عرفان خداوند بالاترین عبادت/عنایت امام رضا به حیدرآقامعجزه تهرانی

انسان باید تلاش کند از طریق تحصیل و تهذیب، علم و معرفت حصولی و شهودی خود را نسبت به حقیقت هستی و آیات او بیشتر و بیشتر کند تا عملش اوج بگیرد و نتیجه دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی است که حجت الاسلام وحید واحدجوان استاد عرفان اسلامی و مدیرگروه اخلاق و منابع اسلامی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران به مناسبت میلاد امام رضا (ع) نوشته است:

عبادت، مراتبی دارد که بالاترین مرتبه آن تفکر درباره امر خداوند و مسائل مربوط به خداشناسی و عرفان اوست. حضرت امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «لیس العبادة کثرة الصلاة و الصوم، إنّما العبادة التفکّر فی أمر الله عزّ وجلّ»؛ عبادت، فراوانی نماز و روزه نیست، بلکه عبادت تفکر در امر خدای والاست، زیرا تفکر درباره امر معبود و مسائل خداشناسی و عرفان به او، امور ذاتی است و در پی خود، عبادت عملی آگاهانه و معامله صحیح با مردم و اجرای عدالت و دوری از ظلم را به همراه می‌آورد. هر عملی، بر پایه و کیفیت علم پیشین انجام می‌گیرد، از این رو علم، اصل است و عمل، فرع آن.

حضرت رضا علیه السلام می‌فرماید: إنما العلم حیاة القلوب من الجهل و ضیا الأبصار من الظلمة و قوة الأبدان من الضعف. یبلغ بالعبد منازل الأخیار و مجالس الأبرار و الدرجات العُلی فی الدّنیا و الآخرة. الذّکر فیه یعدل بالصیام و مدارسته بالقیام، به یطاع الرّب و یُعبد و به توصل الأرحام و یعرف الحلال من الحرام، العلم أمام العمل و العمل تابعه یلهم به السّعداء و یحرمه الأشقیاء، فطوبی لمن لم یحرمه الله منه حظّه؛

علم قلب‌ها را از جهل بیرون می‌سازد و به آنها حیات می بخشد و دیدگان را از تاریکی بیرون می‌آورد و به آنها نور می دمد. علم، بدن‌ها را از ضعف و ناتوانی می‌رهاند و به آن نیرو می بخشد. علم، بنده را به جایگاه شایستگان و مجالس نیکان و درجات عالی دنیا و آخرت می‌رساند. مذاکره علمی، معادل روزه داری است و تدریس علم، همسان نماز است. به واسطه علم، پروردگار اطاعت و عبادت می‌شود و به واسطه علم، صله رحم محقق، و حلال و حرام شناخته می‌شود. علم، پیشگام و امام عمل است و عمل پیرو آن، سعادتمندان از علم بهره می‌گیرند و شقاوتمندان از آن محرومند، خوشا به حال کسی که خداوند بهره علم را بر او حرام نکرده است.

انسان باید تلاش کند از طریق تحصیل و تهذیب، علم و معرفت حصولی و شهودی خود را نسبت به حقیقت هستی و آیات او بیشتر و بیشتر کند تا عملش اوج بگیرد و نتیجه دهد.

حضرت امام رضا علیه السلام می‌فرماید: رحم الله امرء أحیی أمرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند. به ایشان عرض شد: چگونه امر شما را زنده می‌کند؟ امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: یتعلّم علومنا و یعلّمها الناس، فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا؛ کسی که علوم ما را فرا گیرد و آن را به مردم بیاموزد، امر ما را زنده کرده است، چون اگر مردم از سخنان زیبای ما آگاه گردند، قطعاً از ما پیروی خواهند کرد.

مراد از علم در این حدیث، علم به خداوند، توحید، شئون توحید، صفات و اسماءی حسنای او، آگاهی از آیات او، معرفت به مبانی، اصول و مسائل اسلام، علم به نبوت، ولایت، امامت، معاد و دیگر معارف الهی است که عمل و زندگی را راهنمایی کرده، سمت و سو می‌دهند؛ مراد صرف روایت بدون درایت نیست.

امام رضا علیه السلام فرمود: کونوا دراةً و لا تکونوا رُواة حدیث تعرفون فقهه خیرٌ من ألفٍ تروونه؛ بر آن باشید که احادیث را دقیقاً درک و درایت کنید، نه فقط آنها را روایت کنید. فهم و درک یک حدیث بسیار بهتر از روایت کردن هزار حدیث است.

عنایت امام رضا علیه السلام به حیدرآقا معجزه تهرانی

استاد حسن رمضانی درباره مرحوم «حیدر آقا معجزه تهرانی» مطلبی نقل کرده اند که شنیدن و خواندنش جالب است. استاد می‌فرمود: «روزی حضرت آیت الله جوادی آملی از بنده خواستند تا حیدر آقا معجزه را بیشتر به ایشان معرفی کنم که در پاسخ گفتم: خاطره‌ای را نقل می‌کنم که برای حضرتعالی از این خاطره خیلی از مسائل روشن می‌شود: خاطره این بود که حیدر آقا معجزه (ره) می‌فرمود: من با مرحوم آیت الله شاه آبادی (استاد امام خمینی) ارتباط داشتم و از ایشان استفاده می‌کردم و بهره می‌بردم.

آرزو داشتم یک سفر به مشهد مقدس داشته باشم که تا آن زمان، به علت مشکلات مالی و فقر، توفیق دست نداده بود. بر اثر عشق به حضرت رضا علیه السلام به میدان خراسان می‌رفتم که اتوبوس‌های مشهد مقدس از آنجا حرکت می‌کردند. به اتوبوس‌ها نگاه می‌کردم و گریه می‌کردم و گاهی گرد و غبار آنها را دست می‌کشیدم و به سر و صورت خود می‌مالیدم و تبرک می‌کردم. تا اینکه مقدمات تشرف ما به مشهد فراهم شد و یک نفر هزینه سفر ما را فراهم کرد.

خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و با خوشحالی تمام عرض کردم آقا من می‌خواهم مشهد بروم. فرمایش و سفارشی دارید، بفرمائید. مرحوم آیت الله شاه آبادی فرموده بود: چون اولین بار است که با این عشق و علاقه به مشهد مشرف می‌شوید یقیناً برای حضرت رضا علیه السلام عزیزید. لذا هر چه می‌خواهی بخواه منتها مواظب باش «چیز» بخواهی نه «ناچیز»! (مثلاً امور دنیوی نخواه).

حیدر آقا معجزه می‌گفت: به مشهد مشرف شدم و بالا سر حضرت رضا علیه السلام که رسیدم یاد فرمایش آقای شاه آبادی افتادم. به امام رضا عرض کردم آقا، آقای شاه آبادی فرمودند از شما چیزی بخواهم که ارزش داشته باشد. ناچیز نخواهم. آقا من می‌خواهم هر کتابی را که باز کردم بفهمم. این را از شما می‌خواهم.

سپس زیارت را شروع کردم و نماز زیارت را خوانده بودم و سر به سجده بودم که حالت خاصی به من دست داد؛ دیدم آقا تشریف می‌آورند به طرف من و دو نفر خادم هم حضرت را همراهی می‌کنند.

جلو آمدند و آن دو خادم یک ظرف بزرگ پاتیل را آوردند و گذاشتند کنار من که صدایش مرا متوجه به خود کرد. نگاه کردم دیدم داخلش پر از کره است. از طرفی هم حضرت ایستادند و مرا نگاه می‌کنند. من هم اصلاً نمی‌توانستم حرف بزنم.

حضرت دستشان را به جیب کردند و مقداری اسکناس در آوردند و شروع به ورق زدن کردند. وسط آنها یک اسکناس مچاله شده و کهنه یک تومانی در آوردند و به من دادند و رفتند. من هم همان طور مانده بودم که این چه بود و چی شد و … که از این حالت به حالت طبیعی برگشتم.

سفر ما به انجام رسید و برگشتیم تهران و خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و واقعه را خدمت ایشان عرض کردم. آیت الله شاه آبادی فرمود: آن پول یک تومانی مچاله شده، حظّ تو از علم رسمی است. از علم رسمی قیل و قال، بهره ات همان اندازه است و اما آن کره که داخل ظرف بود لبّ علم است. لبّ علم توحید را به تو دادند».

آیت الله رمضانی می‌فرمود: مسائل علمی عمیق توحیدی را که از ایشان می‌پرسیدیم چنان عالمانه حل می‌کرد و توضیح می‌داد که تعجب می‌کردیم.

این خاطره را به مناسبتی در کتاب عرفان علامه طباطبایی نقل کرده ام.

کد خبر 4964544

برچسب‌ها

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 0 =