خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: یکی از اصلی ترین رسالت رسانهها در زمان بحران، اطلاع رسانی دقیق، درست و سریع است. اگر رسانهها بتوانند این اصل را در روند عملکرد خود داشته باشند و در ردیف رسانههای روایت اول قرار بگیرند، توانستهاند به وظایف خود عمل کنند. به همین بهانه با اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه به گفتوگو نشستیم.
تحلیل شما از وضعیت رسانهها در بحران اخیر چه مواردی است؟
فکر میکنم اعتراضات و اغتشاشات اخیر، یک ویژگی بسیار مهم داشت. مهمترین ویژگیاش، مجازی بودن و رسانهای بودن آن بود. نه اینکه در بحران های قبلی از رسانه ها استفاده نمیشد؛ در بحرانها و اعتراضات و اغتشاشات سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ هم نقش رسانه ها پررنگ بود؛در یک دورهای توییتر و در دورهای دیگر تلگرام یا اینستاگرام خیلی پررنگ بود، اما در هیچ دورهای به این اندازه از همه ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی برای آموزش ، سازماندهی و تشویق مردم به خشونت و اغتشاش استفاده نشده بود. بنابراین مهمترین ویژگی اعتراضات و اغتشاشات اخیر، "مجازی و رسانهای بودن" آن بوده است.
آمریکا و رژیم صهیونی ، به موازات سازماندهی و تجهیز عوامل خود ،بعد از ماهها تشدید جنگ رسانهای بویژه بعد از آن جنگ ۱۲ روزه ،با بکار گیری همه ظرفیت های «لشکر رسانهای» خود، به آموزش، تحریک و ترغیب مردم به اغتشاش، جعل واقعیتها و روایت دروغ پرداختند و از همه راهبردها و تاکتیکها مخرب استفاده کردند. تا موفق شده اند جمعی از مردم، را به خیابان بیاورند.
این اعتراض تا جایی که مطالبات صنفی و انتقاد از گرانی ها و بی ثباتی در بازار بود ، به حق بود و حتماً باید بخشهای مختلف، مطالبات بحق مردم را پیگیری کنند و در حل مشکلات آنها بکوشند اما از روزهای پنجشنبه و جمعه هفته قبل با مداخله ،فراخوان مکرر و لیدرهای سرویس های جاسوسی غرب و تحریک و تشویق ،«اتاق جنگ روانی و رسانهای غرب» به آشوب ،تخریب وکشتار انجامید . آنها پیشبینی میکردند و میدانستند که مردم به دلایل مختلف، از جمله تحریمهای ظالمانه، تحت فشار معیشتی هستند و مشکل دارند و از این موضوع استفاده کردند
البته نابسامانیهای بازار و مشکلات معیشت مردم هم ، نتیجه سالها تحریم آمریکاییهاست. آنها با هدف از پای در آوردن مردم ، با اعمال تحریم های متنوع ، مستمر و گسترده ، اعتراض ها را پیش بینی و سازماندهی کردند تا با وارد کردن و مداخله عوامل آموزشدیدهشان به میدان ، اعتراض را از مسیر واقعی و صنفی خود خارج و وارد فاز خشونت ، ترور و براندازی کنند.
مشخصا هدف دشمن از این اقدامات چه بود؟
هدف حداکثری آمریکا و رژیم صهیونی ، براندازی و تغییر رژیم ایران (به تعبیر خودشان) ، و یا در صورت ناکامی در رسیدن به هدف مذکور ، جلوگیری از پیشرفت مردم ایران و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بود و هست . این هدف ها در جنگ ۱۲ روزه (۲۳ خرداد) هم اعلام شد اما بعد از ناکامی و شکست در خرداد 1404، همان اهداف با راهبرد ایجاد آشوب و اغتشاش در دی ماه جاری پیگیری شد به عبارت دقیق تر و جامع ، راهبرد آنان برای دستیابی به هدف های مذکور، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، ابتدا ترور و درگیری های داخلی، سپس جنگ تحمیلی و همزمان تحریمهای همهجانبه اقتصادی بود . این راهبردها هیچ وقت از دستور کار دشمنان خارج نشده است . در دور جدید در 23 خرداد 1404، جنگ تحمیلی دوم را با انتظار همراهی مردم علیه نظام علیه ایران طراحی و اجرایی کردند اما بعد از مشاهده همبستگی ملی همه اقشار مردم حتی منتقدان و معترضان ، همان هدف قبلی یعنی براندازی را در دیما جاری با راهبرد اغتشاشات اجرایی کردند . به طور خلاصه دشمن پس از ناکامی و شکست در راهبردهای قبلی یعنی تحریم و جنک ، راهبرد سوم خود، یعنی «آشوب و اغتشاش» را در ادامه تحریم همه جانبه و جنگ ۱۲ روزه ، در دستور کار قرار داه است .
آنها با این تصور که این بار میتوانند کار را به پایان برسانند، برنامهریزی کردند و حتی احتمال میدادند در صورت موفقیت این مرحله یا احساس ضرورت، بار دیگر اقدام به جنگ مستقیم کنند. به عبارت دیگر، راهبرد سوم آنها «جنگ بههمراه انتظار قیام مردمی» بود، راهبرد چهارم «آشوب و اغتشاش» است و راهبرد محتمل بعدی، «ترکیب آشوب با جنگ» در صورت لزوم خواهد بود، راهبردی که تاکنون نیز با شکست مواجه شده است.
مهمترین تاکتیک دشمن در حوادث اخیر چه مواردی بود؟
مهمترین این تاکتیکها شامل «امید کاذب» و القای نزدیکی پیروزی، ایجاد تردید و بیاعتمادی در جامعه، تضعیف اقتدار و اعتماد عمومی به نهادهای امنیتی و حاکمیتی، تلاش برای تسخیر نمادین فضای خیابان، ایجاد اختلال در خدمات عمومی و تشویق به اعتصاب، دامنزدن به قطبیسازی و شکاف اجتماعی، معطوف کردن نقدها از افراد به سمت کل نظام، و در نهایت، ترسافکنی و ایجاد فضای روانی ناامن است.
در میان تمام تاکتیک های رسانهای دشمن، شاید بتوان ایجاد «امید کاذب» را محوریترین آنها دانست. اتاق فرمان جنگ روانی غرب و رژیم صهیونیستی، با برنامهریزی منسجم رسانهای، این تصور را در ذهن بخشی از مردم و معترضان القا کردند که فروپاشی نظام جمهوری اسلامی حتمی و نزدیک است؛ گویی تنها چیزی که باقی مانده، تعیین تکلیف مقامات آینده است. این روایت چنان قدرتمند ، مستمر و منسجم ارائه شد که برای ماهها، گروهی باور کردند «کار تمام است». همین باور غلط، به آنان انرژی و جسارت میداد تا با این فرض که نظام در آستانه سقوط قرار دارد، دست به اعتراضهای افراطی، تخریب و اغتشاش بزنند تا به ادعای خود «کار میدان را تکمیل کنند.
این راهبرد حتی پس از شکستهای آشکار نیز ادامه یافت. بهطور نمونه، اظهارات اخیر فردی مانند ترامپ که با وجود پذیرش ناکامی، به هوادارانش میگوید «میدان را خالی نکنید، کمک در راه است»، یا ادعاهای کسی مانند محمدرضا پهلوی مبنی بر «تدارک بازگشت به ایران»، همگی در چارچوب همان پروژه امید کاذب و القای نزدیکی پیروزی تعریف میشود. بخش عمدهای از خسارات جانی و مالی اخیر، از جمله شهادت مأموران و کشتهشدن شهروندان بیگناه، ریشه در همین تحریک حسابشده و القای تحلیل غلط به معترضان دارد. شبکههایی مانند ایراناینترنشنال و دنبالههای داخلی آن، با تغذیه این توهم، کشور را در آستانه یک درگیری خشونتبار بیسابقه قرار دادند.
در این شرایط رسانههای داخلی باید چه راهبرد و روندی را در پیش بگیرند؟
رسانههای مستقل و ایرانی باید با تمرکز بر گفتن حقایق، از تابآوری کشور و همراهی مردم گرفته تا بازگویی شکستهای مکرر دشمنان، توهم «امید کاذب» را از بین ببرند. آنها بارها با وعدههایی مانند «دو هفته دیگر میآییم» یا «کار تمام است»، افراد را فریفته و حتی برخی را به سوی خشونت و درگیری سوق دادهاند. بنابراین، محور اصلی راهبرد رسانهای ایران باید بر پایه «تبیین» استوار باشد.
این تبیین باید شامل مواردی همچون تابآوری کشور و ظرفیتهای داخلی، نقشهها و اقدامات دشمن در دورههای مختلف، خسارتهای جانی و مالی ناشی از اغتشاشات، اعم از آسیب به زیرساختها، اماکن عمومی و تلفات انسانی، انحراف اعتراضات مشروع و سوءاستفاده دشمن از آنها برای مداخله، تصویر واقعی ایران پس از اغتشاش باشد.
در عین حال، در راهبرد تبیین نه تنها نباید از مشکلات مردم به ویژه معیشت ، غفلت کرد بلکه باید بیش از پیش در طرح و کمک به حل ان پرداخت .باید شفاف بیان کرد که ریشه بسیاری از این مشکلات اقتصادی موجود، علاوه بر بی تدبیری های برخی مسئولان و ترک فعل های آن ها، تحریمهای همهجانبه و طولانیمدت دشمن است و راه حل، نه در تخریب و خشونت، بلکه در اتکا به ظرفیت داخلی ، مطالبه گری و کمک به حل آن است . در این مسیر، اعتبارزدایی از رسانههای معارض، همافزایی رسانههای متعهد داخلی و آرامسازی فضای جامعه از دیگر وظایف حیاتی رسانههاست.
با توجه به نکاتی که گفتید به نظر می رسد، از نظر شما رسانه ها تقسیم بندی های متفاوتی دارند؟
بله ؛ معتقدم رسانهها در این شرایط چند دسته هستند؛ رسانههای معارض خارجی و دنبالههای داخلی آنها که اتاق جنگ روانی دشمن و مسئول وضع موجود یعنی تخریب و کشتار مردم هستند؛ در مورد این رسانه نما ها باید روشنگری و از آنان اعتبارزدایی کرد .رسانههای مستقل و مسئول داخلی که با کنشگری فعال، آگاهیبخشی، ایجاد امید واقعی و تبیین حقایق، پشت مردم و منافع ملی میایستند. رسانههای منفعل یا مدعی بیطرفی که در شرایط جنگ ترکیبی و بحران ملی، بیطرفی معنایی ندارد و به معنای کنارهگیری از صحنه پاسداری از حق و حقیقت است. هیچ رسانه مردمی و مستقل در جهان، آموزش خشونت یا مقابله با نیروهای امنیتی را کار خود نمیداند.
در این شرایط مسئولان و رسانه های داخلی در انجام این مأموریت با چه چالش هایی روبرو هستند؟
مسئولان و رسانهها با چالشهای جدی روبهرو هستند؛ از جمله آنان ، درس نگرفتن از بحران های قبلی و تلاش ناکافی در حل آن ها ، گسترش شایعات به دلیل نگرانی مردم و ضعف سواد رسانهای، نداشتن پاسخهای قانعکننده و غیرکلیشهای به مطالبات بهحق مردم، نداشتن روایت جذاب، مستمر و مستند که بتواند با روایتسازی حرفهای دشمن رقابت کند. دیده نشدن و وارونگی افکار عمومی به ویژه در نسل جوان که نتیجه فاصله و بیاعتمادی به نهادهاست.نبود همافزایی و کار جزیرهای میان رسانههای متعهد. نقش غیرمسئولانه برخی سلبریتیها که ناخواسته یا از روی ناآگاهی، در زمین دشمن بازی میکنند.سکوت بخشی از نخبگان در تبیین حقایق و هشدار درباره عواقب ناامنی.
علاوه براین ی، بحرانهای انباشته شده معیشتی و سیاسی، مداخلات خارجی و تلاش سیستماتیک برای القای امید کاذب، از دیگر عوامل تهدیدکننده امنیت ملی هستند که نیازمند عزم جدی مسئولان و پیگیری رسانههاست.
جنگ امروز، جنگی رسانهای و مجازی است که در آن «امید کاذب» سلاح اصلی دشمن برای نیل به اهداف خود از تغییر نظام تا تجزیه کشور است.
رسانههایی مانند ایراناینترنشنال، بخشی از این عملیات گسترده هستند. ضمن اینکه حق برخورداری از اطلاعات و امنیت روانی-ملی هر دو مهم هستند، در لحظات حساس، اولویت با امنیت ملی است، همانگونه که در بحرانهای مشابه در سایر کشورها نیز مشاهده شده است. امید است با برقراری امنیت پایدار، فضایی فراهم شود که مردم هم از جریان آزاد اطلاعات برخوردار شوند و هم از گزند جنگ روانی دشمنان در امان بمانند.



نظر شما