یادداشت مهمان-محمد جلیلوند؛ بر اساس یک داستان واقعی، جملهای است که در عنوانبندی بسیاری از فیلمهای این روزهای سینمای جهان به چشم میخورد که سینمای ایران نیز از آن چندان دور نیست. به ویژه در سالهای اخیر و آثاری که فیلم اول سازندگانشان به حساب میآیند؛ هر چند که از این منظر، همچنان سینمای ایران فاصله زیادی با تولیدات جهانی دارد. در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر نیز شاهد نمونههای زیادی در این باب هستیم که یکی از آنها «جهان مبهم هاتف» ساخته مجید رستگار است. فیلمی که فیلمنامه آن براساس یک داستان واقعی شکل گرفته و قهرمانهای آن ما به ازای واقعی دارند.
قرار گرفتن چند جوان کنار یکدیگر برای رسیدن به هدفی بزرگ، ایده جذاب و امتحان پسدادهای به حساب میآید که میتوان آن را در قالب ژانرهای گوناگون روایت کرد. فیلم یک افتتاحیه کنجکاویبرانگیز با پس زمینه ساب ژانر فاجعه دارد که تنش مناسبی در آن جریان داشته و هاتف و جهان را به عنوان قهرمانهای داستان به تماشاگر معرفی میکند. نویسندگان فیلمنامه «جهان مبهم هاتف»، ژانر ملودرام را برای روایت قصه خود انتخاب کرده و آن را در دو بازه زمانی با فاصلهای ۱۰ ساله روایت میکنند. آن هم با تکیه بر هاتف و جهان که اولی دانشجوی نخبه کامپیوتر و دومی دانشجوی رشته برق است.
نویسندگان فیلمنامه برای معرفی هاتف، ورودی خوبی را در نظر گرفته و کاشت اطلاعات هم درباره او و علاقهاش به همکلاسی خود صبا صورت میدهند. با ورود این ۲ به بخش فنی یک نیروگاه عظیم به عنوان دانشجو و پشتیبانی یکی از مدیران فنی از آنها به عنوان نخبه و کاربلد، موتور اصلی حرکت فیلمنامه روشن شده و شاهد روایتی کلاسیک از مواجهه قهرمان با موانع پیشروی برای موفقیت هستیم. همان ایده آشنا و همچنان جذابی که نمونههای زیادی در سینمای جهان داشته و تماشاگر را به همدلی با قهرمان تشویق میکند.
حادثه محرکها و نقاط عطف نیز حول همین محور شکل گرفته و پرده نخست را به پرده میانی گره میزنند. موافقت نیروگاه برای همکاری با هاتف و جهان به عنوان نیروی نخبه و بستن قرارداد با شرکت آنها، نقطه عطف کلیدی فیلمنامه به حساب میآید که قصه را وارد فاز تازهای میکند. جایی که هاتف و بقیه به موفقیت نسبی رسیده و نگاه بلندپروازانهای به تواناییهای خود پیدا میکنند. با حضور مشاوری میانسال که وجوه خاکستری هم دارد، تلنگر تازهای به قصه خورده و با ورود آنها به یک مزایده بزرگ، پرده سوم آغاز میشود. در این بین با حضور زنی مقتدر به نام کوشکی که رقیب کاری هاتف نیز به حساب میآید، جبهه ضد قهرمان شکل گرفته و چالش خوبی هم به وجود میآید. به ویژه در یک پنجم پایانی که کوشکی همچون شطرنجبازی ماهر عمل میکند.
نویسندگان فیلمنامه فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف»، در پرداخت شخصیتها به جز هاتف و جهان به سمت تیپ و تیپ-شخصیت رفته و عمده تمرکز خود را روی قهرمانهای خود گذاشتهاند که حاصل کار هم نسبتا خوب از آب درآمده است. به ویژه مشاور چند لایه و خاکستری فیلم که در بافت قصه به خوبی جا افتاده و تاثیرگذار عمل میکند. هاتف را میتوان در رده انسانهای عملگرا و ریسکپذیر قرار داد که بیش از آنچه که باید روش هوش و توانایی خود حساب باز کرده و همان هم به پاشنه آشیلاش تبدیل میشود. در نقطه مقابل، جهان قرار گرفته که درونگرا و متفاوت با هاتف بوده و مکمل او به حساب میآید. در نقطه مقابل، صبا آنچنان که باید از کار درنیامده و بیشتر در حاشیه فیلم قرار دارد که با توجه به قهرمانمحور بودن فیلم تا حدودی طبیعی به نظر میرسد.
مجید رستگار با توجه اینکه «جهان مبهم هاتف» اولین ساخته سینماییاش به حساب میآید، قصه مناسبی را برای روایت روی پرده سینما انتخاب کرده و به خوبی روی مساله جوانان نخبه و توانای ایرانی و موسسههای دانش بنیان مانور داده است. در عین حال، ریتم خوبی هم به فیلم بخشیده و زمان صد دقیقهای فیلم نیز تماشاگر خود را خسته نمیکند. آرمین رحیمیان و کیوان ساکتاف برای شخصیتهای هاتف و جهان، انتخابهای متوسطی هستند که تا حدودی گلیم خود را از آب بیرون کشیده و قصه را پیش می برند. برگ برنده فیلم کسی جز رضا کیانیان نیست که یک نقش مکمل درخشان را شکل داده و در جان بخشیدن به آن، آگاهانه از وجوه تیپیک بهره گرفته است.
«جهان مبهم هاتف» در میان فیلمهای بخش مسابقه جشنواره، فیلم خوشریتم و آبرومندی است که میتواند با طیف مخاطبان جوان سینمای ایران ارتباط برقرار کند.



نظر شما