوری، هنر انقلاباسلامی را معماری کرد؛ اصلاً بنیانگذارش بود.
-
به یاد آقای شهید ایران؛
بعضی غمها پایین نمیروند
من هنوز باور دارم بعضی داغها قرار نیست درمان شوند؛ قرار است چراغ راه شوند.
-
آن نیم دیگر من که تصویرسازی میکند؛
به ازدحام فکر کن!
آن نیمه تصویرسازم، بیش از من زیسته. حالا از خواب پریده، دیوارها را کنار زده و از زینبیه، قتلگاه را میبیند؛ گویا چهل و دو سال، فقط یک چشمبرهمزدن بوده است.
-
این خانه عزادار حسین(ع) است/ ۱۴
وقتی تاریخ دوباره خون گریست/ تیر بر گلو و موشک بر گهواره
هفتم محرم، روزیاد علیاصغر(ع) است؛ طفل ششماههای که با خون خود مظلومیت کربلا را جاودانه کرد. امسال اما کنار گهواره خونین او، نام رایان قاسمیان نیز میدرخشد.
-
چمران هنوز زنده است
دهلاویه فقط نام یک نقطه روی نقشه نیست؛ نام مدرسهای است که چهلوپنج سال پیش با خون مصطفی چمران بنا شد و هنوز شاگرد تربیت میکند.
-
این خانه عزادار حسین(ع) است/۷
کربلا از دوم محرم آغاز شد؛ مقاومت ایران از همان مکتب
کربلا با عاشورا آغاز نشد؛ با دوم محرم آغاز شد. با لحظهای که کاروان حسین(ع) در دشتی ناشناس فرود آمد و زمین، خود را برای میزبانی از بزرگترین حماسه تاریخ آماده کرد.
-
این خانه عزادار حسین است/ ۲
محرمِ دوآقا؛ وقتی داغ کربلا با داغ امروز گره میخورد
برای نخستین بار پس از سالها، محرم تنها یادآور یک سوگ تاریخی نیست. عاشورای امسال در حالی از راه رسیده که ملت ایران هنوز داغ شهادت رهبر و فرماندهان خود را بر دل دارد.
-
هیچکس مثل حاج قاسم تو را نشناخت
تو اشبه الناس به حاج قاسم بودی و هیچکس مثل حاج قاسم تو را نشناخت و هیچکس مثل او قدر تو را ندانست.
-
دوازده روزی که تاریخ را تغییر داد
یک سال از جنگ دوازدهروزه ایران و آمریکا میگذرد؛ نبردی که در آن، ملت ایران زیر بار تهدید و فشار نرفت. سالگرد آن روزها، یادآور حماسهای است که نشان داد ایران را نمیتوان تسلیم کرد.
-
تکرار سنت اهریمنی استکبار در عاشورای ۱۴۰۵
حمله آمریکا به منابع آب ۲۰ هزار نفر در سیریک، تکرار سنت یزیدی در روزگار ماست؛ دشمن بار دیگر نشان داد «بستن آب» را مؤثرترین سلاح علیه مقاومت میداند.
-
۳۵ ثانیه، ۷۲۰ هزار گلوله/ جنایتی که روایت نشد
در حادثهای که سه ماه از آن میگذرد، چهار موشک PrSM آمریکا در آسمان لامرد منفجر شدند و حدود ۷۲۰ هزار ساچمه تنگستن را بر محدودهای مسکونی فرو ریختند.
-
صدمین شب؛ روایت ما از گلوی رسانهشان در نمیآید
شب که میآید، شماره نمیداند؛ اما مردم «آمدن» را شمردهاند. صد بار. صد شب پیاپی.
-
فلسطین را شنیدهایم، غزه را نه/روایتی از دردی که از دور فهمیده نمیشود
کتاب «صمود» روایتی بیواسطه از زندگی، رنج و مقاومت مردم غزه است؛ روایتی که از دل خود غزه برخاسته و تصویری نزدیکتر از واقعیت این سرزمین ارائه میدهد.
-
سنگربانان عاطفی و حافظان بنیان خانواده/ نقش زنان ایران در جنگ تحمیلی
زن ایرانی در مقام مادر، همسر و محور عاطفی خانه، میتواند با مدیریت فضای روانی خانواده، از گسترش اضطراب و ناامیدی جلوگیری کند.
-
آینه تمامنمای «سید مقاومت» در کلام شاهدان
«دیدار با دبیرکل» با هدف ثبت و بازتاب لحظات و احساسات گوناگون افراد متفاوتی که با سیدحسن دیدار داشتهاند، سعی کرده جنبههای عاطفی و انسانی و اجتماعی و معنوی این دیدارها را بازگو و تجمیع کند.
-
در غزه، عید با نخ و قلاب معنا میشود
«عید یعنی همین؟» دختربچهای در اردوگاه غزه گوسفند بافتنیاش را بغل گرفته و مادر جوابی جز بغض ندارد. اینجا عید دیگر با بوی نان تازه نمیرسد؛ با صدای قلاب و نخ میرسد.
-
پیرمردی که طوفان را خاک کرد
در اوج طوفان ۱۰۸ کیلومتری بیرجند، وقتی همه گریختند، محمدحسن دهقانی راننده آمبولانس جبههها، پرچم ایران را محکم گرفت و با زمزمه «یا امام زمان» اجازه نداد حتی یک ذره از این پرچم بر زمین بیفتد.