خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: علیاشرف مجتهد شبستری، متولد ۱۳۲۶ در تبریز، دیپلماتی حرفهای با بیش از چهار دهه سابقه در دیپلماسی، سیاست خارجی و روابط بینالملل است. او پس از تحصیل در تبریز، بخش عمده زندگی کاری خود را در تهران و در مأموریتهای بلندمدت در آمریکا، سوئیس و تاجیکستان سپری کرده و به بیش از پنجاه کشور جهان سفر کرده است. وی سابقه خدمت در نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک، سفارت ایران در تاجیکستان و سفارت در سازمان ملل ژنو را دارد. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ ریاست دفتر اوچا در تهران و سپس مسئولیتهای مشاورهای در حوزه محیط زیست را بر عهده داشته است.
مجتهد شبستری دانشآموخته اقتصاد بینالملل و دارای تبحر در مذاکره و میانجیگری است. بهپاس نقش مؤثر در مذاکرات صلح تاجیکستان، نشان صلح و دوستی این کشور و تقدیر کمیته بینالمللی صلیب سرخ را دریافت کرده است. او همچنین رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان نیز هست. با او درباره پیوندهای ایران و تاجیکستان گفتگو گردیم که مشروح آن را میخوانید:
پیوند ایران با تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه به چه صورتی است؟
پیوند ایران با تاجیکستان و بخشهایی از آسیای میانه پیش از آنکه سیاسی یا دیپلماتیک باشد پیوندی تاریخی، تمدنی و فرهنگی است این ارتباط بر پایه زبان فارسی، سنتهای مشترک ادبی، تاریخ سیاسی پیشامدرن و شبکههای دینی و عرفانی شکل گرفته است. سرزمینهایی چون بخارا سمرقند، فرغانه و بدخشان برای قرنها در حوزه تمدن ایرانی اسلامی قرار داشتند و فارسی زبان، علم، دیوان ادب و ارتباط میان نخبگان بود. شاعران فقیهان و صوفیان بدون توجه به مرزهای جغرافیایی امروز میان این مناطق رفتوآمد داشتند و نوعی فضای فرهنگی واحد را پدید آورده بودند که امروزه از آن با عنوان «ایران فرهنگی» یاد میشود. تاجیکستان تنها کشور آسیای میانه است که زبان رسمی آن فارسی (تاجیکی) است و از این نظر، پیوند آن با ایران ماهیتی بنیادین و هویتی دارد.
در سالهای سلطه شوروی مردم تاجیکستان چگونه این پیوند را حفظ میکردند؟
در دوران شوروی تلاشهای فراوانی برای دور نگاه داشتن تاجیکان از فرهنگ نیاکانشان و همتباران و هم زبانانشان صورت گرفت. زمانی هم که خواستند تاجیکان دولت خودمختار یا جمهوری داشته باشند، آنها را از مرکزهای سیاسی و فرهنگی مانند سمرقند، بخارا، فرغانه و.... که گهواره تمدن تاجیکان بود جدا کردند و در روستایی نه چندان معروف، مرکز علمی و فرهنگی و پایتخت برایشان درست کردند مردم از دین و مذهب محروم شده، مساجد و مدرسهها ویران گردیده کتابها سوزانده شده و اهل علم و هنر به قتل رسیدند. از سال ۱۹۲۷ تغییر تدریجی خط فارسی به الفبای لاتینی آغاز گردید تا اینکه در ۱۹۲۹ خط لاتین رسمیت یافت و در ۱۹۴۰ الفبای سریلیک جایگزین خط لاتین شد. بسیاری از فرهیختگان تاجیک معتقدند که به خاطر تغییر خط، تاجیکان عملاً دو بار بی سواد شدند و رژیم کمونیستی برای دور نمودن آنها که جزو معدود اقوام دارای فرهنگ کهن در آسیای مرکزی بودند از فرهنگ و آئین و دین نیاکان خط فارسی را عوض نمودند جنگ داخلی در تاجیکستان نیز در ادامه همان سیاست دور نمودن هم زبانان و هم فرهنگان از همدیگر بود اما خوشبختانه فتنهانگیزان موفق نشدند و دولت و اپوزیسیون تاجیک با درس گرفتن از فرهنگ غنی خود و به کمک ایران و روسیه به این جنگ برادرکش خاتمه دادند.
در اینجا باید خاطر نشان شود که به رغم تلاش بیوقفه و اعمال خشونت شوروی برای از بین بردن دین و زبان و فرهنگ، تاجیکان این مردمان پاکسرشت با چنگ و دندان از فرهنگ و زبان و آئین نیاکان خود محافظت کردند. در ایام ماموریتم در تاجیکستان، خاطرات زیادی از فرهیختگان سالخورده تاجیک درباره مشقاتی که در دوران تسلط شوروی برای حفظ زبان و فرهنگ و دینشان متحمل شده بودند شنیدم و خواندم، که همگی نشان از عمق ایمان و اعتقاد مستحکم آنها به اسلام و فرهنگ نیاکان دارد. در همان روزهای اول ماموریتم متوجه شدم ذهنیتی که از «کمونیست» در ذهن ما هست (فردی بیدین)، در تاجیکستان مصداق نداشت زیرا حتی آنهایی که عضویت حزب کمونیست را داشتند و بدان میبالیدند، میگفتند «الحمدلله مسلمانیم!» پیر مردی که سالها عضو حزب کمونیست بود تعریف میکرد که بهنگام فوت مادرش در زمان استالین، از ترس رؤسای کمونیستش که از مسکو آمده بودند، نتوانسته بود مادرش را با رعایت مراسم اسلامی دفن کند؛ نیمه شب به اتفاق چند تن از محارم نبش قبر کرده و مادرش را غسل و کفن و دفن میکنند.
در دوره سلطه شوروی، پیوند مردم تاجیکستان با ایران و سنت فارسی زبان، اگرچه در سطح رسمی و سیاسی قطع شد، اما در لایههای عمیق فرهنگی و اجتماعی تداوم یافت. زبان فارسی تاجیکی در خانواده، محافل غیررسمی، شعرخوانیها روایتهای شفاهی و ضربالمثلها حفظ شد. ادبیات کلاسیک، فارسی به ویژه آثار، رودکی، فردوسی، حافظ و سعدی، حتی با خوانش ایدئولوژیک شوروی در نظام آموزشی حضور داشت و نقش مهمی در حفظ حافظه تاریخی ایفا میکرد همچنین زیارتگاهها مناسک دینی و شبکههای صوفیانه (به صورت پنهان یا نیمه رسمی) فعال ماندند و نوعی «اسلام فرهنگی» یا «اسلام موازی» را منتقل کردند که حامل عناصر هویت ایرانی اسلامی بود. بدینسان پیوند با ایران نه از طریق سیاست، بلکه از راه زبان، دین و حافظه جمعی زنده ماند.
قبل از سلطه شوروی و بعد از استقلال جمهوری تاجیکستان این پیوند و رابطه چه تفاوتی پیدا کرده است؟
پیش از سلطه شوروی پیوند میان ایران و سرزمینهای تاجیکنشین پیوندی طبیعی و پیوسته بود و زبان فارسی بدون مانع سیاسی در همه عرصهها جریان داشت. با استقرار حکومت شوروی، این پیوند به صورت مصنوعی گسسته شد و سیاستهای هویتی جدید، از جمله تغییر خط و مهندسی ملیتها فاصلهای رسمی میان ایران و تاجیکستان ایجاد کرد. پس از استقلال تاجیکستان در سال ۱۹۹۱، این پیوند دوباره در سطح رسمی و دولتی احیا شد و همکاریهای فرهنگی، دانشگاهی و زبانی گسترش یافت. با این حال رابطه پس از استقلال با رابطه پیشامدرن تفاوت اساسی دارد؛ زیرا امروز این پیوند آگاهانه نمادین و مبتنی بر دیپلماسی فرهنگی است و در چارچوب دولتملتهای مستقل و نه در بستر یک حوزه تمدنی واحد و بدون مرز سیاسی تعریف میشود.
به جز رودکی چند شاعر یا فرد نامدار در تاجیکستان مدفون هستند؟
در تاجیکستان، افزون بر رودکی که آرامگاهش در پنجکنت قرار دارد شمار دیگری از شاعران عارفان و اندیشمندان برجسته مدفوناند که نقش مهمی در فرهنگ فارسی و هویت تاجیکی داشتهاند. از جمله آنان میتوان به میر سید علی همدانی در کولاب اشاره کرد که شخصیتی فراملی و بسیار تأثیرگذار در تصوف و فرهنگ اسلامی است. مولانا چرخی عارف بزرگی که مقبرهاش در نزدیکی دوشنبه است. همچنین شخصیتهایی چون صدرالدین عینی و باباجان غفوروف که از بنیانگذاران هویت مدرن تاجیکستان محسوب میشوند، در دوشنبه مدفوناند. افزون بر این چهرههای شناخته شده آرامگاههای متعددی از صوفیان و عالمان محلی وجود دارد که هرچند شهرتی جهانی ندارند اما در حافظه فرهنگی مردم تاجیکستان جایگاهی مهم دارند. نزدیک شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان، قبرستان لوجاب به طور کلی به عنوان محل دفن شاعران و نویسندگان نامدار و شخصیتهای برجسته فرهنگی ادبی و علمی تاجیکستان شناخته میشود و نمادی از پاسداشت میراث ادبی و فکری مردم این کشور است به همین دلیل گردشگران ادبی و پژوهشگران فرهنگ تاجیک اغلب از آن بازدید میکنند.
میرزا تورسونزاده از شعرا و ادیبان برجسته تاجیک در قرن بیستم، باباجان غفوروف تاریخنگار نویسنده و سیاست مدار مهم تاجیک، لایق شیرعلی از شاعران معاصر و یکی از چهرههای برجسته ادبیات تاجیک، محمد عاصمی، دانشمند و ادیب سرشناس و رئیس اسبق آکادمی علوم تاجیکستان، محمد جان شکوری، بخارایی زبان شناس و ادیب برجسته تاجیکستان، رحیم مس اف تاریخ شناس و پژوهشگر برجسته تاجیک از جمله مشاهیری هستند که در این آرامگاه دفن شدهاند.
جدا بودن یا جدا شدن، ایران، افغانستان و تاجیکستان به لحاظ سیاسی چه تأثیری بر پیوند زبانی و فرهنگی مردم این سه کشور گذاشته است؟
جدایی سیاسی ایران، افغانستان و تاجیکستان سبب شده است که زبان و فرهنگ مشترک فارسی در سه چارچوب ملی متفاوت رشد کند و تفاوتهایی در خط، واژگان و نظام آموزشی پدید آید. این جدایی موجب کاهش ارتباطات مستقیم و شکلگیری روایتهای ملی متمایز از تاریخ مشترک شده است. با این حال این گسست سیاسی نتوانسته پیوندهای زبانی و فرهنگی را از میان ببرد، برعکس در بسیاری موارد آگاهی نسبت به ریشههای مشترک را تقویت کرده و مفهوم «چند مرکزی» بودن زبان فارسی را پدید آورده است. مردم این سه کشور همچنان میتوانند متون کلاسیک یکدیگر را بخوانند و در سطح فرهنگی احساس خویشاوندی داشته باشند، هرچند تجربه تاریخی و سیاسی آنان متفاوت بوده است.
آیا میتوان این پیوستگی را تقویت کرد و در چه زمینههایی میتوان همکاری داشت؟
تقویت پیوستگی میان، ایران و تاجیکستان نه تنها ممکن است بلکه یکی از واقعبینانهترین و کمهزینهترین اشکال همکاری منطقهای به شمار میرود. این پیوند از طریق همکاریهای دانشگاهی، ایجاد دورهها و پژوهشهای مشترک در حوزه زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و ایرانشناسی و بزرگداشت مشاهیر دو کشور گسترش یافته است.
در حوزه نسخههای خطی، فهرستنگاری، تصحیح و دیجیتالسازی میراث مکتوب فارسی هم ظرفیت بسیار بالایی برای همکاری وجود دارد. توسعه گردشگری فرهنگی و زیارتی، به ویژه پیرامون شهرها و آرامگاههای تاریخی میتواند پیوند مردمی را تقویت کند، همچنین گسترش بیشتر همکاری در حوزه ترجمه، نشر رسانههای فرهنگی و حتی اقتصاد فرهنگی و صنایع خلاق، راههایی عملی برای احیای پیوستگی تمدنی در چارچوب مرزهای سیاسی امروز است. همکاری در زمینه اقتصادی تجاری با تاجیکستان که از اوایل استقلال آن کشور آغاز شده، در حال گسترش است. باید اضافه کنم گرچه پیشرفتهای زیادی در روابط دو کشور داشتهایم، ولی هنوز به حد مطلوب نرسیده و ضروری است اقدامات لازم از سوی هر دو کشور در جهت توسعه روابط فیمابین به عمل آید.
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان نیز از بدو تأسیس در ۱۳۸۶ در زمینه روابط فرهنگی مردمی بین دو کشور فعالیتهای زیادی داشته است.



نظر شما