۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۰

خرده‌روایت‌های مهر از دی‌ماه زخمی/ ۱۸

شبی که اتوبوس‌های شهری هم امنیت نداشتند

شبی که اتوبوس‌های شهری هم امنیت نداشتند

در جریان اغتشاشات ۱۸ دی‌ماه، اتوبوس‌های شهری که برای جلوگیری از اختلال در خدمت‌رسانی در خیابان‌ها مانده بودند، هدف حمله آشوبگران قرار گرفتند. حملاتی که به سوختن صدها دستگاه اتوبوس انجامید.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب: حداقل یک‌بار در طول زندگی، هرکدام از ما از حمل‌ونقل عمومی شهری استفاده کرده‌ایم؛ از اتوبوس‌های شلوغ صبحگاهی گرفته تا تاکسی‌های خطی و مترو که امن‌ترین و در دسترس‌ترین گزینه برای عبور از دل شهر است. وسایلی که بی‌ادعا، هر روز بار زندگی مردم را به دوش می‌کشند و بخشی جدایی‌ناپذیر از جریان عادی شهر به شمار می‌روند. اما شب پنجشنبه، هجدهم دی‌ماه، حتی این شریان‌های حیاتی شهر نیز از دید آشوبگران پنهان نماندند.

در شبی که فضای برخی خیابان‌ها ملتهب و ناآرام بود، وسایل حمل‌ونقل عمومی تا آخرین لحظه در مسیر ماندند؛ نه از سر اجبار، بلکه بر اساس وظیفه‌ای که برای آن تعریف شده‌اند: خدمت‌رسانی به مردم و جلوگیری از اختلال در زندگی روزمره شهروندان. با این حال، این ایستادگی بهای سنگینی داشت.

بر اساس آخرین آمارهای اعلام‌شده، در جریان اغتشاشات آن شب، دست‌کم ۳۰۵ دستگاه اتوبوس و آمبولانس و ۲۵۳ ایستگاه اتوبوس دچار تخریب و آسیب شدند. آماری که تنها اعداد خشک نیست، بلکه پشت هر عدد، یک زندگی، یک خانواده و سال‌ها کار و خاطره نهفته است.

برای شنیدن روایت آن شب، به سراغ رانندگانی می‌رویم که برخی از آن‌ها سال‌هاست تنها راه تأمین معاش خانواده‌شان، همین اتوبوس‌ها بوده است. رانندگانی که هنوز با دیدن لاشه‌های سوخته اتوبوس‌ها، داغ دلشان تازه می‌شود و خاطره شبی را به یاد می‌آورند که خودشان آن را «آخرالزمانی» توصیف می‌کنند.

بسیاری از آن‌ها می‌گویند تا آخرین لحظه، طبق وظیفه ذاتی خود ایستادند؛ اما شرایط به سمتی رفت که دیگر امکان ایستادگی وجود نداشت.
یکی از رانندگان می‌گوید: «وقتی به سمت اتوبوس من آمدند و شروع به ضربه زدن کردند، گفتم نزنید، ما هم از خودتان هستیم، ملتیم، هممون یکی هستیم.»

شبی که اتوبوس‌های شهری هم امنیت نداشتند

راننده‌ای دیگر از ابزارهایی می‌گوید که در دستان مهاجمان دیده است: «چیزی شبیه کارد بود، اما بزرگ‌تر. دقیق نمی‌شد تشخیص داد، شبیه قمه بود. آمد سمت ما و گفت اگر جونت رو می‌خوای، برو پایین. ما تا آخرین لحظه گفتیم نکنید، این ماشین مال مردمه، مال بیت‌الماله. اما با لحن شدیدتری گفت برو پایین، به تو ربطی نداره، و ما را از اتوبوس بیرون کردند.»

روایت‌ها گاهی از تهدید فراتر می‌رود. راننده‌ای با صدایی لرزان تعریف می‌کند: «سه چهار نفر آمدند سمتم و پرسیدند چه‌کاره هستی. گفتم راننده‌ام. همین که فهمیدند، من را از اتوبوس کشیدند بیرون، به بدنه اتوبوس چسباندند و شروع کردند فیلم گرفتن. گفتند بگو علت آتش‌سوزی اتوبوس کار بسیج بوده.»

بسیاری از رانندگان هنوز نمی‌دانند چرا هدف حمله قرار گرفتند. آن‌ها می‌گویند نه نیروی امنیتی بودند و نه درگیر ماجراهای سیاسی؛ تنها رانندگانی بودند که مردم معترض هم تا ساعاتی قبل از همان اتوبوس‌ها استفاده می‌کردند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «همان مردمی که معترض بودند، مسافر اتوبوس ما بودند. نمی‌فهمیم چرا ما را زدند.»

با گذشت زمان و بازگشت برخی رانندگان به محل کار، ترس همچنان با آن‌ها مانده است. بسیاری از آن‌ها از استرس دائمی حرف می‌زنند؛ از این‌که در شلوغی خیابان، دوباره همان صحنه‌ها تکرار شود. یکی از رانندگان با بغض می‌گوید: «وقتی همسرم زنگ زد و احوالم را پرسید، بغضم ترکید. گفتم کتکم زدند. از آن شب به بعد، همسرم همیشه نگران است.»

در میان این تلخی‌ها، روایت‌هایی از همدلی مردم هم شنیده می‌شود. راننده‌ای از مسافری می‌گوید که شاهد سوختن اتوبوس بوده است: «گفت وقتی دیدم اتوبوس‌ها را آتش زدند، جگرم سوخت. این را کسی می‌گفت که با این اتوبوس کار نکرده بود، فقط گاهی سوار می‌شد و از آن استفاده می‌کرد.»

در کمتر از ده دقیقه، خیابان‌هایی که تا لحظاتی قبل پر از اتوبوس‌های شهری بود، به صحنه‌ای از لاشه‌های سوخته تبدیل شد. تصاویری که بعدها در فضای مجازی منتشر شد، گویای حجم خسارت و شدت خشونت بود.

برای رانندگان، اتوبوس فقط یک وسیله کار نیست؛ همراهی است که صبح تا شب با آن زندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ها می‌گویند دل کندن از اتوبوس برایشان ممکن نبود و با سوختن آن، بخشی از خاطرات و دل‌بستگی‌هایشان نیز سوخت.

یکی از رانندگان با مقایسه‌ای تلخ می‌گوید: «ما دوازده روز جنگ را هم دیده‌ایم؛ پدافند فعال بالای سرمان، موشک سجیل که شلیک شد را دیدیم. آن‌ها را تحمل کردیم، چون جنگ بود. اما اغتشاش و درگیری خودی، از درون آدم را نابود می‌کند.»

آن‌ها همچنین از وسایلی می‌گویند که برای ایجاد خسارت بیشتر روی زمین ریخته شده بود؛ ابزارهایی تیز که با هر بار افتادن روی زمین، به شکلی می‌ایستاد که لاستیک خودروها را پنچر کند و امکان تردد را از بین ببرد.

شبی که اتوبوس‌های شهری هم امنیت نداشتند

جمع‌بندی حرف‌های رانندگان، یک جمله ساده است: هیچ چیز با خشونت و تخریب درست نمی‌شود. آن‌ها نگران جوانانی هستند که به گفته خودشان، «گول خورده‌اند» و تحت تأثیر احساسات، وارد مسیری شده‌اند که هم به خودشان آسیب می‌زند و هم به خانواده‌هایشان.
یکی از رانندگان می‌گوید: «کسی که آموزش دیده باشد، راه فرار را بلد است؛ اما کسی که فریب خورده، اگر گیر بیفتد، خانواده‌اش هم درگیر می‌شود.»

روایت آن شب، فقط روایت سوختن چند اتوبوس نیست؛ روایت زخمی است که هنوز در دل شهر و در ذهن کسانی مانده که وظیفه‌شان، فقط رساندن مردم از نقطه‌ای به نقطه دیگر بود.

کد خبر 6728327

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha