خبرگزاری مهر- گروه دین، حوزه و اندیشه: چهار دهه پس از آغاز موجهای مهاجرت افغانستانیها به ایران، جامعه مهاجران افغانستانی دیگر تنها یک جامعه در حاشیه نیست؛ آنها اکنون نسلی تازه پدید آوردهاند که هویتی میانفرهنگی و پویا دارد. نسل دوم و سوم این مهاجران که در بستر جامعه ایرانی رشد کردهاند، نه کاملاً افغانیاند و نه صرفاً ایرانی؛ بلکه ترکیبی از هر دو فرهنگ را در زندگی، زبان و نگاه خود بازآفرینی کردهاند.
در همین مسیر، نشریه اینها با همکاری و همت خانواده امید کوشیده است تا از خلال روایتهای واقعی، ادبیات و هنر، به بازنمایی چهرهای تازه از این نسل بپردازد. مجموعه رسانهای خانواده امید که همواره بر ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی اقوام و مهاجران تأکید دارد، با پشتیبانی محتوایی و آموزشی از نشریه باغ، بستر گفتگو و دیدهشدن این صداهای نو را فراهم کرده است.
از نشریه باغ تا اینها، تنها یک روایت رسانهای نیست، بلکه گامی است برای شناخت و معرفی نسلی که میان دو سرزمین ایستاده، اما از دل همین میانه، جهانی تازه از معنا، هویت و همزیستی ساخته است. این تلاش مشترک، تلاشی فرهنگی برای ایجاد پیوند، درک متقابل و ساختن آیندهای مشترک میان دو ملت است. احمد مدقق، نویسنده و فعال حوزه ادبیات کودک و نوجوان، در گفتگو با خبرنگار مهر، از تجربههای خود در دهه ۹۰ با مرحوم محمدسرور رجایی و مسیر شکلگیری نشریه اینها میگوید.
*چگونه ایده انتشار نشریه اینها شکل گرفت؟
در دهه ۹۰ با همکاری مرحوم محمدسرور رجایی، نشریهای به نام باغ برای کودکان و نوجوانان افغانستانی منتشر میکردیم. این نشریه در ایران، افغانستان و حتی برخی کشورهای اروپایی توزیع میشد. در همان دوران متوجه شدیم بسیاری از نوجوانانی که در ایران متولد شده بودند، نمیتوانستند با بخشهایی از این مجله ارتباط برقرار کنند. از طرف دیگر، مرحوم رجایی دغدغه داشت هویت فرهنگی افغانستان در نشریه پررنگ شود. او مطالب ارسالی بچهها را بازنویسی میکرد و واژههای بسیار ایرانی را با معادلهای افغانستانی جایگزین میکرد، اما همین کار باعث میشد برخی نوجوانان متولد ایران نتوانند متن نهایی را بهخوبی بخوانند. همین موضوع برای من روشن کرد که نسلی تازه به وجود آمده که نه صددرصد افغانی است و نه صددرصد ایرانی و نیازمند ادبیات و محتوای فرهنگی ویژه خود است. اینجا بود که نخستین جرقههای نشریه اینها زده شد.
*ویژگیهای نسل دوم و سوم مهاجران افغانستانی در ایران چیست و چرا نیاز به تولید ادبیات خاص دارند؟
نخستین موجهای مهاجرت افغانستانیها به ایران از اوایل دهه ۶۰ و تقریباً پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد. پس از گذشت چهار دهه، با نسل دوم و سوم مهاجران روبهرو هستیم که نه صرفاً مهاجرند و نه کاملاً با جامعه میزبان یکی شدهاند؛ آنها در میانه دو فرهنگ ایستادهاند، اما چتری بزرگ به نام فلات فرهنگی ایران بالای سرشان گشوده شده است. این نسل به همان اندازه که از فرهنگ ایران تغذیه میکند، از فرهنگ کشور خود نیز تبعیت دارد. حضور پررنگی در مدارس و مراکز آموزشی دارد، در جشنوارههای فرهنگی و ورزشی موفق است و استعدادهای زیادی دارد، اما رسانهها کمتر به موفقیتهای آنها توجه میکنند. برای مثال، در جشنواره رشد آموزش و پرورش، بسیاری از برگزیدگان نوجوان افغانستانی هستند، اما وقتی جستوجوی اینترنتی انجام میدهید، بیشتر اخبار مربوط به بزهکاری یا مشکلات اجتماعی این نسل دیده میشود. همین مسئله نیاز به تولید ادبیات و محتوای فرهنگی ویژه این نسل را پررنگتر کرده است.
