۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۲۲

خانواده‌های الهام‌بخش؛ فروغی در تاریخ

خانواده‌های الهام‌بخش؛ فروغی در تاریخ

در هفتمین گزارش «خانواده ایرانی»، به زندگی محمدعلی فروغی می‌پردازیم؛ مردی که در سیاست، فلسفه و فرهنگ نقش مهمی ایفا کرد و ردی ماندگار در تاریخ معاصر ایران برجای گذاشت.

خبرگزاری مهر- مجله مهر: در یکی از خیابان‌های تهران قجری، کودکی متولد شد که بعدها نامش در میان تاریخ ایران باقی ماند. محمدعلی فروغی، ملقب به ذُکاءالملک، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان و چهره‌های روشنفکر ایران بود که در خانه‌ای آمیخته به ادب و دانش پا به جهان گشود؛ خانه‌ای که مجلس بحث‌های فلسفی و ترجمه و شعر بود.

ریشه‌ها و آغاز زندگی

پدر محمدعلی، «محمدحسین فروغی»، مردی آشنا با زبان‌ها و ادبیات بود؛ مترجمی کارآزموده و رئیس وزارت انطباعات، شاعر، و ناشر روزنامهٔ تربیت. او نه تنها به ترجمهٔ آثار بزرگ می‌پرداخت، بلکه در سامان دادن فضای فکری زمانه نقش داشت. در سال ۱۲۵۶ خورشیدی، فرزندش به نام محمدعلی چشم به جهان گشود. به عنوان پدر؛ محمدعلی را در همان سنین کودکی با فنون ترجمه و زبان‌های گوناگون از جمله ادبیات فارسی و زبان عربی و عطش دانستن آشنا کرد. درست است که در منابع تاریخی نام کمتری از مادر او دیده می‌شود، ولی می‌توان تصور کرد که در زیر سایهٔ مهر مادری بود که فروغی آن انس عمیق با ادبیات و معنای زندگی را دریافت.

محمدعلی فروغی پس از گذراندن دوران کودکی خود و یادگیری مهارت‌های گوناگون توسط پدرش، در جوانی وارد دارالفنون شد. جایی که در آن زمان علم و هنر نوین آموزش داده می‌شد. او زبان‌های فرانسه و انگلیسی را به دقت آموخت و برای انتخاب حوزه تحصیلی، ابتدا در رشته پزشکی مشغول شد ولی کم کم ذوق علوم انسانی در او پدیدار گشت و همین علاقه، مسیرش را به سمت فلسفه و تاریخ تغییر داد. این مسیر در نسل بعد هم ادامه یافت؛ فرزندش محسن فروغی، تحصیل‌کرده در پاریس، از معماران مدرن در ایران بود. خانواده فروغی نمونه‌ای کم‌تکرار از پیوند پایدار دانش، قدرت و نهادسازی در تاریخ معاصر ایران است.

خانواده‌های الهام بخش؛ فروغی در تاریخ

با مرگ پدرش در سال ۱۳۲۵ قمری، عنوان ذکاءالملک را به ارث برد. از همان زمان، راه پدر را ادامه داد و در دانشگاه و مدرسه در مقام معلم و مترجم وارد عرصهٔ تدریس و کار شد، در مدرسه علوم سیاسی به تدریس تاریخ، اقتصاد، حقوق و فلسفه مشغول گشت و رجال و دیپلمات‌های زیادی تربیت کرد که یکی از شاگردانش احمدشاه قاجار بود که به عنوان معلم خصوصی به او درس می‌آموخت. محمدعلی فروغی پس از چندسال تدریس در حوزه‌های علوم انسانی به ریاست مدرسه سیاسی منتصب گردید.

ورود به دنیای سیاست و شهریور ۱۳۲۰ نقش آفرینی مهم او

او که با اندیشه‌های نو بسیار درهم آمیخته بود، در مقطع حساس مشروطیت و فروپاشی اقتدار قاجار، در میان امواج طوفانی زمانه، با قدم‌هایی محکم و ذهنی روشن ایستادگی کرد. پس از مشروطه سازی، محمدعلی فروغی در شانزدهم تیر ۱۲۸۹ خورشیدی، در ۳۵ سالگی، به ریاست مجلس شورای ملی رسید؛ مقامی که کمتر از هفت ماه دوام یافت و با انتقادهایی از شیوهٔ ریاستش همراه بود.

خانواده‌های الهام بخش؛ فروغی در تاریخ

او یکی از افرادی بود که در گذار از حکومت قاجار به دوران رضاخان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد؛ مردی که به نحوی سبب به قدرت رسیدن رضاخان شد و در نهایت با ورود متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰، نامهٔ استعفای او را نوشت، البته سه هفته پیش از سوم شهریور ۱۳۲۰ و هم‌زمان با ورود نیروهای روس و انگلیس، رضا شاه که ناتوانی ارتش‌اش را دید، به سراغ محمدعلی فروغی رفت؛ سیاستمداری که پیش‌تر او را خانه‌نشین کرده بود. فروغی پنج سال را در انزوا و کار فرهنگی گذرانده و حاصل آن تصحیح «گلستان سعدی» و نگارش «سیر حکمت در اروپا» بود. با این حال، وقتی رضا شاه به در خانه‌اش رفت فروغی راه‌حلی سیاسی ارائه داد، که همان انتقال سلطنت از پدر به پسر بود چراکه روس و انگلیس رضا شاه را تحمل نمی‌کردند و ادامه حضور او، ایران را در معرض حمله مستقیم به عنوان متحد آلمان قرار می‌داد؛ آن هم در شرایطی که نه حمایت مردمی وجود داشت و نه ارتش توان ایستادگی داشت.

فروغی در طول زندگی خود سه بار به منصب نخست وزیری رسید (۱۳۰۳–۱۳۰۴، ۱۳۱۰–۱۳۱۲ و ۱۳۲۰–۱۳۲۱) و در هر دوره، علاوه بر ادارهٔ امور، پشت صحنهٔ بسیاری از پروژه‌های بزرگ توسعهٔ کشور را هدایت می‌کرد، از نظام آموزشی نوین و اصلاحات اداری گرفته تا بنیان‌گذاری نهادهای مدرن. بسیاری از مورخان تأکید کرده‌اند که بسیاری از تصمیم‌های کلان و اصلاحی، از زبان و اندیشهٔ او عبور کرده است.

قلمی برای تجدید فرهنگ و زبان

اما فروغی تنها یک سیاستمدار بر صحنه نبود؛ او انسانی ادیب و آموزگارِ بزرگ بود. تألیفات او همچون «سیر حکمت در اروپا» نخستین کتاب فلسفه غرب به فارسی، مسیر نوینی در اندیشهٔ ایرانی باز کرد و ترجمه‌هایی از دکارت، مکالمات افلاطون، و آثار حقوقی و فلسفی انجام داد. او نیز در زمینهٔ تصحیح متون کلاسیک ادبیات فارسی نیز فعال بود؛ «خلاصه شاهنامهٔ فردوسی»، «کلیات سعدی»، «دیوان حافظ»، «رباعیات خیام» را تصحیح کرد و در نشر متون ادبی نقش بسیار مهم و در میان تاریخ‌نگاران و فرهنگ‌پروران معاصر سهم بسیاری داشت.

خانواده‌های الهام بخش؛ فروغی در تاریخ

محمد علی فروغی یکی از شیفتگان و عاشق ادبیات ایران زمین بود و در حفظ و نگه داری از این میراث غنی بسیار می‌کوشید چنان که گفته است «تمام بهانه فرنگی‌ها در دست درازی به ممالک ما این است که ما از عهده به‌کاربردن نعمت‌های طبیعی برنمی‌آییم و آن را حرام می‌کنیم. پس ما باید این کار را صحیح بکنیم. اگر خود مشرق‌زمینی‌ها این کار را بکنند، فرنگی‌ها چه حق فضولی دارند.» و به همین خاطر بود که او فرهنگستان زبان و ادب فارسی را برای پاسداری از این نعمت‌ها و میراث با ارزش در سال ۱۳۱۴ تاسیس کرد.

«ایران، چون قلبی است که در سینه‌ تاریخ می تپد، اگر این قلب از تپش بازایستد، جهان چیزی گران بها را از دست خواهد داد» این جملات محمدعلی فروغی نه فقط بیانگر نبوغ او در فهم رابطهٔ زبان، فرهنگ و تفکر و تمدن است، بلکه نشان می‌دهد که فروغی برای ایرانی بودن و هویت فرهنگی ایران زمین اهمیت بسیاری قائل بود.

خانواده‌های الهام بخش؛ فروغی در تاریخ

سال‌های پایانی

در سال‌های پایانی عمر، بیماری جسمی او را از فعالیت‌های رسمی بازداشت، اما قلمش همچنان زنده و روشنگر باقی ماند تا در سال ۱۳۲۱، تنها یک سال پس از انتقال سلطنت از رضاخان به محمدرضا، که دیده از جهان فروبست؛ و در ابن بابویه، در شهر ری به خاک سپرده شد. مردی که شاید کمتر از آنچه شایسته‌اش بود، در تاریخ شناخته شد اما نامش در حافظه‌ تاریخی ما باقی ماند. مردی که نشان داد که قدرت، اگر با دانش همراه نباشد، دوام زیادی نخواهد داشت. فروغی، چنان‌که از نامش پیداست، فروغی بود در میان تاریکی زمانه‌ خویش؛ گویی نوری آرام و اندیشمند که اگرچه خاموش شد، اما در تاریخ فرهیختگان ایرانی، هنوز درخشنده و تأثیر گذار است.

کد خبر 6630565

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha