۱۲ تیر ۱۳۸۹، ۱۸:۵۷

ایزدپناه:

بی‌توجهی به اصل همبستگی علوم نوعی غفلت خسارت‌بار معرفتی است

قم - خبرگزاری مهر: استاد حوزه و دانشگاه گفت: بی‌توجهی به اصل همبستگی و بررسی جدی در باب آن یک غفلت تاریخی و خسارت بار معرفتی است.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، حجت‌الاسلام عباس ایزدپناه بعد ازظهر شنبه در نشست علمی بررسی نظریه همبستگی علوم که به همت دفتر جنبش نرم افزاری دفتر تبلیغات اسلامی برگزار شد اظهار داشت: تاکنون در فلسفه علم و همچنین علوم اسلامی، بحثی با عنوان همبستگی علوم نداشته‌ایم، اگرچه دانشمندان به این بحث عنایت داشته‌اند، از این رو تبیین جایگاه علمی این نظریه حائز اهمیت است. بعد از تبیین جایگاه این نظریه، پرداختن به تاریخچه این بحث در بین علما، و دانشمندان هم ضروری است.

وی ادامه داد: ما گفتمان همبستگی علوم را با مباحث علم شناسی مشترک می‌آوریم و به همین دلیل همبستگی مورد بحث ما، عنوانی عام و فراگیر است که به عنوان مسئله مشترک بین همه علوم مورد بحث قرار خواهد گرفت.

این استاد حوزه و دانشگاه با طرح این سئوال که آیا بین علوم مختلف که دارای روش، اهداف و مسائل مختلف هستند، گسست حکمفرماست یا ارتباط برقرار است؟ با بیان اینکه سه گرایش در این بحث وجود دارد، اظهار داشت: نظر اول می‌گوید علوم از هم جدا هستند و ارتباطی بین آنها نیست، توضیح اینکه این نظریه به نام تئوری جزیره‌های جدا از هم نامیده شده که بر این اصل تأکید دارد که علوم به لحاظ تمایز روش، موضوع و هدف تئوریک و عملی نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند؛ بنابراین علوم مانند جزیره‌های پراکنده‌ای هستند که هیچ گونه پیوندی بین آنها نیست.

وی ادامه داد: یک از تئوری‌های گسست گرا، تئوری تحلیلی زبانی در ویتگانشتاین متاخر است که بر اساس آن معرفت عملی، معرفت دینی و معرفت هنری همچون جزایر غیرمرتبط و گسسته از هم تلقی می‌شوند، چنان که مکتب تفکیک میرزا مهدی اصفهانی و حوزه خراسان در جان اسلام، اخباری‌گری شیعه و حنبلی و مالکی و باطنی‌گری در اندیشه اهل سنت به نوعی گسست معرفتی فاحشی میان علوم صحه می‌گذارند که باید در جای خود نقد و ارزیابی شوند.

ایزدپناه تصریح کرد: نظریه دوم، تبعیض نام دارد که از همبستگی محدود میان علوم طرفداری می‌کند مانند رابطه علوم انسانی و علوم اسلامی، که این نظریه طرفداران بسیاری دارد.

وی با بیان نظر سوم در این رابطه گفت: اندام وارگی علوم، نظریه دیگری است که بیانگر درهم تنیدگی و همبستگی ارگانیک علوم است که بر پیوند میان علوم دینی یا غیر دینی تاکید دارد، به گونه‌ای که اگر گوشه‌ای از این ارتباط دستخوش افزایش یا کاهش قرار گیرد، حوزه‌های دیگر را دستخوش تحول و تغییر قرار خواهد داد؛ بنابراین علوم می‌توانند و باید در تعامل با یکدیگر باشند تا توسعه پیدا کنند.

نظریه اندام وارگی در حکمت ایران ریشه دارد

ایزدپناه با تشریح نظریه اندام وارگی علوم، این نظریه را نظریه مختار خود معرفی کرد و اظهار داشت: این نظریه هم در غرب و هم شرق طرفدارانی دارد که شاید برجسته ترین طرفدار آن افلاطون باشد.

