۲۹ دی ۱۴۰۴، ۹:۳۳

چه کسی بر تجارت جهانی غذا حکومت می‌کند

چه کسی بر تجارت جهانی غذا حکومت می‌کند

انقلاب‌ها در صنعت جهانی کشاورزی و مواد غذایی، نشان‌دهنده وابستگی متقابل پیچیده بین علم، فناوری، اقتصاد و سیاست است.

به گزارش خبرگزاری مهر، حسین شیرزاد، تحلیلگر مسائل توسعه کشاورزی برای خبرگزاری مهر نوشت، این نوشتار به بررسی سیر تحول‌آفرین کشاورزی-غذا از کشف خواص شیمیایی و فیزیکی کشاورزی در قرن ۱۷ میلادی تا دوران مدرن و عصر بیوتکنولوژی می‌پردازد و با ردیابی انقلاب‌های محوری در فناوری غذا، نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت‌های علمی درک ما از تولید، تغذیه و ایمنی غذا را به طرز چشمگیری تغییر داده‌اند. این یادداشت نقش محوری شرکت‌های چندملیتی مستقر در ایالات متحده آمریکا را در ایجاد استانداردهای بین‌المللی برجسته می‌کند و پیامدهای اخلاقی این تأثیر را بررسی می‌کند.

آغاز رژیم غذایی سوم به رهبری شرکت‌های آمریکایی

نظریه رژیم غذایی «هریت فریدمن و فیلیپ مک ‌مایکل» تسلط ایالات متحده را در طول رژیم غذایی دوم و آغاز رژیم غذایی سوم، به رهبری بازیگران شرکتی آن، بررسی می‌کند. رژیم غذایی سوم، موفقیت‌های خود را داشت و پویایی‌های پیچیده‌ای را که سیستم غذایی مدرن را در دهه آخر قرن بیستم شکل می‌داد را روشن می‌کرد.

این یادداشت سعی در تبیین این واقعیت دارد که رهبری آمریکا در نوآوری‌های تکنولوژیکی و گسترش شرکت‌ها، چگونه رژیم غذایی جهانی مدرن را شکل داده است و پیامدهای حاصل از آن برای تجارت بین‌المللی، ایمنی مواد غذایی و عدالت در سیستم غذایی جهانی چیست؟

بی گمان تحلیل رژیم‌های غذایی در عصر سرمایه‌داری صنعتی، سه مرحله از نظم ژئوپلیتیکی تولید و گردش بین‌المللی غذا را مشخص می‌کنند که توسط قیمت‌های جهانی اداره می‌شوند و استراتژی‌های ارزان‌سازی غذای سرمایه‌داری را برای مصرف و فرآوری مواد غذایی تضمین می‌کنند.

نظم‌های ژئوپلیتیکی نشان‌دهنده دوره‌های هژمونی نظم بریتانیایی غذا طی سال های ۱۸۷۰-۱۹۱۴، نظم آمریکایی غذا طی سال های ۱۹۴۰-۱۹۷۰ و هژمونی نئولیبرال بر صنعت غذا ۱۹۸۰ تاکنون هستند. البته این نظم‌های ژئوپلیتیکی طی ادوار تاریخی وارد بحران و گذار می‌شوند و روابط جهانی کشاورزی-غذایی را از نو سازماندهی می‌کنند و کالایی‌سازی و تخریب فزاینده روابط زیست ‌محیطی جهانی را ترویج می‌دهند.

تجزیه و تحلیل رژیم‌های غذایی، امکان تاریخ‌سازی مقایسه‌ای تحولات کشاورزی در مقیاس‌های مختلف، با اثرات متفاوت در طول زمان و مکان را فراهم می‌کند و ابعاد سیاسی و زیست‌محیطی روابط کشاورزی-غذایی در سراسر جهان را بیان می‌کند.

۱. تعامل دیالکتیکی علم، فناوری، اقتصاد و سیاست

انقلاب‌ها در صنعت جهانی کشاورزی و مواد غذایی، نشان‌دهنده وابستگی متقابل پیچیده بین علم، فناوری، اقتصاد و سیاست است. از زمان اکتشافات قرن شانزدهم در شیمی و فیزیک کشاورزی، نوآوری‌هایی در تولید مواد غذایی ایجاد شده و تولید مورد استفاده برای پرورش گیاهان را دوباره تعریف کرده است.

سال ۱۵۶۳، برنارد پالیسی، یک صنعتگر فرانسوی کشف کرد که افزودن فضولات و کود به خاک، آن را دوباره غنی می‌کند و رشد گیاه را افزایش می‌دهد. پالیسی، مواد معدنی را به عنوان نمک تشخیص داد چنانکه در سال ۱۶۷۵، جان اوولین، محقق دیگر اظهار کرد آب باران حاوی مواد ضروری است و آن را «نیترات آسمانی» نامید. فرد دیگری به نام دانیل رادرفورد، سال ۱۷۷۲ نیتروژن را کشف و کلود-لوئی برتولت هم در سال ۱۷۸۴ آمونیاک را کشف کرد. این هر دو از اجزای ضروری رشد گیاه به شمار می روند.

شیمیدان فرانسوی ژان باپتیست بوسینگالت در سال ۱۸۳۶ نشان داد که کود و حبوبات برای رشد گیاه مفید هستند و نیتروژن خاک را افزایش می‌دهد. سرانجام «فون لیبیگ» پیشگام شیمی کشاورزی بود و توضیح داد که خاک ذاتاً مواد مغذی کافی برای رشد را در خود جای داده است، اما کشت فشرده کشاورزی، این منابع را از بین می‌برد و برای افزایش رشد به کودهای مصنوعی نیاز است. این پیشرفت‌های علمی اولیه، پایه و اساس صنعتی شدن در بخش کشاورزی-غذا را بنا نهاد.

پیشرفت در شیمی کشاورزی در قرن‌های نوزدهم و بیستم منجر به ظهور کودهای تجاری، تولید و گسترش تجارت جهانی کالاهای کشاورزی در طول دوره استعمار شد که مناطق متنوع را در یک اقتصاد کشاورزی جهانی واحد ادغام کرد. در نتیجه، ساختار صادرات استعماری، علم و سرمایه‌داری به نیروهای محرکه تجارت بین‌المللی مواد غذایی تبدیل شدند، زیرا سرمایه‌گذاری خصوصی در تولید انبوه کودها، ماشین‌آلات و سیستم‌های آبیاری افزایش یافت و اولین رژیم غذایی (۱۸۷۰-۱۹۱۴) را رقم زد.

نظریه رژیم غذایی «هریت فریدمن و فیلیپ مک ‌مایکل»، تسلط ایالات متحده آمریکا را در سیستم غذایی بین‌المللی، بر اساس صنعتی‌سازی تولید گیاهان و دام‌ها برای افزایش تولید محصولات برای استفاده تجاری که منجر به انقلاب سبز در سایر نقاط جهان شد، بیان می‌کند. این نظریه همچنین با کشاورزی، سرمایه و ژئوپلیتیک و ظهور یک رژیم غذایی جدید پس از جنگ جهانی دوم که کشاورزی جهانی را از طریق تجارت آزاد متحول کرد، مرتبط است. ایمانوئل والرشتاین استدلال می‌کند که سیستم رژیم غذایی (کشاورزی جهانی) بخش جدایی‌ناپذیری از اقتصاد جهانی سرمایه‌داری است. میشل فوکو اظهار می کند که قدرت از طریق مدیریت جمعیت عمل می‌کند که شامل کنترل در تولید صنعت کشاورزی و کالایی شدن اشکال زندگی است. این نظریه‌ها پایه نظری نقش ایالات متحده در شکل‌دهی به سیستم غذایی مدرن و ساختار قدرت تجارت جهانی غذا را بنا نهادند. درک این نظریه‌ها برای مشاهده پیچیدگی سیستم غذایی معاصر حیاتی است.

