عدالت و انصاف دو فضیلت اند که بدون آنها شوره‌زار خواهیم داشت

عدالت اجتماعی و انصاف دو فضیلت اند که بدون آنها شوره‌زاری خواهیم داشت و در این شوره زار، قانون قدرت خویش را از دست می‌دهد و خودش به موضوع مستقل تبدیل می‌شود

به گزارش خبرنگار مهر، عبدالله صلواتی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در یادداشتی با عنوان سرشت اخلاقی قانون به این مسئله پرداخته است:

ارسطو با توجه به دو ساحت عملی و نظری نفس، فضائل را به دو گونه اخلاقی و فکری دسته بندی کرد. بعدها فضائل الهیاتی همانند ایمان، امید، و عشق به دو گونه فضائل ارسطو اضافه شد.

معرفت در دیدگاه برخی معرفت شناسان سرشت اخلاقی دارد و معتقدند با داشتن فضائل اخلاقی و فکری و الهیاتی همانند عدالت و انصاف و امید، به صدق بیشتری دست خواهیم یافت و اگر معرفت را تشکیکی بدانیم به مراتب بالاتر معرفت راه خواهیم یافت.

تدوین قانون، اجرای آن، نظارت بر آن، بازنگری آن ووو همگی نیازمند اقتدا به اخلاق است البته اخلاقی از سنخ مراقبت نه اخلاق ناظر به طیف خاصی از مردمان یا جنسیت خاص.

ما هرچقدر قانون خوب داشته باشیم اما مدیر و مجری خوب قانون نداشته باشیم مصوبات حقوقی فقط برای طیفی قانون است و برای طیفی دیگر، پر از سود حزبی و شخصی، و طایفه‌ای هم که نمی‌توانند از سود بگذرند در پی گریز از قانون بر می آیند.

شاید بتوان گفت قانون همانند معرفت، سرشتی اخلاقی دارد بنابر آنکه قانون بدون زمینه و چارچوب اخلاقی قدرت آبادگری خویش را از دست می‌دهد تو گویی باید از مریخ یا کرات آسمانی دیگر باید موجوداتی بیایند تا قانون‌های خوب زمینیان را اجرا کنند.

عدالت اجتماعی و انصاف دو فضیلت اند که بدون آنها شوره‌زاری خواهیم داشت و در این شوره زار، قانون قدرت خویش را از دست می‌دهد و خودش به موضوع مستقل تبدیل می‌شود مثلاً به عنوان یک حرفه در می‌آید اما کمکی به بهتر شدن اوضاع و پیشگیری از جرم نمی‌کند.

استیلای بر دیگران و به تعبیر لویناس دور شدن از دیگری و میل به حاشیه راندن و سرکوب دیگری می‌تواند مقدمات قانون گریزی را بنحو حداکثری رقم زند.
همچنین نبودن مجری قانون فضیلت مند در مسند کار می‌تواند منافع ملی و کلان را قربانی منافع حزبی و شخصی کند.

با توجه به فضیلت فکری همانند دقت، تعمق، پیگیری، تصور دقیق ووو فقدان ذهنیت درست و تصور دقیق کارگزار از نهادی که در آن خدمت می‌کند می‌تواند مقدمات انحراف از قانون را فراهم آورد مثلاً مدیری که در سازمان شهرداری کار می‌کند و ذهنیت و تصور دقیقی از ایده شهرداری نداشته باشد و شهرداری را احیاناً با پادگان اشتباه بگیرد قطعاً در سیاست گذاری و مدیریت و برنامه‌ریزی دچار اشتباه خواهد شد و قوانین را تا آنجایی که ذهنیتش در می‌یابد بکار می‌بندد و مابقی قانون را نادیده می‌گیرد.....

کد خبر 4674467

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 5 =