خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید همراه با وعدهها و طرحهایی که دامنهای گسترده از سیاستهای اقتصادی، تجاری، امنیتی، فرهنگی و آموزشی را در بر میگرفت، بود. با گذشت یک سال از آغاز دوره دوم او، بسیاری از این وعدهها به واقعیت پیوسته، برخی بهصورت جزئی محقق شده و تعدادی دیگر با شکست مواجه شدهاند. مرور عملکرد ترامپ، تصویری از سبک حکمرانی غیرسنتی و تأکید او بر استفاده از شبکههای اجتماعی بهویژه پلتفرم «تروث سوشال» را ارائه میدهد که به مهمترین ابزار او برای ارتباط مستقیم با شهروندان و هدایت سیاستها تبدیل شده است.
سیاستهای اقتصادی و تجاری
یکی از محورهای اصلی وعدههای ترامپ، سیاستهای اقتصادی و تجاری بود. او در سال اول بازگشت خود اعلام کرد که شرکتهای بزرگ فناوری و تولیدی مانند اپل باید محصولات خود را در داخل آمریکا تولید کنند تا از مالیاتها و تعرفههای سنگین فرار نکنند. با وجود اعمال تعرفهها، اپل توانست با برنامههای سرمایهگذاری و بهرهگیری از معافیتها، از ایجاد تعرفههای شدید جلوگیری کند و تولید آیفون همچنان در خارج از آمریکا ادامه دارد.
در مقابل، برخی اقدامات اقتصادی او با موفقیت همراه بوده است. بهعنوان مثال، ترامپ موفق شد استفاده از شیرینکنندههای طبیعی در محصولات کوکاکولا را نهادینه کند و بخشی از درآمدهای گمرکی را از طریق تعرفههای متقابل به میزان قابل توجهی افزایش دهد. با این حال، بخش اعظم این درآمد اضافی به واردکنندگان تحمیل شد و مصرفکنندگان نهایی نیز آن را متحمل شدند.
در حوزه اقتصاد کلان، ترامپ اقدام به حذف سکه یک سنت کرد؛ اقدامی نمادین اما پرهزینه که باعث صرفهجویی سالانه حدود ۵۶ میلیون دلار شد. همچنین رشد اقتصادی در سال اول بازگشت او مثبت ارزیابی میشود، اگرچه بهطور کامل به سطح وعدههای او نرسیده است.
حمایتهای صنعتی و فناوری
در زمینه فناوری و صنعت، ترامپ تلاش کرد تا وابستگی آمریکا به خارج کاهش یابد و دسترسی به فناوریهای کلیدی مانند صنعت فضایی را تقویت کند. مأموریت «اسپیس ایکس» برای بازگرداندن فضانوردان از ایستگاه فضایی بینالمللی، یکی از نمونههای موفق اجرای دستورات مستقیم ترامپ بود. با وجود وعده کاهش حمایتهای دولتی از شرکتهای بزرگ خصوصی، اسپیس ایکس همچنان قراردادهای مهم دولتی را دریافت میکند که نشاندهنده محدودیت نفوذ سیاستهای ترامپ در برخی حوزههای اقتصادی است. در زمینه مالیات و حمایتهای اقتصادی، وعده ارسال کمکهای نقدی ۲۰۰۰ دلاری به شهروندان کمدرآمد و متوسط، تا این لحظه تحقق نیافته و کنگره با آن موافقت نکرده است، در حالی که بدهی عمومی آمریکا در همان سال بیش از دو تریلیون دلار افزایش یافته است.
سیاست داخلی و عدالت
ترامپ در حوزه عدالت و مسائل قضایی، تلاشهایی نمادین داشت که برخی با محدودیتهای قانونی مواجه شد. او عفو تینا پیترز، مسئول انتخاباتی پیشین کلورادو، را اعلام کرد اما همچنان او به دلیل محکومیتهای ایالتی مجبور به تحمل مجازات بود. همچنین اقدام ترامپ برای مقابله با آتش زدن پرچم آمریکا به دلیل محدودیتهای قانون اساسی به نتیجه عملی نرسید، چرا که این اقدام توسط دادگاه عالی بهعنوان آزادی بیان محافظت شده است.
در سیاست داخلی، ترامپ در عرصه انتخابات و حزب جمهوریخواه تأثیرگذار ظاهر شد. او از نامزدهایی مانند توماس ماسی و تام تیلیس حمایت یا مخالفت کرد و در نتیجه، جهتگیری سیاسی آنان تحت تأثیر مستقیم ترامپ قرار گرفت. اما تلاش برای پایان دادن به نظام فیلیبستر (تعطیل پارلمانی) در مجلس سنا با مخالفت جمهوریخواهان مواجه شد و به نتیجه نرسید.
مهاجرت و سیاستهای مرزی
یکی دیگر از وعدههای جنجالی ترامپ، سیاستهای مهاجرتی و امنیت مرزها بود. او خواستار نادیده گرفتن مهاجران غیرقانونی از سرشماری جمعیتی شد؛ اقدامی که با مقاومت دفتر آمار آمریکا مواجه شد. در عین حال، بسته شدن مرز جنوبی آمریکا تا حد زیادی تحقق یافت و تعداد مهاجران غیرقانونی ثبتشده در پایینترین سطح تاریخ قرار گرفت. تهدید رئیسجمهور برای سلب تابعیت برخی افراد عملی نشد، چرا که قانون اجازه چنین اقدامی را نمیدهد.
فرهنگ، آموزش و نمادهای ملی
ترامپ به تغییرات فرهنگی و آموزشی نیز توجه داشت. او مدیریت مرکز هنرهای نمایشی جان اف. کندی را بازسازی و بخشی از برنامههای آن را تغییر داد، هرچند با اعتراضها و کاهش استقبال مواجه شد. همچنین حمایت از جوامع بومی در مناطقی مانند ماسابیکوا موجب شد نمادها و شعارهای محلی حفظ شود و آموزشهای منطقهای ادامه یابد.
شبکههای اجتماعی و ابزارهای نوین حکمرانی
یکی از ویژگیهای بارز دوره دوم ترامپ، استفاده گسترده از پلتفرم «تروث سوشال» است. این شبکه اجتماعی به محلی برای انتشار بیش از ۶ هزار پست و توییت شد که ۲۷۰۰ مورد آن بهصورت دستورالعمل مستقیم برای سیاستها و اقتصاد تعبیر شده است. این رویکرد غیرسنتی، تعامل بین نهادهای دولتی و تصمیمات اجرایی را تحت تأثیر مستقیم ترامپ قرار داده و از نظر برخی تحلیلگران، فصل جدیدی از حکمرانی دیجیتال را رقم زده است.
تحلیل نهایی
سال اول ریاست جمهوری دوم دونالد ترامپ، بیش از آنکه نمادی از یک مدیریت کارآمد و برنامهمحور باشد، تصویری از حکمرانی فردمحور، غیرقابل پیشبینی و تا حد زیادی مخرب ارائه داد. تمرکز ترامپ بر استفاده شخصی از شبکههای اجتماعی و تبدیل پلتفرم «تروث سوشال» به ابزاری رسمی برای هدایت سیاستها، نشاندهنده نادیده گرفتن فرآیندهای نهادی و قواعد اساسی حکمرانی در آمریکا و جهان است. این سبک حکمرانی نه تنها استقلال نهادها و دستگاههای دولتی را تضعیف کرد، بلکه اعتماد داخلی و بینالمللی به آمریکا را به میزان قابل توجهی کاهش داد. تصمیمات لحظهای و واکنشهای احساسی رئیسجمهور به ویژه در حوزههای اقتصادی و امنیتی، نشان داد که تمرکز قدرت در دستان یک فرد، میتواند حتی سیستمهای پیچیده و نهادهای با سابقه را دچار آشفتگی و ناهماهنگی کند.
در حوزه اقتصادی، وعدههایی مانند تولید داخلی آیفون و تحمیل تعرفههای سنگین بر شرکتهای بزرگ، نه تنها تحقق نیافت، بلکه بار عمده آن به مصرفکنندگان و واردکنندگان تحمیل شد. این ناکامیها نشان داد که سیاستهای ترامپ بیش از آنکه با واقعیتهای اقتصادی و توانایی اجرایی دولت همخوانی داشته باشد، بر ایدههای سیاسی و اهداف کوتاهمدت شخصی استوار است. حتی موفقیتهای جزئی مانند افزایش بخشی از درآمدهای گمرکی یا تغییر در ترکیب شیرینکنندههای کوکاکولا نیز بیشتر جنبه نمایشی و محدود داشت و نتوانست تاثیر اقتصادی عمیقی ایجاد کند.
در حوزه سیاست داخلی و عدالت، اقدامات ترامپ اغلب با محدودیتهای قانونی مواجه شد. عفو افراد تحت پیگرد ایالتی، تلاش برای مقابله با آتش زدن پرچم آمریکا و فشار بر نمایندگان و سناتورها، نمونههایی از تلاشهای نمادین یا سیاسیکاری شخصی بودند که نه تنها مشکلات واقعی جامعه را حل نکردند، بلکه حاکمیت قانون و استقلال قضایی را به چالش کشیدند. این اقدامات نشان داد که سبک ترامپ بر «قدرت اعمال نفوذ مستقیم» متکی است و کمتر به فرآیندهای قانونی و نهادینه توجه دارد.
سیاستهای مهاجرتی و امنیت مرزی نیز از دیگر نقاط ضعف آشکار این دوره بود. بسته شدن مرزهای جنوبی و کاهش مهاجران غیرقانونی، اگرچه بخشی از وعدههای او را محقق کرد، اما همراه با ابزارهای محدود و اعمال فشارهای غیرقانونی بود و نتیجهای پایدار یا انسانی ایجاد نکرد. تهدید به سلب تابعیت افراد و نادیده گرفتن سرشماری مهاجران غیرقانونی، نمونههایی از وعدههایی بودند که نه تنها عملی نشدند، بلکه اعتبار آمریکا را در مجامع بینالمللی خدشهدار کردند و تصویر یک دولت غیرقابل پیشبینی و خودمحور را تقویت کردند.
فراتر از حوزههای اقتصادی و امنیتی، تلاش ترامپ برای تغییر نمادها و سیاستهای فرهنگی و آموزشی، نشاندهنده شیوهای شخصی و پوپولیستی در اعمال سیاستها بود. بازسازی مرکز هنرهای نمایشی جان اف. کندی و تغییر نمادها در مناطق بومی، اگرچه به صورت جزئی محقق شد، اما با اعتراضها و کاهش استقبال عمومی همراه بود و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت تا تاثیر واقعی بر فرهنگ و آموزش.
در نهایت، یک سال اول ریاست جمهوری دوم ترامپ نمایانگر یک سبک حکمرانی بحرانزده و فردمحور است که تمرکز بر رسانهها، شبکههای اجتماعی و اقدامات نمادین، اولویت بیشتری از فرآیندهای نهادی، قانونمداری و دیپلماسی بینالمللی دارد. این سبک، باعث کاهش مشروعیت آمریکا در سطح داخلی و بینالمللی، افزایش بیاعتمادی متحدان و پیچیدهتر شدن بحرانهای اقتصادی و امنیتی شده است.



نظر شما