حاکم بر تجارت جهانی غذا کیست؟

سوال بزرگتر در تجزیه و تحلیل این است که چه کسی بر تجارت جهانی غذا حکومت می‌کند و سود می‌برد. این نظریه‌ها ثابت می‌کنند که شرکت‌های غذایی بخش زیادی از آن را به دست می‌آورند، در حالی که سایر ذی‎نفعان در سناریوی فعلی در موقعیت نامساعدی قرار دارند. با این حال، هدف اصلیشناسایی سهم شرکت‌های غذایی است.

۱.۱ تکامل کشاورزی مدرن و تکنیک‌های بهبود مواد غذایی

از آنجایی که اروپایی‌ها، به ویژه بریتانیایی‌ها، توانستند بر علوم بنیادی کشاورزی و غذا تسلط یابند، توانستند فناوری‌های بهتری ارائه دهند. این رخدادها حاوی چند اختراع هستند که به بریتانیا کمک کردند تا با استفاده از کشاورزی و تولید مواد غذایی، ضمن تسلط بر اقتصاد سیاسی جهانی، قدرت امپراتوری خود را حفظ کند، زیرا مستعمرات در سراسر جهان این شیوه‌ها را اتخاذ، تولید و مصرف می‌کردند.

بریتانیا همچنین با واردات نیروی کار از مناطق مختلف برای حفظ تسلط بر زنجیره تأمین، تقسیم کار را کنترل می‌کرد. این کشور بازار را با صنعت مرتبط کرد، کشاورزی را به یک بخش اقتصادی سرمایه‌ای تبدیل کرد، از نهاده‌های شیمیایی و مکانیکی استفاده کرد و جاده‌ها و راه‌آهن را برای یک گذار روان تجاری ایجاد کرد. البته در کنار کودهای شیمیایی، آفت‌کش‌های شیمیایی نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آفت‌کش‌ها مواد شیمیایی هستند که برای مدیریت آفات خاص طراحی شده‌اند. مواد شیمیایی معدنی مانند کلرات سدیم، اسید سولفوریک، DDT، BHC، آلدرین، دیلدرین، اندرین، کلردان و ترکیبات آلی مصنوعی مانند نیتروفنول‌ها، کلروفنول‌ها، کرئوزوت، نفتالین و روغن‌های نفتی به عنوان آفت‌کش توسعه داده شدند. اما علیرغم نگرانی‌ها در مورد تجمع بقایای آفت‌کش‌ها، آسیب‌های زیست‌محیطی و چالش‌های قانونی و نظارتی، آفت‌کش‌ها به دلیل اثربخشی‌شان در افزایش بهره‌وری کشاورزی، کنترل آفات، مقرون‌به‌صرفه بودن و راحتی، به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

آفت‌کش‌ها و کودها به اجزای ضروری مدیریت غذا و محصولات کشاورزی در جامعه تبدیل شدند. این امر منجر به سرمایه‌گذاری‌های خصوصی در مقیاس بزرگ در کشاورزی، اغلب توسط زمین‌داران و کارآفرینان شد که به نوبه خود باعث رشد شرکت‌های بذر و مواد شیمیایی و تجاری‌سازی مواد شیمیایی کشاورزی گردید. از آنجا که این اجزای شیمیایی توسط شرکت‌ها توسعه یافتند، به آرامی به بازیگر غالب در تصمیم‌گیری در مورد نحوه رشد کشاورزی و تولید مواد غذایی تبدیل شدند.

در قرن بیستم، بنیاد راکفلر با تأسیس مؤسسات تحقیقاتی در طول جنگ جهانی اول، به یکی از مشارکت‌کنندگان مهم در مدیریت محصولات کشاورزی تبدیل شد. فعالیت این مؤسسات که در ابتدا در آسیا ساخته شده بودند، در سال ۱۹۴۳ به دلیل مداخلات استعماری به مکزیک منتقل شدند. این فناوری جدید بر تولید محصولات غذایی در لوبیا، ذرت، گندم و سیب‌زمینی با مهندسی گیاهان برای مصرف انرژی بیشتر یا تبدیل بخش بیشتری از انرژی فتوسنتزی به دانه به جای برگ و ساقه، در کنار استفاده از آفت‌کش‌ها و کودها برای افزایش بازده کشاورزی متمرکز بود. این امر به آرامی راه را برای تأسیس رژیم غذایی ایالات متحده یا آمریکو سنتر هموار کرد.

در نهایت دولت‌های جنوب نیز که در دهه ۱۹۴۰، به ویژه در اروپای جنگ‌زده و کشورهای تازه استقلال‌یافته پس از استعمار که با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند و به دنبال تغذیه جمعیت خود بودند، کمیت غذا را بر نگرانی‌ها در مورد افزودنی‌های شیمیایی اولویت دادند.

۱.۲ رابرت مک ‌نامارا و گسترش سازمان بین‌المللی کشاورزی

رقابت جنگ سرد فرصتی را برای ابرقدرت‌ها فراهم کرد تا نفوذ خود را در فناوری کشاورزی گسترش دهند. ایالات متحده آمریکا از طریق شیوه‌های کشاورزی مرسوم خود پیروز شد و یک سیستم تجاری جدید ایجاد کرد که بر نظم جهانی غذا تسلط داشت.

شرکت‌های خصوصی آمریکایی مانند فورد، ۴ مؤسسه تحقیقاتی بین‌المللی تأسیس کردند که تمرکز خود را از خودکفایی به تولید مازاد و تحقیقات غنی‌سازی مواد غذایی روی غلات اساسی تغییر دادند و بدین ترتیب یک علم و فناوری جدید ایجاد کردند.

امپراتوری غذای متعارف در طول دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از طریق این مؤسسات گسترش یافت و تلاش‌های اولیه بر مستندسازی مواد گیاهی بومی در سراسر جهان متمرکز بود. این مؤسسات با سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان غذا و کشاورزی (FAO)، برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)، بانک جهانی و اهداکنندگان مختلف برای تداوم انحصار بذر در کشورهای توسعه‌ یافته همکاری کردند. این مؤسسات ارتباط نزدیکی با وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) و سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)، یک آژانس نظارتی اصلی مسئول نظارت بر تولید علمی مواد غذایی و اقدامات ایمنی، داشتند. رابرت مک‌نامارا، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده رئیس بانک جهانی شد. در سال ۱۹۷۱ وی صدها نفر از شرکا، سیاست‌گذاران، اهداکنندگان و متخصصان بانک جهانی را گرد هم آورد تا یکی از اولین گروه‌های شبکه تحقیقات کشاورزی بین‌المللی را با نام «گروه مشورتی تحقیقات کشاورزی بین‌المللی (CGIAR) تأسیس کند.CGIAR نیازهای کشورهای در حال توسعه را ارزیابی می‌کند و بر تأمین مالی تحقیقات کشاورزی با اولویت بالا در سطوح بین‌المللی، منطقه‌ای و محلی تمرکز دارد. این همکاری‌ها CGIAR را قادر کرد تا بیش از ۶۵۰ هزار نمونه بذر جمع‌آوری کند و یک بانک بذر را تحت یک توافق چندجانبه تأسیس کند. پس از مدتی گسترش، تأسیس و مکان همه مؤسسات CGIAR به نوبه خود بر پیشرفت‌های جدید در علم و فناوری نظارت و تفوق پیدا کرد. همچنین به مؤسسات تحقیقاتی دارای بانک بذر، حق حفظ ژنتیک گیاهان را داد که بعداً به محل اختلاف در مورد مالکیت انواع بذر، به ویژه در مورد حقوق کشاورزان، تبدیل شد. اما علیرغم موفقیت‌های اولیه در تحقیقات آزمایشگاهی، نتایج مطلوب در آزمایش‌های میدانی تکرار نشد.

نکته قابل توجه این است که بانک جهانی وام‌های کشاورزی را به کشورهای جهان سوم ارائه داد به شرطی که از جدیدترین گونه بذر برنج مهندسی مجدد شده استفاده کنند. با این حال، کشاورزان از نتایج ناامید شدند و پرسش جدی از سوی دولت‌ها و طرفداران محیط زیست در مورد قابلیت دوام و مالکیت این گونه‌های جدید بذر توسط مؤسسات مطرح شد.

سرانجام این تجربه دامنه تحقیقات بیوتکنولوژی را گسترش داد. پیشرفت علم و فناوری کشاورزی تا دهه ۱۹۷۰ تا حدی موفقیت‌آمیز بود، زیرا کشورهای در حال توسعه در تولید مواد غذایی تا حدی خودکفا شده بودند. با این حال، بازار بین‌المللی کشاورزی که از قبل با تولید بیش از حد از طریق کمک های بین المللی و تجارت در هم تنیده شده بود، کشورهای غربی، عمدتاً ایالات متحده آمریکا را به سمت توسعه استراتژی‌های جدید بازار برای تسلط بر کشاورزی سوق داد. همچنین منجر به بازسازی فراملی تولید کشاورزی تحت تأثیر شدید شرکت‌های جهانی کشاورزی شد. ایالات متحده، با رکود تورمی مالی خود، رویکرد اقتصادی جدیدی را برای تبدیل از اقتصاد کینزی به «مسئولیت اجتماعی کسب و کار» توسط فریدمن، معرفی کرد که عبارت است از افزایش سود و در نتیجه تطبیق از اقتصاد تقاضامحور به اقتصاد عرضه‌محور بود.

رژیم غذایی دوم در سطح جهانی، بدهی مزارع و قیمت‌های بالا را افزایش داد و مشکلات را در زمین‌های کشاورزی تشدید کرد. با این حال، شرکت‌های کشاورزی-غذایی با موفقیت لابی کردند و انحصار کشاورزان در امور کشاورزی را در سطح داخلی (ایالات متحده) و بین‌المللی از بین بردند. نهادهای جهانی در این دوره، ثروت کشاورزی-غذایی را تنظیم و انباشت کردند و بر اساس ایده‌های نئولیبرالی مبتنی بر نهادهای بین‌المللی، برنامه‌های سیستماتیکی برای سرمایه‌گذاری در تهیه مواد اولیه کشاورزی و بازاریابی تدوین کردند. چنانکه بیوتکنولوژی به یک داستان موفقیت نوظهور از «رژیم غذایی شرکتی» تبدیل شد.

۱.۳ ظهور سیاست‌های زیست‌فناوری

بیوتکنولوژی ترکیبی از فناوری و اجزای بیولوژیکی (ارگانیسم‌های زنده مانند باکتری‌ها) است. هدف بیوتکنولوژی افزایش تولید مواد غذایی از طریق فناوری، با حداقل استفاده از تکنیک‌های سنتی است. محصولات بیوتکنولوژی تولید شده توسط ۳ سازمان آمریکایی مانند USDA، EPA و FDA به طور کامل از طریق یک سیستم مبتنی بر ریسک تنظیم می‌شوند. دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با رشد بیوتکنولوژی، تغییرات قابل توجهی در کشاورزی ایجاد کرد. تحقیقات بیوتکنولوژی به افزایش تولید مواد غذایی کمک کرده و در این دسته‌ها طبقه‌بندی می‌شوند.

۱.مهندسی ژنتیک (روی گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسم‌ها) برای بهبود کیفیت مواد غذایی.

۲.فناوری بسته‌بندی تجاری برای نگهداری مواد غذایی

۳.فرآیند تخمیر میکروبی برای تولید مواد اولیه غذایی، آنزیم‌ها و افزودنی‌های نوآورانه.

