۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۲۹

در سوگ اندوهی که شخصی نیست

در سوگ اندوهی که شخصی نیست

سوگ جمعی به واسطه فجایع انسانی و خشونت‌های جمعی و بحران‌های اجتماعی، سیاسی و بهداشتی، شکل می‌گیرد که فقط تجربه‌ای فردی محسوب نشده و بسیاری از افراد جامعه را دچار غم، خشم و افسردگی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: در دوره‌هایی از تاریخ اجتماعی، اندوه فقط تجربه‌ای فردی نیست؛ جامعه به‌طور هم‌زمان در حال سوگواری است. در چنین بزنگاه‌هایی، سوگ به احساسی فراگیر بدل می‌شود که در لایه‌های مختلف زندگی اجتماعی جریان می‌یابد و خود را در گفتار عمومی، روابط روزمره و حتی تصمیم‌های جمعی نشان می‌دهد. این اندوه مشترک، اگرچه می‌تواند همبستگی و همدلی اجتماعی را تقویت کند اما در صورت نادیده‌ گرفتن، به فرسودگی روانی و بی‌اعتمادی مزمن در سطح جامعه می‌انجامد.

سوگ جمعی چیست؟

سوگ جمعی به واکنش هیجانی مشترک یک جامعه، گروه یا ملت در برابر فقدان یا تهدیدی بزرگ گفته می‌شود؛ فقدانی که می‌تواند شامل مرگ گسترده انسان‌ها، فروپاشی احساس امنیت، از دست رفتن آینده قابل‌ تصور یا تخریب ارزش‌ها و معناهای بنیادین باشد. برخلاف سوگ فردی که معمولا به مرگ یک عزیز مشخص مربوط است، در سوگ جمعی، موضوع فقدان گاهی مبهم، نمادین یا چندلایه است. در سوگ جمعی، افراد ممکن است بپرسند: «چرا این اتفاق افتاد؟ آیا باز هم تکرار می‌شود؟ آینده چه می‌شود؟» این پرسش‌ها، تجربه سوگ را از سطح احساس غم، فراتر برده و آن را به بحرانی معنایی تبدیل می‌کند.

سوگ جمعی چه نشانه‌هایی دارد؟

پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند که سوگ جمعی می‌تواند با ترکیبی از واکنش‌های هیجانی، شناختی و جسمانی همراه باشد، از جمله غم و اندوه پایدار بدون علت شخصی مشخص، خشم، احساس بی‌عدالتی یا سرزنش مداوم، اضطراب، ناامنی و پیش‌بینی فاجعه، بی‌حسی هیجانی یا کرختی عاطفی، اختلال تمرکز، خستگی ذهنی و افت کارکرد روزمره و فرسودگی ناشی از مواجهه مکرر با اخبار ناگوار. نکته‌ مهم این است که این واکنش‌ها الزاما نشانه‌ اختلال روانی نیستند؛ بلکه اغلب پاسخ‌های طبیعی روان به شرایط غیرطبیعی‌اند.

چرا سوگ جمعی این‌قدر فرساینده است؟

چند عامل کلیدی، سوگ جمعی را پیچیده و طولانی می‌کند:

۱. تداوم بحران: برخلاف سوگ فردی که معمولا نقطه شروع مشخصی دارد، سوگ جمعی اغلب در بستری از بحران‌های پی‌درپی شکل می‌گیرد و فرصت ترمیم را از روان می‌گیرد.

۲. فقدان آیین‌های ترمیم‌کننده: آیین‌های سوگواری، نقش مهمی در پردازش فقدان دارند. در سوگ جمعی، این آیین‌ها یا وجود ندارند یا ناکافی‌ است.

۳. هم‌پوشانی با تروما: در بسیاری موارد، سوگ جمعی با تروماهای فردی و بین‌نسلی هم‌زمان می‌شود و شدت واکنش‌ها را افزایش می‌دهد.

