خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان - فعال حوزه آموزش و پرورش؛ تعطیلیهای مکرر مدارس در فصل سرما که با هدف مدیریت مصرف انرژی اعلام میشود، در عمل با چالشهایی همراه شده است که نشاندهنده ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی، بهویژه در حوزه انرژی و آموزش است. یکی از مهمترین نمودهای این ناهماهنگی، نحوه مواجهه اداره گاز با مدارس در روزهای تعطیلی آموزشی است.
با وجود اعلام تعطیلی مدارس و جایگزینی آموزش غیرحضوری، واقعیت آن است که زیرساخت آموزش مجازی در کشور همچنان با ضعفهای جدی مواجه است؛ ضعفی که اینبار نهتنها متوجه دانشآموزان، بلکه بهطور مشخص متوجه معلمان است. بسیاری از معلمان در منازل خود از امکانات و زیرساخت لازم برای تولید محتوا، برگزاری کلاسهای مجازی و ارتباط پایدار آموزشی برخوردار نیستند. همین مسئله، لزوم حضور بخش قابل توجهی از معلمان در مدارس را، حتی در روزهای اعلامشده بهعنوان تعطیل، اجتنابناپذیر کرده است.
در چنین شرایطی، انتظار میرود مدارس حداقل امکانات لازم برای فعالیت محدود آموزشی را در اختیار داشته باشند. با این حال، بر اساس برخی گزارشها، مأموران اداره گاز بدون توجه کافی به استمرار فعالیت آموزشی مدارس و ضرورت حضور معلمان، اقدام به قطع گاز برخی مدارس و حتی اعمال جریمه علیه آنها کردهاند. این تصمیمات، مدارس را در وضعیتی متناقض قرار داده است: فعالیت آموزشی ادامه دارد، اما زیرساخت حیاتی آن با محدودیت جدی مواجه میشود.
رویکرد یادشده، اگرچه با هدف مدیریت مصرف انرژی اتخاذ میشود، اما در نبود هماهنگی با آموزشوپرورش و بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی مدارس، پیامدهایی فراتر از صرفهجویی انرژی به دنبال دارد. فشار مضاعف بر معلمان، کاهش اثربخشی آموزش غیرحضوری و فرسایش مدیریتی مدارس، تنها بخشی از نتایج این ناهماهنگی است.
بدیهی است که مدیریت مصرف انرژی، بدون درک دقیق از اقتضائات نظام آموزشی، نمیتواند به نتایج پایدار و منطقی منجر شود. انتظار میرود اداره گاز، در تعامل نزدیکتر با آموزشوپرورش، چارچوبی مشخص و هماهنگ برای مواجهه با مدارس در ایام تعطیلی تدوین کند؛ چارچوبی که ضمن توجه به ضرورت صرفهجویی، جایگاه مدرسه و نقش معلم در تداوم آموزش را به رسمیت بشناسد.
در بسیاری از کشورهای جهان، حوزه آموزش در زمره خدمات حیاتی و غیرقابلوقفه تعریف میشود و حتی در شرایط بحرانی مانند سرما، بحران انرژی یا حوادث طبیعی، مدارس و مراکز آموزشی از بالاترین سطح ملاحظه و حمایت برخوردارند. سیاستگذاران در این کشورها تلاش میکنند تصمیمات مرتبط با انرژی، حملونقل و خدمات شهری را بهگونهای تنظیم کنند که کمترین اختلال به فرآیند آموزش و فعالیت معلمان وارد شود و مدرسه بهعنوان یک نهاد راهبردی، قربانی تصمیمات بخشی و ناهماهنگ نشود.
مقایسه این رویکرد با آنچه امروز در برخی مدارس کشور شاهد آن هستیم، نشان میدهد که هنوز جایگاه آموزش و نقش معلم در اولویتبندیهای اجرایی بهدرستی درک نشده است. تا زمانی که آموزش نه بهعنوان یک حوزه حیاتی، بلکه بهعنوان سادهترین گزینه برای اعمال محدودیت تلقی شود، تصمیماتی مانند قطع گاز مدارس در روزهای تعطیلی آموزشی، همچنان تکرار خواهد شد.
بازنگری در این نگاه، و حرکت بهسوی الگویی که آموزش را در تراز اهمیت واقعی آن قرار دهد، شرط لازم برای مدیریت عقلانی همزمانِ ناترازیها و تعلیم و تربیت است؛ الگویی که در آن، مدرسه نه مسئله، بلکه بخشی از راهحل توسعه کشور تلقی شود.



نظر شما