۴. چاپ سه بعدی برای تولید نوآورانه مواد غذایی .

به تدریج تا دهه ۱۹۹۰، طی دهه‌ها بهبود مواد غذایی تحت بیوتکنولوژی، ماهیت غذا را تغییر داده بود. البته دوران تکامل بیوتکنولوژی نیز به ۶ بخش تقسیم می‌شود.

۱. تغییرات در ماهیت غذا و اقدامات ایمنی غذا.

۲. نقش شرکت‌های بزرگ غذایی و آزمایش‌های آنها

۳. بحث‌ها بر سر بازار لابی داخلی ایالات متحده در علوم غذایی و رژیم غذایی

۴. موفقیت ایالات متحده در صنعت بیوتکنولوژی

۵. تأثیر بیوتکنولوژی ایالات متحده بر تجارت بین‌المللی

۶. مسائل و نگرانی‌ها در بیوتکنولوژی

۱.۴ تغییر در ماهیت غذا و ایمنی غذا

در دهه ۱۹۹۰، ترکیبی از عواملی مانند بسته‌های غذایی، تحویل غذای آماده ( Dinners to Go، Gourmet Express و Cuisine on Call)، انواع جدید غذاهای جهانی شده و زنانی که مایل به استفاده از این گزینه‌ها بودند، الگوهای آماده‌سازی و مصرف غذا را تغییر داد این دهه همچنین شاهد اولین موج بیوتکنولوژی بود که از طریق غذاهای مهندسی ژنتیک شده برای مصرف انسان در دسترس قرار گرفتند. این غذاهای مهندسی شده، نوع جدیدی از غذاهای آماده و نیمه پخته را معرفی می کرد. غذاهای بسته‌بندی شده با افزودنی‌های غذایی برای افزایش ماندگاری به هنجار جدید تبدیل شدند و بدین ترتیب دوران جدیدی از غذاهای فرآوری شده مبتنی بر فناوری را آغاز کردند . تکنیک‌های بهبود مواد غذایی این تغییرات را تأیید و انواع مختلفی از افزودنی‌ها را در ایالات متحده و جهان معرفی کردند.

۱.۴.۱ مواد نگهدارنده و ماندگاری

امروزه بهبود مواد غذایی با افزایش ماندگاری از طریق افزودن مواد نگهدارنده و آنتی‌اکسیدان‌های مصنوعی در محصولات فاسدشدنی و با ماندگاری بالا، ماهیت عملیات «پس از برداشت» را تغییر داده است. در ابتدا، تکنیک‌های مختلف فرآوری برای توقف رشد میکروارگانیسم‌ها معرفی شدند؛ بعدها، اجزای شیمیایی برای کنترل آلودگی به مواد غذایی اضافه شدند. به عنوان مثال، مواد ضد قارچ و اسیدهای سوربیک برای جلوگیری از فساد به محصولات شیر به ویژه پنیر، اضافه می‌شوند. به طور مشابه، گوشت با سولفات‌ها و نیترات‌ها فرآوری می‌شود و نوشابه ها با دی اکسید گوگرد فرآوری می‌شود. روغن با مس و آهن فرآوری می‌شود تا از اکسیداسیون جلوگیری شود. گالات‌ها ترکیبات آنتی‌اکسیدانی مصنوعی هستند که به محصولات غذایی اضافه می‌شوند.

در واقع بیوتکنولوژی، مواد غذایی اصلاح‌شده ژنتیکی را برای افزایش ماندگاری معرفی کرده است.