در سوگ اندوهی که شخصی نیست

چه تفاوتی بین سوگ جمعی و افسردگی وجود دارد؟

یکی از نگرانی‌های رایج این است که نکند من دچار افسردگی شده‌ام؟ سوگ جمعی معمولا نوسانی است؛ لحظاتی از غم عمیق و لحظاتی از عملکرد نسبتا طبیعی وجود دارد. در افسردگی اساسی، احساس پوچی، ناامیدی و کاهش لذت پایدارتر و فراگیرتر است. اگر علائم بیش از چند ماه ادامه یابد، عملکرد فرد به‌طور جدی مختل شود یا افکار آسیب به خود شکل بگیرد، ارزیابی تخصصی ضروری است. سیستم روانی انسان برای این‌که بتواند با فقدان‌ها و فجایع کنار بیاید، به زمان نیاز دارد و در این وضعیت زمان، گره گشای واکنش سوگ به حساب می‌آید.

«نازنین آهنگری» دکترای روان شناسی بالینی و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این رابطه گفت: سوگ واکنش و تجربه‌ای طبیعی به فقدان است؛ این‌که فرد بعد از یک فقدان، نا امیدی، گیجی، غم، خشم، استیصال، دلتنگی، اختلالات خواب را تجربه می‌کند، واکنش‌های طبیعی به یک فقدان محسوب می‌شود اما اگر این واکنش‌ها پس از طی زمان مورد نظر برای سوگواری، همچنان ادامه داشته باشد، وجود افسردگی محرز می‌شود.

وی ادامه داد: فرد سوگوار را نباید از سوگواری منع کرد؛ یعنی نباید او را از صحبت درباره اتفاق دردناک منع کرد و نخواهیم نابهنگام به سمت زندگی عادی و فعالیت‌ها و روابط معمولی گذشته بازگردد. سیستم روانی انسان برای این‌که بتواند با فقدان‌ها و فجایع کنار بیاید، به زمان نیاز دارد و در این وضعیت، معنا پیدا کند؛ بنابراین زمان، گره گشای واکنش سوگ به حساب می‌آید اما طبیعی بودن این واکنش‌ها به این معنی نیست که فرد داغ‌دیده به تنهایی می‌تواند از این مسیر عبور کند، مثل فردی که پای او آسیب دیده و قطعا به زمان نیاز دارد تا این آسیب، ترمیم شود ولی در این میان به دارو، طی فرایند درمان و حمایت هم نیاز دارد.

در سوگ اندوهی که شخصی نیست

راهکارهای عملی برای عبور سالم‌تر از سوگ جمعی

۱. احساساتت را به‌ رسمیت بشناس: گفتن این جمله به خودت مهم است: احساسم قابل‌فهم است، حتی اگر فقدان شخصی نداشته باشم. انکار یا کوچک‌نمایی هیجان‌ها، آن‌ها را فرساینده‌تر می‌کند.

۲. مصرف خبر را تنظیم کن: در معرض مداوم اخبار ناگوار بودن، سیستم عصبی را در حالت هشدار مزمن نگه می‌دارد. زمان و منبع دریافت خبر را آگاهانه محدود کن.

سیستم روانی انسان برای این‌که بتواند با فقدان‌ها و فجایع کنار بیاید، به زمان نیاز دارد و در این وضعیت، معنا پیدا کند؛ بنابراین زمان، گره گشای واکنش سوگ به حساب می‌آید.

۳. بدن را وارد فرآیند ترمیم کن: پیاده‌روی، تمرین‌های تنفسی، حرکات کششی یا هر فعالیت بدنی ملایم، به تنظیم هیجانی کمک می‌کند زیرا سوگ فقط ذهنی نیست؛ در بدن هم ذخیره می‌شود.

۴. ارتباط انسانی را حفظ کن: صحبت با دیگران، حتی درباره احساسات مشترک، اثر محافظتی دارد. سوگ جمعی در انزوا تشدید و در ارتباط تعدیل می‌شود.

۵. معناهای کوچک اما واقعی بساز: در شرایطی که معناهای بزرگ فرو می‌ریزند، تمرکز بر کنش‌های کوچک قابل‌کنترل (کمک، مراقبت، یادگیری، خلق) می‌تواند حس عاملیت را بازگرداند.

