به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المیادین، تصمیم سازان کاخ سفید به خوبی متوجه شدند که گزینه تقابل نظامی مستقیم با ایران یک قمار غیر حساب شده است و حتی برخی استراتژیست های آمریکایی این اقدام را گزینهای غیرممکن از نظر عملیاتی دانستند.
حمله نظامی گسترده به ایران فورا می تواند به توقف نفت رسانی و گازرسانی در منطقه خلیج فارس و دریای سرخ منجر شود که به معنای فروپاشی اقتصاد جهانی و وارد شدن ضربات و خسارات موجودیتی به رژیم صهیونیستی است.
به نوشته المیادین، حتی اگر توانمندی های نظامی و اطلاعاتی ایران را نادیده بگیریم، هر گونه تلاش برای نفوذ به جمهوری اسلامی ایران با واکنش محکم میلیون ها نفر از هواداران داخلی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است و این محبوبیت به گونهای است که امکان از بین بردن آن از طریق حملات هوایی یا حتی نفوذ زمینی وجود ندارد.
به این ترتیب ایده ضربه ویرانگر علیه ایران قابل تحقق نیست و بیشترین چیزی که دولت آمریکا می تواند به دنبال آن باشد، وارد آوردن ضربات محدود با قابلیت نمایشی و رسانه ای است که هیچ تاثیر واقعی در عرصه میدانی و نظامی نخواهد داشت و نمی تواند موازنه های قدرت را تغییر دهد.
بر اساس این گزارش، اینها علاوه بر نگرانی های کشورهای همسایه ایران از جمله کشورهای عربی است که تنها منبع اقتصادی آنها صادرات نفت است و به خوبی می دانند که ایجاد جنگ در منطقه میتواند زیرساختهای اقتصادی آنها را به کلی از بین ببرد.
از سوی دیگر رژیم صهیونیستی بعد از تجربه دردناک در جنگ مستقیم ۱۲ روزه با ایران به این نتیجه رسیده است که جبهه داخلی آن قادر به تحمل تبعات جنگ فراگیر نیست. بر اساس این محاسبات واقعی، آمریکا همچنان تلاش می کند از طریق محاصره اقتصادی ملت ایران و حمایت از عناصر مخرب و اغتشاشگر و گروهکهای جدایی طلب به تضعیف کانون اجتماعی نظام ایران دست بزند تا بتواند در زمان مناسب ضربه خود را وارد کند.
استراتژی تهران برای درهم شکستن توطئه های خارجی
به نوشته المیادین، تحولات اخیر نشان داد که ایران قدرت بالایی در مدیریت بحرانهای ترکیبی دارد و موفق شده توطئه آمریکا را با تکیه بر ۵ راهبرد به شکست بکشاند.
اول: مهار اوضاع اقتصادی و اجتماعی
این اتفاق از طریق جلب رضایت عمومی مردم با حمایت مالی مستقیم و کنار گذاشتن مصوبات اقتصادی تورمزا و مهار قیمتها صورت گرفت که باعث خشم بازاریان شده بود. به این ترتیب اغتشاشات داخلی یکی از مهمترین عناصر محرک خود را از دست داد.
دوم: ایجاد تمایز بین معترضان و اغتشاشگران
حاکمیت ایران با رفتار هوشمندانه خود بین مطالبات مشروع و قانونی معترضان که در ابتدای اعتراضات وجود داشت و اقدامات خرابکارانه و خشونتهای سازماندهی شده که در ادامه شکل گرفت، تمایر قائل شد.
سوم: عقلانیت در مدیریت امنیتی بحران
سرویسهای امنیتی ایران در این درگیریها از استفاده از زور و قدرت امتناع کردند و اغتشاشات را تا حدی که امکان داشت، تحمل کردند تا درگیری های خونین در کشور ایجاد نشود و دشمن نتواند از خونریزی های به وجود آمده سوء استفاده کرده و جنگ روانی علیه ایران به راه بیندازد.
چهارم: فعالیتهای اطلاعاتی
تکیه بر رصد اطلاعاتی عناصر مخرب و محرکان اغتشاشات و شبکههای سازماندهی شده و تلاش برای از بین بردن آنها با دقت ادامه پیدا کرد تا آنها نتوانند در کشور به الگو تبدیل شوند.
پنجم: تقویت وحدت در جبهه داخلی
جمهوری اسلامی ایران موفق شد وحدت و یکپارچگی جامعه راحفظ کرده و مانع از آن شود که اغتشاشات، شکافهای سیاسی یا مردمی در کشور ایجاد کند. به این ترتیب تلاش برای تجزیه و دو دسته کردن مردم و ایجاد هرج و مرج بلند مدت در ایران با شکست مواجه شد.


نظر شما