صنعت غذای معاصر، افزودنی‌ها و مکمل‌های غذایی مانند رنگ‌ها، ویتامین‌ها و اسیدهای آمینه را از مواد مشتق‌شده از GMOها تولید می‌کند که بخشی از وعده‌های غذایی روزانه ما هستند. در مورد گوجه‌فرنگی، تجمع آنتوسیانین‌ها منجر به کاهش حساسیت ناشی از Botrytis cinerea، رایج‌ترین پاتوژن پس از برداشت، شده است. ارگانیسم‌های اصلاح‌شده ژنتیکی (GMOs) همچنین فرآیند غنی‌سازی زیستی را که از طریق آن ارزش غذایی محصولات کشاورزی افزایش می‌یابد، غنی کرده‌اند. فائو گزارش‌هایی در مورد منطق غنی‌سازی زیستی به‌ویژه برای حمایت از جمعیت فقیر در کشورهای در حال توسعه، منتشر کرد. از طریق این تکنیک اصلاح نژاد مرسوم، کشاورزان توانستند ذرت پروویتامین A، کاساوا پروویتامین A، برنج با روی بالا، گندم با روی بالا، لوبیا با آهن بالا و ارزن مرواریدی با آهن بالا کشت کنند.

۱.۴.۲ سایر افزودنی‌ها

در جستجوی اجزای جایگزین قند، شیرین‌کننده‌های مصنوعی مانند ساخارین، سیکلامات‌ها و آسپارتام معرفی شدند. افزودنی‌های غذایی مانند طعم‌دهنده‌ها، اصلاح‌کننده‌ها، هوادهنده‌های شیمیایی، امولسیفایرها، نرم‌کننده‌ها و عوامل ضد کلوخه شدن به همراه رنگ‌های طعم‌دار برای جذاب‌تر کردن بافت و ظاهر غذا استفاده می‌شوند. مزایای این افزودنی‌ها شامل افزایش کیفیت حسی غذا، کاهش ضایعات با افزایش ماندگاری و جلوگیری از فساد برخی از محصولات غذایی است. با این حال، ادعا می‌شود که آنها به دلیل داشتن مواد غیرمغذی، اثرات نامطلوبی بر سلامتی دارند و باعث ایجاد آلرژی و حساسیت می‌شوند. به عنوان مثال، طعم‌دهنده‌های غذایی توسط محصولات طبیعی با اجزای معطر (ادویه‌ها) تهیه می‌شدند و به دنبال آن مواد غلیظ استخراج شده از محصولات طبیعی به کار می‌رفتند. در مقابل، صنایع غذایی مدرن طعم‌دهنده‌های مصنوعی را سنتز می‌کنند که طعم‌های طبیعی را تقلید می‌کنند، بدون اینکه حاوی ارزش غذایی آنها باشند.

مونوسدیم گلوتامات (MSG) اولین طعم‌دهنده نمکی شناخته شده است که در ابتدا از جلبک دریایی برای تولید طعم اومامی موجود در سس سویا و قارچ به طور طبیعی گرفته شده است. با این حال، MSG اکنون به صورت مصنوعی از طریق کدگذاری ژنوم مخمر تولید می شود؛ حتی گزارش شده است که MSG باعث اختلال در عملکرد غده فوق کلیوی، تشنج و دیابت شیرین، همراه با فشار خون بالا، افزایش وزن بیش از حد و سکته مغزی می‌شود. زیست‌شناسی مصنوعی یک روند جدید در تولید مواد غذایی است که زیست‌شناسی را با مفاهیم مهندسی ادغام می‌کند. این حوزه جدید، میکروارگانیسم‌ها را برای برنامه‌ریزی مجدد موجودات زنده مهندسی می‌کند و به این ترتیب آن را کارخانه‌های سلولی مهندسی‌شده می‌نامند.

محققان در تولید شیرین‌کننده‌های نسل بعدی مانند شیر، پروتئین‌ها، سس سویا و آنالوگ‌های گوشت مشارکت دارند. همچنین غذای کاربردی مانند غذای مبتنی بر میکروبیوم با سویه‌های خاص پروبیوتیک یا پری‌بیوتیک برای بهبود هضم و ایجاد ایمنی اختراع شده است.

کد خبر 6724207

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha