خبرگزاری مهر، گروه استانها- فاطمه گوگردی: زندگی شهید امین کرمی مدافع حرم و متخصص حوزه پهپادی نه تنها با مجاهدت در عرصههای برونمرزی بلکه با منش انسانی و گرهگشاییهای پنهانی گره خورده بود.
زندگی شهید «امین کرمی» تنها در میدانهای رزم و مجاهدتهای برونمرزی خلاصه نمیشود بلکه سیره او آمیزهای از انفاقهای پنهانی، دغدغهمندی برای محرومان و سلوکی عارفانه بود که در نهایت با بهای خون پاکش او را به آرزوی دیرینهاش رساند
شهید «امین کرمی» فرزند ارشد یک خانواده ۵ نفره در ۱۶ فروردین ۱۳۷۱ در روستای کهنوش از توابع شهرستان تویسرکان استان همدان چشم به جهان گشود وی دارای سه خواهر کوچکتر از خود بود.
سال گذشته با آغاز جنگ ۱۲ روزه زمانی که برای بخش لانچرها به نیروی داوطلب نیاز شد در شرایطی ویژه که به آنها گفته شده بود بازگشت از این ماموریت تنها با خداست و رفتن به آن دل بریدن از دنیا را میطلب شهید امین کرمی به همراه چهار تن از همرزمان دلاورش از جمله شهیدان محمد اسدی، احمد پیرزاده، محمود معززی و محمد توسلیان جانبرکف و شجاعانه داوطلب این میدان شدند.
سرانجام این مجاهدان فداکار در آماج حمله دشمن صهیونیستی قرار گرفتند و در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ با رسیدن به مقام شامخ شهادت جاودانه شدند و به آسمان پر کشیدند.

گلنار روهینا مادر شهید امین کرمی در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: زندگی مشترک من و پدر امین در سالهای جوانی در روستا و با سختیهایی آغاز شد اما این سختیها با حضور فرزندان برایمان شیرین و با برکت بود.
وی با بیان اینکه همسرش در زمان تولد شهید امین کرمی در دوران خدمت سربازی بود، افزود: به دلیل نبود امکانات ارتباطی خبر تولد امین از سوی یکی از همسایگان که همرزم پدرش بود به او رسید و با مشورت پدربزرگش نام «امین» را برای او انتخاب کردیم.
نجات معجزه آسای شهید امین کرمی در حادثه سقوط از پشت بام
مادر شهید کرمی با بیان اینکه امین فرزندی پرجنبوجوش، بسیار مودب و باهوش بود که از همان دوران دبستان مورد توجه و رضایت معلمان و همکلاسیهایش بود، ادامه داد: امین در کودکی حوادثی همچون سقوط از پشتبام را پشت سر گذاشت که با اراده الهی از آنها جان سالم به در برد تا برای سرنوشتی بزرگتر باقی بماند.
روهینا با اشاره به دوران نوجوانی شهید کرمی به یکی از خاطرات اخلاقی او اشاره کرد و گفت: در آن دوران امین به دلیل فضای جامعه مدتی تحت تاثیر مد قرار گرفته بود اما به محض اینکه پدرش تذکر داد که این نوع پوشش در شان یک نوجوان مذهبی نیست درنگ نکرد و تمامی آن لباسها را بخشید و به پوشش ساده روی آورد و این روحیه اطاعتپذیری و تواضع در برابر والدین همواره با او بود و او هیچگاه نماز و روزهاش قضا نمیشد.
وی ادامه داد: امین همواره نسبت به خانواده دغدغهمند بود و وقتی احساس کرد با بزرگ شدن خواهرانش و رفت آمد خواستگاران خانه قدیمی نیاز به تعمیر دارد با وجود سن کم دوشادوش پدرش در روزهای داغ تابستان در حالی که روزهدار بود با مشقت فراوان برای مرمت خانه تلاش کرد تا محیطی آبرومند برای خانواده فراهم آورد و همواره کلمه «چشم» بر زبان پسرم جاری و در کمک به مردم و دوستانش نیز پیشقدم بود.
مادر شهید در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مهاجرت خانواده از روستای «کهنوش» به همدان به دلیل ماموریت کاری همسرش که پاسدار بود، گفت: امین دوره دبیرستان خود را در «دبیرستان المهدی» همدان با موفقیت به پایان رساند و او با وجود اصرار پدرش برای ورود مستقیم به دانشگاه تصمیمی بالغانه گرفت و خدمت سربازی را بر سایر امور مقدم دانست تا پیش از هر چیز دین خود را به نظام و کشور ادا کند و تکلیف نظام وظیفهاش روشن شود.

وی افزود: محل خدمت امین پادگانی در کهریزک تهران بود و از آنجا که امین تکپسر خانواده بود پدرش از او میخواست درخواست انتقال به همدان بدهد اما امین زیر بار نمیرفت و میگفت همینجا خدمتم را انجام میدهم برای من این شهر با شهر دیگر فرقی ندارد.
روهینا در ادامه به تشریح ابعاد شخصیتی فرزند شهیدش پرداخت و با بیان اینکه پسرم همواره بر مدار حقالناس و راستکرداری حرکت میکرد، ادامه داد:امین در اوقات فراغت در یک واحد کماجپزی کار میکرد و پس از یک سال زمانی که امین دیگر آنجا نبود صاحبکارش به درب خانه ما آمد و با اصرار میخواست امین را دوباره به کار دعوت کند، او میگفت در این مدت افراد بسیاری را دیده اما هیچکس مانند امین درستکار، پاکدست نبوده است.
وی با بیان اینکه امین پس از سربازی در رشته فقه و حقوق تحصیل کرد و مدرک کارشناسی خود را گرفت، افزود:وقتی پدر امین پیشنهاد داد که با مدرک لیسانس فقه و حقوق دفتر وکالت تاسیس کند امین نپذیرفت چراکه او با دغدغه عمیق دینی میگفت شاید نتوانم در میان حرفهای موکلان راست را از دروغ تشخیص دهم و مبادا ندانسته از فرد اشتباهی دفاع کنم و حقالناس بر گردنم بیفتد.
ماجرای اعزام شهید کرمی به سوریه
مادر شهید کرمی به تصمیم سرنوشتساز امین برای پیوستن به نیروی قدس سپاه اشاره کرد و گفت: وقتی امین قصد خود را برای این مسیر اعلام کرد از خطرات آن آگاه بودیم و او از میان بیست داوطلب که گزینش شده بودند به عنوان یکی از سه نفر نهایی انتخاب شد.

وی با یادآوری روزهای سخت آموزشی شهید کرمی افزود: تمرینات امین به قدری سنگین بود که گاهی با بدنی زخمی و کبود به خانه برمیگشت و وقتی با نگرانی از سختیها میپرسیدم پاسخ میداد که مادر مگر رفتن به میدان سوریه کار سادهای است؟ باید قوی و محکم شوم تا بتوانم در این مسیر انجام وظیفه کنم.
این مادر شهید در ادامه به ماجرای امضای رضایتنامه اعزام شهید امین کرمی به سوریه پرداخت و بیان کرد: وقتی امین برای امضای رضایتنامه آمد پدرش به شوخی به من گفت که بیا شهادتش را امضا کن! و من با دلهره مخالفت کردم اما امین با متانت گفت مگر مقام شهادت بد است؟ دعا کن مادر شهید شوی و همانجا بود که فهمیدم او مسیری را انتخاب کرده که بازگشتش با سرنوشتی آسمانی گره خورده است.
روهینا با اشاره به حدود پنج سال حضور مستمر فرزندش در ماموریتهای برونمرزی در سوریه تصریح کرد: هر ماموریت امین حدود چهل و پنج روز طول میکشید و پس از هر بازگشت ۱۰ تا پانزده روزی در کنار ما بود و دوباره عازم میشد، با وجود اضطراب مادرانهای که همواره با من بود اما صبر و اراده پولادین امین و اعتقاد راسخ او به مسیر انتخابیاش بزرگترین تسلای خاطر من در آن سالهای دوری بود.
مادر شهید کرمی با اشاره به سفر زیارتی به سوریه که سالها پس از آغاز ماموریتهای فرزندش صورت گرفت، بیان کرد: امین از همان دوران نوجوانی شخصیتی داشت که گویی تعلق چندانی به این زمین خاکی ندارد و نه تنها در برابر خانواده بلکه در مواجهه با تمام اطرافیان نهایت ادب و متانت را رعایت میکرد و با وجود گذشت پنج سال از اعزامهای پیدرپی هرگز دلبستگی به مال دنیا در وجودش دیده نشد.
وی ادامه داد: پدر امین همواره نگران آینده او بود و توصیه به پسانداز میکرد اما امین معتقد بود باید قدر لحظات را دانست و به جای اندوختن مال دستگیر دیگران بود.
این مادر شهید در ادامه به خادمی پسرش در حرم مطهر امام رضا (ع) پرداخت و افزود: امین یک ماه پیش از شهادت خادمالرضا شد و در چایخانه صحن غدیر خدمت کرد و پس از بازگشت او از مشخد سیمای او به قدری تغییر کرده بود که خانمهای شاغل مجموعه سبزیمارکت ما که سالها او را میشناختند با شگفتی از نورانیت چهرهاش سخن میگفتند، گویی او خود میدانست که به مقصدی که در جستوجویش بود نزدیک شده است.
مادر شهید کرمی در ادامه به خاطرهای تکاندهنده از دوران پس از شهادت امین اشاره کرد و ادامه داد: پس از شهادت امین بسیاری برای ادای دین مراجعه میکردند و یکی از این موارد پدری بود که با اصرار خواست بدهیاش به امین را پرداخت کند و او تعریف کرد که سالها قبل زمانی که در پی بیماری دخترش و ناتوانی مالی در درمان فرزندش میگریسته امین با دیدن پریشانیاش مبلغ ۳۸ میلیون تومان هزینه عمل جراحی را بدون هیچ چشمداشتی پرداخت کرده بود و ما قصد باز پس گرفتن مبلغ را نداشتیم اما آن فرد به اصرار زیاد ۳۸ میلیون تومان را پرداخت کرد و ما پس از دریافت این مبلغ تمام آن را میان نیازمندان تقسیم کردیم.

