خبرگزاری مهر - مجله مهر: شب هنوز کامل پایین نیامده بود که امدادگران یکییکی به ساختمان جمعیت هلال احمر ایذه برگشتند؛ خسته، گلآلود و با لباسهایی که هنوز از سیلاب خشک نشده بود. شاید هم رد آب و گل روی شلوارها و کفشها مانده بود و دستها از خستگی توان نداشتند، از صبح تا غروب در روستاهای اطراف ایذه دنبال آدمها گشته بودند؛ کسانی که سیل خانههایشان را برده بود و هنوز نامشان در فهرست مفقودها باقی مانده بود. بازگشته بودن برای بردن آذوقه و آمادهشدن دوباره جهت ادامه امدادرسانی. اما لحظهای بعد از برگشت حمله آشوبگران و اغتشاشگران آغاز شد. ساختمان جمعیت هلال احمر، که برای امدادگران حکم پناه و پایگاه را داشت، زیر هجوم سنگ و آتش قرار گرفت. اتاقها، انبارها و فضاهایی که سالها با نامهنگاری، پیگیریهای مداوم و انتظار طولانی به تجهیزات مجهز شده بود، یکییکی آتش گرفت. ساختمان جمعیت هلال احمر ایذه بعد از سالها در آتش میسوخت و جایی که هر پتو، هر چادر و هر وسیله، داستان نجاتی ناتمام را در خود داشت از بین میرفت.

خودروهای امدادی که باید به دل بحران میزدند، از کار افتادند و آمبولانسی که برای نجات جان انسانها آماده شده بود، در میان شعلههای آتش از بین رفت، در حالیکه امدادگران بارها گفتند اینها اموال مردم است؛ تجهیزاتی که برای استفاده شخصی نبود بلکه برای روزهای سخت کنار گذاشته شده بود در آتش اغتشاشگران میسوخت.

انبار امدادی ـ ضروری سه روز کامل در آتش سوخت. آتشنشانها در این سه روز تلاش کردند شعلهها را مهار کنند، اما وقتی آتش خاموش شد، چیزی از حاصل بیش از بیست سال کار و پیگیری باقی نمانده بود. اتاقهایی که بیش از ده میلیارد تومان تجهیزات در آن نگهداری میشد، بهطور کامل تخریب شد؛ از تجهیزات امداد کوهستان و موتور برق گرفته تا پمپهای آب، دوربینهای مدار بسته و موتورسیکلتهای امدادی و خودروها.

شاهدان عینی میگویند آشوبگران مسلح بودند؛ چوب، قمه، شمشیر و حتی اسلحه در دست داشتند و یکی از نیروهای هلال احمر را تا مرز مرگ تهدید کردند و همین تهدیدها، امدادگران را ناچار به عقبنشینی کرد. در چنین شرایطی آنها فقط میتوانستند نظارهگر سوختن چیزی باشند که سالها برای حفظش تلاش کرده بودند.
آنچه در ایذه رخ داد، بهقدری تکاندهنده و دلخراش است که تصویر آن تا مدتها در ذهنها باقی خواهد ماند. جمعیت هلال احمر، نهادی که در بحرانها بیوقفه کنار مردم میایستد، همیشه سمبل بیطرفی و انساندوستی بوده است؛ نهادی که مأموریتش نجات جان انسانهاست و در هیچ نقطهای از جهان، حمله به امدادگران، تخریب یا سوزاندن تجهیزات امدادی، هرچقدر هم اعتراض مشروع باشد، قابل توجیه نیست و هر اقدام خشونتآمیز علیه کسانی که تنها به دنبال حفظ زندگی دیگران هستند، نقض آشکار اصول انسانی و اخلاقی به شمار میرود.

این گزارش، روایت تلخ از بین رفتن سالها تجربه، اعتماد و خاطره است؛ روایت امدادگرانی که صبح، با قلبی پر از امید و دستانی آماده، در دل سیل به دنبال نجات جان مردم بودند و شب، در حیرت و سکوت، ایستاده تماشا کردند چگونه پایگاه امدادشان، نماد فداکاری و همدلی، نابود میشود انسانهایی که مأموریتشان نجات زندگی دیگران بود، در آن لحظه تنها نظارهگر آتشی عظیم شدند و سهمشان نگاه دردناک و سوختن خاطراتشان بود. این صحنه تنها تخریب فیزیکی ساختمان جمعیت هلال احمر ایذه نبود، بلکه بهطرز دردناکی نشان داد که گاهی انسانهایی که برای دیگران جان میدهند، خود در برابر خشم و خشونت، بیپناه میمانند.



نظر شما