خبرگزاری مهر، گروه استانها- کوروش دیباج: فرش دستباف اصفهان که سالها نماد هنر و هویت فرهنگی ایران بوده، امروز در شرایطی قرار دارد که مسیر توسعه و تداوم آن با چالشهای جدی مواجه شده است. کاهش قدرت خرید بازار داخلی، ضعف در برنامهریزی صادراتی و محدودیت دسترسی به بازارهای خارجی، تولیدکنندگان و بافندگان را با فشار مضاعف روبهرو کرده است.
کارشناسان معتقدند اگر روند موجود ادامه یابد، این هنرصنعت دیرینه که به عنوان یک سرمایه فرهنگی و اقتصادی ملی شناخته میشود، توان رقابت با بازارهای جهانی را از دست خواهد داد و فرصتهای توسعه آن محدود خواهد شد.
همزمان، شکاف میان آموزشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار، مهاجرت نیروی انسانی متخصص و ضعف حمایتهای عملیاتی از تولیدکنندگان، باعث شده صنعت فرش دستباف در اصفهان نیازمند توجه و اقدام هماهنگ باشد.
خبرگزاری مهر در گزارش فوق با هدف بررسی ابعاد مشکلات تولید، صادرات و نیروی انسانی در صنعت فرش دستباف اصفهان، تلاش میکند تصویری جامع از وضعیت فعلی ارائه دهد و راهکارهای عملی برای احیای این هنرصنعت را بررسی کند.

صادرات تنها راه نجات؛ اما موانع هنوز پابرجاست
یکی از اصلیترین نگرانیها در صنعت فرش دستباف، وضعیت صادرات است. تولیدکنندگان معتقدند که بازار داخلی دیگر توان حمایت از صنعت را ندارد و تنها امید فرش ایرانی به بازارهای خارجی متکی است. جمال صادقی، صادر کننده فرش دستباف در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: فرش دستباف که زمانی نشان فرهنگ و هنر ایران بود، امروز در بحران شدیدی گرفتار شده و تنها راه نجات آن صادرات است.
وی افزود: اقدامات نمادین مانند نامگذاری روز ملی فرش و کاهش تعرفه واردات ابریشم، اگرچه مثبت هستند، اما کافی نیستند.
این صادرکننده فرش دستباف تصریح کرد:تولیدکنندگان بارها از تحریمها و موانع گمرکی شکایت کردهاند. نبود سیاستهای حمایتی مشخص، طولانی شدن روند دریافت مجوزهای صادراتی و عدم دسترسی به بازارهای جدید، صادرات فرش را به چالش کشیده است. این مشکلات در کنار کاهش قدرت خرید مردم در داخل کشور، باعث شده تولیدکنندگان برای ادامه فعالیت خود تحت فشار شدید قرار گیرند.

رکود داخلی؛ بازار فرش دیگر تاب حمایت ندارد
بازار داخلی فرش دستباف در سالهای اخیر با رکود طولانی مواجه شده است. مصرفکنندگان به دلیل مشکلات اقتصادی توان خرید فرش دستباف را از دست دادهاند و حتی نمایشگاههای فصلی و دائمی نیز استقبال کافی ندارند.
علی شهبازی، رئیس اتحادیه فرش دستباف استان اصفهان در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: استقبال کم از نمایشگاهها و فروشگاهها نشان میدهد که بازار داخلی دیگر قادر به حمایت از صنعت فرش نیست.
وی تأکید کرد: بدون توجه به بازارهای خارجی، این رکود داخلی میتواند فرش دستباف را به مرحله ورشکستگی نزدیک کند.
رئیس اتحادیه فرش دستباف استان اصفهان همچنین به کاهش صادرات فرش اشاره کرد و گفت: اوایل دهه ۸۰، صادرات فرش دستباف ایران به حدود دو میلیارد دلار رسید، اما امروز این رقم به کمتر از ۳۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است. این کاهش شدید نشان میدهد که فقدان برنامهریزی و سیاستگذاری منسجم، صنعت فرش را از مسیر توسعه خارج کرده است.
وی با اشاره به ضعف مطالبهگری در بخش خصوصی ادامه داد: ما در بخش خصوصی باید مطالبهگر باشیم. متأسفانه نه نمایندهای برای فرش در دولت وجود دارد و نه کسی صدای تولیدکنندگان را میشنود.
شهبازی با بیان اینکه فرش دستباف ایران در وضعیت بحرانی قرار دارد، گفت:اگر مسئولان دولتی و تصمیمگیران کشور با جدیت پای کار نیایند و از این صنعت حمایت نکنند، فرش دستباف ایران بهطور کامل از بین خواهد رفت. امروز ما مراسم و جشنواره برگزار میکنیم، اما واقعیت این است که فرش دستباف در حال احتضار است. باید به این وضعیت پایان داد و با همکاری بخش دولتی و خصوصی، برای احیای صادرات و رونق تولید فرش دستباف برنامهریزی کرد.

ضعف مدیریت و نبود برنامه
وی گفت: عدم وجود برنامهریزی مدون در بخش دولتی و خصوصی، یکی از مهمترین دلایل بحران فعلی است.متاسفانه نه دولت و نه بخش خصوصی تاکنون برنامه مشخص و عملیاتی برای حمایت از فرش دستباف نداشتهاند و این فقدان استراتژی باعث کاهش قدرت رقابتی صادرات شده است.
رئیس اتحادیه فرش دستباف استان اصفهان افزود: برگزاری جشنوارهها و نمایشگاهها بدون نگاه اقتصادی به فرش، تنها اتلاف وقت و منابع است. مشکل اصلی این است که بسیاری از مسئولان باور ندارند فرش دستباف میتواند سهم قابل توجهی در اقتصاد کشور داشته باشد. این نگاه ، فرصتهای صادراتی و توسعهای صنعت را محدود کرده است.
وی گفت: در کنار ضعف برنامهریزی، کمبود مطالبهگری در بخش خصوصی نیز چالش جدی ایجاد کرده است. بسیاری از تولیدکنندگان و صادرکنندگان توان لازم برای پیگیری حقوق خود و جلب حمایتهای عملی را ندارند و صدای آنها به سختی به گوش تصمیمگیران میرسد.
مهاجرت نیروهای متخصص و چالش منابع انسانی
ایمان زکریایی، معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده صنایعدستی دانشگاه هنر اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد:یکی از بحرانهای کمتر دیدهشده، وضعیت نیروی انسانی در صنعت فرش است.
وی افزود: علیرغم تربیت هنرجویان و فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط در دانشگاهها و مراکز آموزشی، بسیاری از این نیروها جذب صنعت نمیشوند و به صنایع فرش ماشینی یا بازارهای غیرمرتبط مهاجرت میکنند.
معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده صنایعدستی دانشگاه هنر اصفهان تصریح کرد: ما سرمایهگذاری زیادی برای آموزش هنرجویان انجام میدهیم، اما خروجی این آموزش به نفع فرش ماشینی تمام میشود. نبود فرصت شغلی مناسب در صنعت فرش دستباف باعث شده استعدادها از این بخش خارج شوند و این روند تهدیدی جدی برای آینده صنعت محسوب میشود.
وی به اهمیت استفاده از ظرفیتهای دانشگاهی و نیروی متخصص اشاره کرد و گفت: اگر ظرفیتهای هر منطقه شناسایی و متناسب با نیاز بازار، دانشجویان پذیرش شوند، میتوان هم مشکل بیکاری فارغالتحصیلان را کاهش داد و هم رونق تولید و صادرات فرش را تضمین کرد.

شکاف بین آموزش و بازار؛ سرفصلهای قدیمی، دانشجویان بیاعتماد
زکریایی ادامه داد: یکی دیگر از مشکلات ساختاری صنعت فرش، فاصله عمیق میان آموزش و بازار است. سرفصلهای آموزشی در دانشگاهها اغلب بر مفاهیم سنتی و قدیمی تکیه دارند و توانایی لازم برای ورود دانشجویان به بازار کار را فراهم نمیکنند.
وی اضافه کرد: بازاریان فرش هنوز به دانشآموختگان اعتماد کافی ندارند و ترجیح میدهند از افراد با تجربه قدیمی استفاده کنند. این شکاف باعث شده نوآوری و ایدههای جدید در صنعت محدود باقی بماند و نسل جوان نتواند جایگاه خود را پیدا کند.
در کنار چالشهای کلان صادرات و سیاستگذاری، بافندگان فرش دستباف بیش از هر گروه دیگری فشار این بحران را لمس میکنند.
فاطمه عموشاهی، بافنده فرش دستباف با بیش از ۲۰ سال سابقه فعالیت در خمینی شهر استان اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: امروز بافتن فرش دیگر صرفه اقتصادی ندارد. قیمت نخ، پشم و رنگ هر روز بالا میرود، اما دستمزدی که به بافنده میرسد تغییری نکرده است. بسیاری از همکاران من دار قالی را جمع کردهاند، چون درآمد آن حتی کفاف هزینههای اولیه زندگی را هم نمیدهد.
وی با اشاره به فاصله زیاد میان زحمت بافنده و قیمت نهایی فرش افزود: ما ماهها و گاهی سالها برای بافت یک تخته فرش وقت میگذاریم، اما سود اصلی نصیب واسطهها میشود. بافنده آخرین حلقه زنجیره است و کمترین سهم را دارد. وقتی فرش فروش نمیرود یا صادر نمیشود، اولین کسی که آسیب میبیند بافنده است، نه تاجر و نه صادرکننده است.

حال چه باید کرد؟
تحلیل وضعیت نشان میدهد که نجات فرش دستباف اصفهان نیازمند اقدامات جدی و هماهنگ است. اولویت نخست، بهبود وضعیت صادرات است. کاهش موانع گمرکی، ارائه بستههای حمایتی به صادرکنندگان و توسعه بازارهای هدف خارجی میتواند به بازگشت قدرت اقتصادی صنعت کمک کند.
دوم، توجه به نیروی انسانی و تخصصهای دانشگاهی ضروری است. ایجاد فرصت شغلی برای فارغالتحصیلان، ارتباط مستمر دانشگاهها با صنعت و بهروز کردن سرفصلهای آموزشی میتواند از خروج استعدادها جلوگیری کند.
سوم، برنامهریزی مدون و نگاه اقتصادی به فرش دستباف باید در اولویت سیاستهای دولتی و خصوصی قرار گیرد. بدون استراتژی مشخص، برگزاری جشنوارهها و نمایشگاهها تنها یک اقدام نمایشی خواهد بود و بحران صنعت را تشدید میکند.
چهارم، توجه به آمایش سرزمینی و ظرفیتهای هر منطقه برای تولید فرش اهمیت دارد. استفاده از طرحها و سبکهای بومی و همزمان ایجاد شبکههای صادراتی متناسب با بازار جهانی میتواند مسیر احیای فرش دستباف را هموار کند.
و در نهایت، همگرایی بخش دولتی و خصوصی و تعریف راهکارهای عملی برای توسعه صادرات و بازاریابی، تنها راه نجات فرش دستباف ایران است. اگر این اقدامات صورت نگیرد، یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی و اقتصادی کشور، به تدریج از بین خواهد رفت و نسل آینده هرگز فرصت لمس ارزشهای اصیل این صنعت را پیدا نخواهد کرد.


نظر شما