این استاد حوزه علمیه قم، با مطرح کردن ارسطو، افلاطون، ابوعلی سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا، علامه طباطبایی و شهید مطهری به عنوان طرفداران این نظریه، از ریشه داشتن این نظریه در حکمت ایران سابق، حکمت هند و حکمت یونان باستان سخن گفت.

وی گفت: ابوعلی سینا هم به صورت نظری و تئوریک به این بحث پرداخته و هم به صورت عملی در کتاب شفا و نجات، این روش را اجرا کرده است و می‌توان گفت که مبنای کار ملاصدرا در آثارش همبستگی معارف است یعنی پیوند قرآن و فلسفه و عرفان در نظر او بسیار پر رنگ است.

ایزدپناه با اشاره به دلایل نظریه مختار خود، اظهار داشت: همبستگی علوم بر مبانی معرفت شناختی، مبانی هستی شناسی، همبستگی ساختاری علم شناختی، پدیده رشته‌های میان رشته‌ای را می‌توان از دلایل نظریه اندام وارگی علوم دانست.

وی با توضیح مقوله مسائل میان رشته‌ای گفت: برجستگی و هویت مسائل میان رشته‌ای در حوزه علوم از پدیده‌های شگفت‌انگیز است که بر اصل پیوند اندام‌واره علوم صحه می‌گذارد. توسعه علوم میان رشته‌ای این اصل علم شناختی است که بی‌توجهی به حلقه‌های ربط و تعامل میان علوم موجب انحطاط علوم و توسعه دانش است، یعنی بی‌توجهی به اصل همبستگی و بررسی جدی در باب آن یک غفلت تاریخی و خسارت بار معرفتی است.

در ادامه جلسه، حجت‌الاسلام معلمی به عنوان ناقد این نظریه گفت: یک از مسائلی که در این بحث به نظرم رسید، این است که باید رابطه ارگانیک تعریف شود زیرا ارتباط شاخه‌هایی مانند تائید، ابطال و تکمیل دارد که منظور نظریه‌پرداز کدام یک از اینهاست، اگر هر یک از اینها باشد و در تمام گزاره‌ها نسبیت پیش می‌آید که آقای سروش نظریه قبض و بسط را بر این پایه‌گذاری کرده‌اند.

وی خطاب به ایزدپناه تصریح کرد: اینکه به افلاطون و دیگر دانشمندان اشاره کردید، به چه دلیل بود و اصولا بر طبق کدام معنای ارتباط، نسبت دادید؟

معلمی گفت: دلایل شما اثبات ارتباط فی الجمله بود و برای اثبات کافی به نظر نمی‌رسید.

حجت‌الاسلام حاجی ابراهیمی نیز در این نشست علمی اشکالات خود بر این نظریه را مطرح کرد و نظریه دوم را بر نظریه مختار نظریه‌پرداز ترجیح داد و گفت: در مجموع نظریه ابهاماتی وجود دارد همانند آنچه اشاره شد در معنای اتصال و اشتراک و وحدت ابهام وجود دارد.

وی با اشاره به دلیلی که می‌گفت: انحطاط علوم به خاطر گسست علوم و توسعه آن مرهون پیوند علوم است، گفت: یک ملازمه منطقی بین صغری و کبری نیست بلکه ممکن است یک مقارنه تاریخی باشد، علاوه بر اینکه آقای باربو در کتاب علم و دین می‌گوید، گره خوردن اندیشه کاتولیک با مبانی ارسطو باعث شده بود تا نتواند علم جدید شکل بگیرد.

دبیر علمی نشست بررسی نظریه همبستگی علوم نیز در این نشست با بیان اینکه پیوستگی علوم از مسائل قدیمی مورد بحث در بین دانشمندان است، اظهار داشت: گذشتگان در علوم مختلفی مانند فلسفه و منطق و... به تبویب علوم و ارتباط آن با علوم دیگر پرداخته‌اند که می‌توان به کتاب‌هایی مانند احصاء العلوم، رسائل اخوان الصفا و... اشاره کرد.

ابراهیم علی‌پور گفت: فارابی با تقسیم علوم به نظری و عملی و دانشمندان دیگر با ارائه بحث‌های تنازع میان علوم و دین به این بحث پرداخته‌اند.
 

کد خبر 1111396

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha