۲۷ مهر ۱۴۰۵، ۹:۳۰

گواهی‌های انسانی/ ۴۳

ماکان و فاطمیه

ماکان و فاطمیه

عزاداری به آدم تکلیف می‌دهد؛ تکلیف شناخت ستم، همراهی با مظلوم، و ایستادگی در برابر ظالم. تولی و تبرّی در همین انتخاب‌ها به زندگی ما راه پیدا می‌کنند.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: در فاطمیه از فاطمه سخن می‌گوییم که در برابر انحراف از برنامه پیامبرانه رشد جامعه انسانی ایستاد. فاطمه از امامت، ماموریت پیامبرانه‌ای که پیامبر مجری آن را امیر مؤمنان تعیین کرده بود، و از آینده جامعه مسلمانان دفاع کرد، در مسجد خطبه خواند، و مردم را به مسئولیتشان فراخواند. به خانه‌اش هجوم بردند و فاجعه آفریدند. او رنج کشید و دست از اعتراض نکشید، و با وصیت به دفن شبانه، جدایی عزّت واقعی از شکوه ظاهری را در ظلمت و سکوت فریاد زد. شیعه با عزاداری فاطمه، اعتراض را زنده نگه داشته است.

در مرکز این واقعه، زنی و مادری ایستاده است که برای آینده جامعه مسئولیت می‌پذیرد، و در برابر لغزش قدرت‌طلبانه مقاومت می‌کند. تاب‌آوری چنین بنیانی دارد؛ توان حفظ و پرورش زندگی، توان ادامه دادن در سختی، و توان دفاع از حاصل این پرورش. این‌ها عنصرهای زنانه و مادرانه سازندۀ فرهنگ بشری هستند. جامعه برای ایستادگی به این نیرو نیاز دارد. مادری، مسئولیتی در قبال آینده است و مقاومت از همین مسئولیت نیرو می‌گیرد.

میناب امروز همین معنا را پیش چشم ما آورده است. آمریکا کودکان را در مدرسه کشت و مادران را داغدار کرد. هیچ بخشی از پیکر ماکان نصیری پیدا نشد. این جنایت به بنیادی‌ترین پیوند انسانی حمله کرده است؛ مادر کودکی را پرورده، او را به مدرسه فرستاده، و قدرت متجاوز امکان ادامۀ زندگی کودک را نابود کرده است. میناب با این داغ، نماد رنج مادرانه در برابر تجاوز غارتگران شده است.

امسال بیش از هزار نفر از پانصد هیئت مذهبی برگزیده، برای گردهمایی سالانه آمادگی فاطمیه به هرمزگان و میناب رفته‌اند. آنان با این انتخاب، پیوند سوگ فاطمی و رنج مادران میناب را در عمل برقرار کرده‌اند. مردم برای آمادگی در استقبال از عزاداری فاطمیه، به حضور داغداران میناب رسیده‌اند. این رفتن، ادای احترام است. خانواده‌های میناب دیده‌اند که هیئت‌ها نمایندگان خود را نزد آنان فرستاده‌اند و رنجشان را مسئله خود می‌دانند.

هیئت از راه چنین رابطه‌هایی در جامعه ریشه می‌دواند. اعتقاد مشترک، مردم را گرد هم می‌آورد و آنان را در برابر یکدیگر مسئول می‌کند. تکریم خانواده‌های شهدا بخشی از مسئولیت دینی ما است. عزاداری به آدم تکلیف می‌دهد؛ تکلیف شناخت ستم، همراهی با مظلوم، و ایستادگی در برابر ظالم. تولی و تبرّی در همین انتخاب‌ها به زندگی ما راه پیدا می‌کنند. حضور در میناب، برای این تکلیف صورت عملی ساخته است.

این دیدار با پایان گردهمایی تمام نمی‌شود. شرکت‌کنندگان به پانصد هیئت بازمی‌گردند و میناب را با خود می‌برند. در مجلس فاطمیه از کودکان میناب خواهند گفت، از مادران و از آمریکایی که این جنایت را مرتکب شده است. این‌گونه عزاداران می‌توانند، ستمگر و ستمدیدۀ جهان امروز را بشناسند و مسئولیت خود را در برابر آنان بدانند. روایت میناب به مجالسی راه می‌یابد که مردم در آن‌ها برای حفظ یاد مظلوم متعهد می‌شوند.

هیئت‌ها به رنج مردم میناب احترام گذاشته‌اند و اکنون مسئولیت دارند حکایت آنان را زنده نگه دارند. این رفتن و بازگشتن، نیروی مادرانه مقاومت را میان مردم گسترش می‌دهد. فاطمیه با چنین حضوری، به جامعه برای دفاع از حق و ادامه زندگی توان می‌دهد.

کد مطلب 6982301

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha