لیلا مهدوی
-
چرا نام کتاب «خون دریا» شد؟ روایت تلخ لیلا مهدوی از کربلای ۴
لیلا مهدوی، نویسنده کتاب «خون دریا»، از تصویری تکاندهنده از عملیات کربلای ۴ گفت؛ جایی که به روایت رزمندگان، خون روی آب بالا میآمد و این تصویر الهامبخش عنوان کتاب شد.
-
«بابای من مهدیست»، روایت جانبازی که رمانش را پیدا کرد
نویسنده رمان «خون دریا» فکر نمیکرد روزی مهدی داستانش را در دنیای واقعی پیدا کند؛ تا اینکه در نمایشگاه کتاب، دختری دست پدر جانبازش را گرفت، مقابل او ایستاد و با گریه گفت: «بابای من مهدی است.
-
در گفتگو با مهر بیان شد؛
جنگ از جایی شروع میشود که روایت قهرمانیها تمام شده است
در «خون دریا»، قهرمان جنگ در میانه فروپاشی روانی و بحران خانوادگی روایت میشود. نویسنده معتقد است برای شناخت قهرمانان دفاع مقدس، بهجای دیدن تعالی آنها، رنجهای مسیر رسیدن را روایت کرد.
-
بعضیها میروند تا راه خانه باز بماند
مصطفی رحیمی آن شب از خانه رفت تا برگردد، اما ترکشها پیش از اذان صبح، آخرین تماس همسرش را بیپاسخ گذاشتند.
-
آخرین نگاه هم ممنوع بود
فقط یک لحظه چشمم افتاد به نوشتهای سرخ روی کفن: «کفن باز نشود.» بعد تخته را گذاشتند، منگنه زدند و پرچم را روی تابوت کشیدند؛ انگار قرار بود حتی آخرین نگاه هم از این شهید دریغ شود.
-
«دوازده صفر سه» وقتی خبر از میدان به تاریخ میرسد
نویسنده «دوازده صفر سه» این کتاب را روایتی فراتر از یک تشییع و روزنگاری واقعه میداند؛ جستاری روایی که از دل یک خبر، به تجربه زیسته نویسنده و تاریخ معاصر غرب آسیا و معنای کنش جمعی میرسد.
-
هیچ دو انفجاری شبیه هم نیستند
انفجار در هرمزگان دامنه وسیعی دارد، انگار روی سطح آب پخش شود. صدایش بم است و خیلی عمیق؛ یک جایی توی گوش آدم میماند و بعد غرق میشود. اما صدای انفجار در تهران دفعی است. زیر است و بلند.
-
آثار لیلا مهدوی، محور سومین بسته محتوایی «به استقبال» شد
نهاد کتابخانههای عمومی کشور با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و معرفی کوتاه نویسندگان و چهرههای اثرگذار ادبی ایران، سومین بسته محتوایی «به استقبال» را به لیلا مهدوی اختصاص داد.
-
وقتی درد، زبان مشترک انسان میشود/ واکاوی فرم و محتوای لهجههای غزهای
روایتها در لهجههای غزهای بهگونهایست که در هر ورق راوی یک لحظه از واقعیت را ثبت میکند ولی عمق کلمات به واسطه خلوص و البته فرم روایی در ذهن مخاطب ژرفا دارد.