مادر شهید در تشریح روحیه ایثارگرانه فرزندش بیان کرد: همرزمان امین نقل میکردند که در سوریه، امین همواره نگران خانوادههای جنگزده و دچار سوتغذیه بود و او نه تنها بخشی از سهمیه غذای روزانه خود را برای کودکان آواره کنار میگذاشت بلکه بارها از سهم خودش چشم پوشید تا سفره آن خانوادههای رنجدیده خالی نماند.
مادر شهید کرمی با اشاره به روحیه دستگیری فرزندش از نیازمندان، بیان کرد: در ایام شیوع کرونا که آموزشها مجازی شده بود امین با همکاری جمعی برای دانشآموز یکی مناطق محروم گوشی هوشمند تهیه کرد و پس از شهادتش متوجه شدم او نه تنها گوشی خریده بود بلکه آن خانوادهها را تحت حمایت کامل قرار داده و هزینههای اجارهبها و معیشتشان را تامین میکرد.
گلنار روهینا با اشاره به روز شهادت فرزندش بیان کرد: آن روز در سبزی مارکت حالم بهشدت دگرگون بود و به دلم افتاده بود که امین شهید شده است و گویی به من الهام شده بود به خانه بازگشتم و شروع به نظافت کردم چراکه میدانستم مهمانهای زیادی در راه هستند و دقایقی بعد با حضور همسرم و سایر اقوام خبر شهادت امین من تائید شد.
وی ادامه داد: برخلاف تمام اضطرابهای آن روزها در لحظه شنیدن خبر شهادت پسرم آرامشی عجیب بر قلبم حاکم شد و به همسرم گفتم یادت هست هنگام امضای رضایتنامهاش به شوخی گفتی شهادتش را امضا میکنی؟ حالا امین به آرزوی ۵ سالهاش رسیده است.
مادر شهید کرمی ادامه داد: در مراسم وداع با پیکر پاک پسر شهیدم گویی آبی خنک بر آتش جانم ریخته شد، چهرهاش در آرامشی عمیق و نورانیتی وصفناپذیر بود که هرگز از یادم نخواهد رفت.
«بیتالشهدا» خلوتگاه عاشقانه شهید امین کرمی
این مادر شهید با اشاره به تغییر کاربری اتاق فرزندش، ادامه داد: طبقه دوم خانه ما روزگاری خلوتگاه مناجاتهای شبانه امین بود، جایی که در آن زمزمههای عاشقانهاش برای نیل به شهادت و دلبستگیاش به رفیق شهیدش «سید مجتبی کرمی» فضا را عطرآگین میکرد، اکنون آن اتاق به «بیتالشهدا» تبدیل شده محفلی منور که صدای روضهها و گرمای دیدار مردم حیات تازهای به آن بخشیده است.

روهینا با بیان اینکه پسرم شیفته شهید «سید مجتبی کرمی» بود در خلوت شبانه اتاقش در طبقه دوم خانه با معبود راز و نیاز میکرد و افزود: آن اتاق معبد پسرم بود؛ جایی که زمزمههای عاشقانهاش برای نیل به فیض شهادت فضا را عطرآگین میکرد و اکنون آن خلوتگاه به «بیتالشهدا» تبدیل شده است.
مادر شهید کرمی ادامه داد: گویی رزق این شهادت مرزها را پیمود و بر دلهای دیگر نیز نشست و شهیدان والامقام «روحالله اسدی» و «عرفان فرمانی فاخر» امین ما را به عنوان رفیق خود برگزیدند و اکنون شهید اسدی در سمت راست و شهید فرمانی فاخر در سمت چپ امین آرام گرفتهاند.
شهید امین کرمی که از دوران خدمت سربازی در ارتش تا سالهای حضور در نیروی قدس سپاه، همواره به عنوان فردی متواضع، باتقوا و فرماندهی توانمند شناخته میشد امروز نه تنها برای خانواده بلکه برای جامعه الگویی از یک جوان متفکر، متخصص و ایثارگر است که شهادت را پاداش صداقت و ایمان خود قرار داد.


نظر شما