*آیا این مسئله فقط مربوط به ایران است یا نمونههای جهانی هم وجود دارد؟
در ابتدا فکر میکردم این مسئله فقط در ایران وجود دارد، اما بعدها فهمیدم یک چالش جهانی است. کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا و حتی شرق آسیا نیز با این چالش روبهرو هستند و برای نسل دوم مهاجران ادبیات و هنر تولید میکنند. برای نمونه، رمان خانه خودمان درباره نسل دوم ژاپنیها در آمریکا نوشته شده و در ایران نیز ترجمه شده است، یا رمان پاچینکو که دغدغههای نسل دوم کرهجنوبیها در ژاپن را روایت میکند و سریالی موفق نیز از آن ساخته شده است. این نمونهها نشان میدهد تولید محتوای فرهنگی برای نسل دوم مهاجران یک ضرورت جهانی است و محدود به ایران نیست.
*چه رویکردی در نشریه اینها دنبال میکنید؟
مهمترین رویکرد ما بازنمایی واقعی و روشن این نسل در ایران است. نشریه اینها یک دوفصلنامه فرهنگی و ادبی است که در قطع رحلی و ۵۲ صفحه تمامرنگی منتشر میشود. مطالب متنوع است و بر اساس اقتضائات فرهنگی نسل دومی تنظیم شده است. در ذیل مجله، میزگردهایی با حضور نوجوانان برگزار میشود؛ گفتوگوهای آزاد، معرفی فیلم، پویانمایی و کتاب، جلسات فیلمبینی و بحث آزاد از جمله برنامههاست. هدف این است که تصویری واقعی از این نسل ارائه دهیم، نه تنها بخشی از واقعیت که معمولاً در رسانهها بازتاب مییابد.
*میتوانید نمونهای از موفقیتهای این نسل ارائه دهید؟
نمونههای زیادی وجود دارد. برای مثال، محمدطاها اسحاقی، نوجوان ۱۴ ساله نسل سوم، قهرمان ووشو در آسیا شده است، اما در رسانهها اغلب با عنوان نوجوان افغانستانی معرفی میشود و افتخاراتش به نام دیگری ثبت میشود. پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله رژیم صهیونیستی، به ذهنمان رسید با علیرضا اکبری، بازیگر نسل دوم مهاجران که در فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع ایفای نقش کرده بود، گفتوگو کنیم. بهسختی او را پیدا کردیم، اما همان زمان متوجه شدیم که پس از سالها فعالیت و تلاش، دیپورت شده است. اینها سرمایههای ارزشمند فرهنگی ایران هستند که بر سر سفره فرهنگ ایران رشد کردهاند، اما همچنان با محدودیتها و ناملایمات اداری مواجهاند.
*چه چشماندازی برای نشریه و فعالیتهای خود دارید؟
هدف ما تنها انتشار نشریه نیست، بلکه ساختن پلی فرهنگی میان نسل میانفرهنگی و جامعه میزبان است. این نسل نیاز دارد هویت خود را بشناسد و مسیر رشد فرهنگی و اجتماعی سالمی داشته باشد. اگر محتوای مناسب تولید نکنیم، خودشان به دنبال پاسخ خواهند رفت و ممکن است مسیر اشتباهی را طی کنند. ما تلاش میکنیم با ادبیات و هنر، هم هویت این نسل را تقویت کنیم و هم ارتباطی سازنده با جامعه ایرانی برقرار شود.
*چگونه بازنمایی رسانهای این نسل را ارزیابی میکنید؟
متأسفانه بازنمایی رسانهها از نسل دوم و سوم مهاجران افغانستانی در ایران بسیار محدود و عمدتاً منفی است. تمرکز بیشتر بر بزهکاریها، مشکلات اجتماعی یا برخوردهای ناعادلانه است و موفقیتهای آنان در حوزههای آموزشی، ورزشی و فرهنگی کمتر دیده میشود. این مسئله تصویری غیرواقعی از این نسل ارائه میدهد، در حالی که آنها فعال، توانمند و افتخارآفرین هستند.
*چه پیام یا توصیهای برای جامعه و رسانهها دارید؟
تولید ادبیات، هنر و رسانه ویژه این نسل تنها دغدغه مهاجران نیست، بلکه مسئلهای ملی است. این نسل میتواند پلی میان دو فرهنگ باشد و با تقویت هویت خود، ارتباط سازندهتری با جامعه میزبان برقرار کند. رسانهها باید به موفقیتها، استعدادها و حضور فعال این نسل توجه کنند و تصویری واقعی و جامع ارائه دهند. تنها با شناخت درست و بازنمایی دقیق میتوان این سرمایههای فرهنگی را حفظ و تقویت کرد.



نظر شما