شناخت ظرفیت های امام رضا(ع) در تمدن سازی/ به اوج رسیدن جریان علم

عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: جریان علم در دوره امام رضا علیه السلام به اوج خودش رسیده ولی حاملانی که باید آن را حمل بکنند و به جریان تمدن و زمینه سازی ظهور برسانند، وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد هادی همایون، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در گفتگویی که با او به مناسبت دهه کرامت و ولادت امام رضا (ع) صورت گرفت، نقش هجرت اجباری امام رضا علیه السلام به ایران در آماده سازی ایرانیان برای ایجاد تمدن نوین اسلامی و موضوع مهدویت را نقش بی بدیلی دانست.

وی گفت: برای اینکه تحلیل ما پایه نظری تری داشته باشد، قاعدتاً باید به قبل از ماجرای هجرت امام رضا علیه السلام برگردیم و نقش بسیار بزرگ و مهمی که این هجرت مبارک برای ما و امروز ما و برای کل تاریخ بشر داشته است را بررسی کنیم. به نحوی که موضوع هجرت و شخصیت بزرگ این امام در محور جریان تمدن سازی آخر الزمان قرار گرفته است. مسئله از عاشورا شروع می شود. الته می توان عقب تر هم مورد بررسی قرار داد و ماجرا را از غدیر بررسی کرد و زمینه های قیام عاشورا را مورد توجه قرار داد. اما می توان به عاشورا به عنوان یک نقطه عطف مهم در تاریخ، نگاه کرد. ماجرای چیزی که ما امروز به عنوان تمدن سازی، احیای تمدن اسلامی، ایجاد تمدن نوین اسلامی و جریان زمینه سازی ظهور از آن یاد می کنیم، از وقایع بعد از عاشورا و برنامه ریزی ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین و ایستادن مجاهدانه و ایثارگرانه مومنان ذیل حرکت ائمه به شمار می آید. امروز که نظریه انسان ۲۵۰ ساله مقام معظم رهبری مدظله العالی به عنوان یک نظریه عمیق و ریشه ای در تحلیل زندگانی معصومین علیهم السلام پذیرفته شده است، می توان گفت که ما با یک انسان ۲۵۰ ساله مواجه هستیم و حرکت های ائمه کاملاً مکمل هم بوده و در راستای یک اقدام اساسی بود که همان زمینه سازی ظهور و ایجاد تمدن جهانی آخر الزمانی است.

وی افزود: از جمله اتفاقاتی که از عاشورا ایده گرفته شده، قیام بود. قیام گاه بر حق و گاه بر خلاف حق که معمولاً در غیر اهل البیت علیهم السلام رخ داده است، ولی وقتی دقیق نگاه می کنیم، در مورد اهل بیت این اتفاق اینگونه راهبری نشد. یعنی قرار نبود قیامی برای رسیدن به یک حکومت فوری شکل بگیرد؛ طوری که افرادی مانند مختار تصور کردند همه ظرفیت کوفه را از بین برد.در واقع قرار بود یک حرکت زیر پوستی به سمت تمدن سازی اتفاق بیفتد. جریان علم و توسعه دانش و ایجاد نهضت علمی یکی از مهمترین قسمت های این جریان و موضوع تمدن سازی در کنار تشکیل حکومت قلمداد می شود. این جریان علمی از امام سجاد علیه السلام و بلافاصله بعد از عاشورا در اوضاع آشفته حکومت اموی و تهاجم فرهنگی بنی امیه با مبنای اخلاقی و عرفانی گذاشته می شود. اتفاقی که در تمدن غرب رخ نداد و علم یک پدیده غیر اخلاقی و گاه ضد اخلاقی است. ایجاد این مبنا در کنار امر تربیت شاگردان خیلی مهم بود. فضای این جریان هم تربیت عبد و بندگانی بود که در فضای ان روز تنها ابزار آموزش و تربیت شاگرد بود. در زمان باقرین علیهماالسلام این جریان نهضت علمی به سرعت رشد می کند و این نشان دهنده این واقعیت است که اگر علم در دامن طبیعی خودش قرار گیرد، سرعت رشدش بالا می رود. در زمان امام باقر و انتقال قدرت به بنی عباس و زمان امام صادق علیه السلام فضا برای شکوفایی علم فراهم می گردد. شکوفایی بزرگی که به ایجاد تمدن اسلامی در قرون ۴ تا ۶ می انجامد و تحریف شده آن در جنگ های صلیبی به اروپا رفته و مبنای تمدن غرب می شود.

رئیس دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: ما معمولاً تحت هیمنه این جریان علمی عظیم که اتفاق افتاده تصور می کنیم که در این دوران اوج علم اهل البیت علیهم السلام است. در صورتی که پیامبر فرموده بودند عالم آل محمد امام رضا علیه السلام هستند و جریان علم در زمان این امام به اوج خودش می رسد. در واقع اگرچه علوم سطحی و ظاهری در زمان امامین صادقین علیهما السلام آغاز می شود، در زمان امام رضا علیه السلام به علم توحید و امامت (علوم عالی) می رسد که مبنا بقیه علوم می شوند. لذا جریان علم در دوره امام رضا علیه السلام به اوج خودش رسیده ولی حاملانی که باید آن را حمل بکنند و به جریان تمدن و زمینه سازی ظهور برسانند، وجود ندارد. هر چند شاگردانی توسط ائمه تربیت شده اند ولی واقعاً این ظرفیت وجود نداشت. در این مورد هم آدرس توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ارائه شده بود. در روایت مشهور نبوی داریم که لو کان العلم فی الثریا لتناوله رجال من فارس. یعنی آدرس را داده بودند اگر کسی توانایی درک این علوم را داشته باشند، ایرانیان هستند.

همایون اشاره کرد: شما نگاه می کنید که در تقدیر الهی، ظاهر ماجرا این است که مأمون امام رضا علیه السلام را به اجبار از مدینه به مرو فرا می خواند که خود امام نیز به آن اشاره می کنند. در واقع مأمون در چارچوب حکمت الهی امام رضا علیه السلام را به ایران می آورد. آن دوره در واقع پایگاه های جغرافیایی به اشغال در آمده بودند. مکه و مدینه در انحصار شیخین و شام به دست بنی امیه افتاده بود. کوفه که امیر المومنین احیا کردند که پایگاه شیعیان باشد، با اتفاقات جریان عاشورا و قیام مختار بود از ظرفیت خالی شد و کوفه بعد از قیام های عاشورا ظرفیت خود را از دست داد. الان موقع آن بود که یک حرکت به سمت شرق رخ بدهد که آخر الزمان از آنجا حمایت بشود و این حرکت اصلی را امام توی این هجرت انجام دادند. در مورد هجرت امام معمولاً تصورمان این است که یک بار این اتفاق افتاده است. دقیق تر که بررسی می کنیم، امام دوبار به ایران تشریف آوردند. یکی قبل از این هجرت اجباری و زمان دعوای مشهور امین و مامون بوده است. جاده ای که وارد شدند هم با این جاده معروف فرق داشته است. مسیر از مکه و مدینه یا عراق به سمت مرو و طوس دو جاده وجود داشت. یکی همین جاده جنوبی اهواز و فارس و طبس از کویر به سمت نیشابور و مرو و راه دیگر از طریق بصره بغداد جبل (کرمانشاه) بعد قم و قزوین به سمت خراسان و مرو که حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از این جاده دوم آمدند و حضرت شاهچراغ از مسیر اول.

وی تصریح کرد: امام رضا (ع) در سفر اول از مسیر عراق به ایران تشریف آوردند و وجود شاهزاده سید حسین در قزوین که فرزند امام رضا بوده و وفات کرده بود و دفن شدند، نشان می دهد که امام از این مسیر آمدند و اصل سفر تایید می شود. اینجا یک اتفاق مهم افتاده است. در واقع توزیع امام زاده ها در ایران به عنوان یک لشگر کاملاً خاموش و مهم و موثر در تاریخ به مدیریت امام رضا (ع) اینجا اتفاق افتاده و فرزندان موسی بن جعفر که پر اولاد ترین امام ما هستند، در این دوره رخ داده است. اینان ایران را فتح کردند، سرزمینی که قرار بود علم توحید و امامت در آن نهادینه شود. امام رضا علیه السلام هم در ماجرای نیشابور و حدیث سلسله الذهب، توحید و ولایت را دو شرط و رکن می دانند. لذا لشکر امامزادگان از مضجع شریف رضوی در شرقی ترین نقطه تا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در قم و حرم شاهچراغ در شیراز هر کدام یک پایگاه فرهنگی و یک پایگاه تمدن ساز هستند. این یک مثلث راهبردی زیارت هست که با همه امامزادگان دیگر یک شبکه منسجم فرهنگی ایجاد می کند و این شبکه البته در جهان اسلام هم امتداد دارد. از لحاظ جغرافیای راهبردی اگر در نقشه از مشهد به شیراز و قم بکشید با یک مثلث مواجه می شویم. اگر این دو خط را از قم ادامه بدهیم، به قدس و از شیراز به حجاز می رسیم، یک مثلث بزرگتر کاملاً راهبردی که هرکدام یک تاریخ حرف دارد. در موضوع گردشگری زیارت و گردشگری راهپیمایی و … خیلی این موضوعات مهم است. دقیقاً کوفه به عنوان آخر الزمانی ترین نقطه جهان می شناسیم وسط این مثلث قرار دارد و اگر این راس ها را به کوفه وصل کنیم، داستان هجرت ابراهیم و معراج پیامبر و داستان حرکت سید الشهدا و ماجرا عاشورا و هجرت امام رضا (ع) که از همین ناحیه بوده همه اینها در این مثلث اتفاق می افتد. در واقع هجرت امام رضا (ع) یک مجموعه پایگاه منسجم در ایران برای جریان تمدن سازی درست کرد. تربیت شاگردانی که اینجا شکل گرفت و روضه و مراسم که در ایران پراکنده شد و توزیع امامزاده ها و... حرکت های کاملاً بنیان گذارانه تمدن سازی -به این معنای تمدنی که روی پایه های عاشورا و غدیر در حال شکل گرفتن است- تحلیل می شود. در واقع قرار بوده که یک روزی قیامی از طرف مردم فارس صورت بگیرد که زمینه ساز ظهور باشد. طبیعتاً مدیریت این کار به دست امام رضا علیه السلام بوده و این نوع بنیاد گذاری ها ایجاد می شود که این تمدن در آخر الزمان شکل بگیرد. قم هم به این شکل مورد تجلیل و تعظیم قرار می گیرد و علم در آخر الزمان از کوفه رخت می بندد و از قم سر بر می دارد و از قم به همه جهان صبح و شام صادر می شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) اشاره کرد: اعتقاد ایرانیان به ماجرای ظهور از قبل از این هم یک زمینه بسیار جدی داشته و شما می بینید که در ماجرای سیاه جامگان و سوء استفاده ای که بنی عباس از این اتفاق در انتقال قدرت از بنی امیه به خودشان نمونه های این اعتقاد است. شما می بینید که چقدر مراجعه به امام صادق علیه السلام برای قیام خصوصاً از ناحیه ایرانیان وجود دارد.
این انگیزه در اهل خراسان بوده و نیاز داشته است که از طرف یک امام معصوم پالایش بشود و دقیق گفته شود که قرار است چه اتفاق بیافتد. بعضاً دوستان از موضوع نشانه های ظهور پرهیز می کنند و واردش نمی شوند. ولی اگر نشانه ها را دقیق نشناسیم، دچار همین انحرافات و اشکالات تاریخی می شویم.

همایون در پایان گفت: اگر ما بتوانیم این ظرفیتی که امام رضا (ع) در ایران فراهم کردند در همین دوره آخر الزمان و در همین تمدن سازی و زمینه سازی ظهور بشناسیم و واقعاً به مقداری که ظرفیت وجود دارد، بتوانیم استفاده کنیم و امام زاده ها را رها نکنیم، در تمدن سازی مهم است. نقش این امامزادگان در یک پایگاه فرهنگی و در یک جریان تمدنی باید جدی گرفته بشود. در راسش سه نقطه مشهد و شیراز و قم به عنوان یک پایگاه و مجموعه کامل هستند و نزدیکی تولیت های این حرم های مطهر و برنامه ریزی مجموعه این پایگا های پر برکت با همدیگر و وارد کردن مساجد در این ماجرا و اداره جامعه بسیار مهم است. از اول انقلاب این تجربه را داشتیم از خدمات اجتماعی و کمک رسانی ها در تربیت و … شما هر جای کشور یک امامزاده حضور دارد که اینها از برکات وجود اهل بیت هست ولی به شرط اینکه واقعاً استفاده کنیم.

کد خبر 4957444

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 0 =