در سوگ اندوهی که شخصی نیست

چه زمانی کمک حرفه‌ای لازم است؟

اگر احساس می‌کنید اندوه یا خشم دائم شدیدتر می‌شود، خواب، اشتها یا تمرکز به‌طور جدی مختل شده و امید به آینده به‌ شدت کاهش یافته، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌درمانگر نه نشانه ضعف، بلکه اقدامی مسئولانه برای مراقبت از سلامت روان است.

آهنگری در این رابطه اظهار کرد: وقتی فرد داغ دیده از بیان احساسات و افکار درباره واقعه خودداری می‌کند، به نحوی دچار کرختی هیجانی شده و موجب نگرانی اطرافیان می‌شود و نمی‌تواند واکنش سوگوارانه نشان بدهد، زمانی که افکار خودکشی یا خود آسیب رسان و دیگر آسیب رسان دارد، زمانی که دچار اختلالات خواب و اشتها و کاهش وزن شدید می‌شود، نیازمند مراجعه به روان شناس و روان پزشک است.

وی افزود: اگر علائم سوگ در فرد سوگوار بیش از ۶ ماه طول بکشد و حتی سال‌ها پس از سوگ، به زندگی عادی بازنگشته و فقدان را باور نکرده و در انکار باشد، به کمک حرفه‌ای متخصصان سلامت روان نیاز دارد. اگر علائم سوگ در فرد سوگوار بیش از ۶ ماه طول بکشد و حتی سال‌ها پس از سوگ، به زندگی عادی بازنگشته و فقدان را باور نکرده و در انکار باشد، به کمک حرفه‌ای متخصصان سلامت روان نیاز دارد.

قرار نیست این سوگ جمعی را به تنهایی طی کنیم

سوگ جمعی، واکنشی انسانی به رنج‌های مشترک است. فهم این پدیده کمک می‌کند به‌جای سرزنش خود یا دیگران، با آگاهی و همدلی بیشتری از این دوره عبور کنیم. ترمیم روانی، فرآیندی فردی–جمعی است؛ و هیچ‌کس قرار نیست این مسیر را به‌ تنهایی طی کند. آهنگری در این رابطه گفت: افراد داغ دیده و به خصوص در شرایطی که فقدان بسیار آسیب زننده (تروماتیک) باشد، مستعد افراد خود آسیب رسان و حتی دیگر آسیب رسان است. گاهی فرد به دنبال انتقام جویی از خود و دیگران است.

همچنین افکار سرزنش آمیز مبنی بر این‌که «چرا من زنده مانده‌ام و عزیزم را از دست دادم، من زیادی‌ام، من مستحق زندگی نیستم.» می‌تواند هیجان‌های دردسرآفرینی برای فرد ایجاد کند که در کنار نبود مهارت‌های تنظیم هیجان، آسیب‌های برگشت ناپذیری را به فرد داغ دیده متحمل می‌کند. وی اظهار کرد: بنابراین فرد داغ دیده، نیازمند حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم توسط اطرافیان و حتی مراقبت‌هایی برای برآورده شدن نیازهای اولیه است و در واقع نباید این فرد رها شود.

اگر زخم را ترمیم نمی‌کنید، نمک نپاشید

بسیاری از افراد جامعه به واسطه اتفاقات اخیر در دی ماه ۱۴۰۴ داغ‌دار عزیزان خود هستند و این داغ تبدیل به سوگ جمعی شده است. در این وضعیت، برخی افراد و رسانه‌ها با دسته بندی کردن جامعه و اهانت به عزیزان از دست رفته، بر این زخم، نمک می‌پاشند و داغ را تشدید می‌کنند. حتی بسیاری از افرادی که عزیزی را در این حوادث از دست نداده‌اند هم شرایط مساعد روانی نداشته و در انجام فعالیت روزمره و کاری دچار مشکل و بی‌انگیزگی شده‌اند. شرایطی که برای ترمیم آن به زمان نیاز داریم؛ نه این‌که نمک بر زخم بپاشیم.

کد خبر 6741830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha