خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: یکی از ویژگیهای اسباببازی مناسب، تکرارپذیری است؛ یعنی کودک بتواند بارها و بارها به سراغ آن برود و از بازی کردن با آن لذت ببرد. وقتی اسباببازی چنین قابلیتی داشته باشد، در واقع به دنیای امن کودک راه پیدا کرده و اعتماد او را جلب کرده است. عروسکها معمولاً به دلیل ورود به فضای عاطفی کودک، قابلیت استفاده بیشتری دارند و مدت طولانیتری در کنار بچه میمانند. امروز باید نیازهای عاطفی کودکان را بهتر بشناسیم و پاسخی طراحی کنیم که اسباببازی را ماندگارتر کند. به همین بهانه با بهنام زنگی پژوهشگر هنر و صنایع فرهنگی به گفتوگو نشستیم.
* چرا امروزه کودکان در مدت کمی از اسباب بازیهایشان استفاده میکنند و آن را کنار میگذارند؟
یکی از ویژگیهای اسباببازیها این است که در مراحل مختلف رشد و ردههای سنی کودک، ممکن است تخریب یا از بین بردن آنها بخشی از ذات بازی و کنجکاویهای کودک باشد. در نگاه اول ممکن است اگر کودکی مثلاً ماشینش را بشکند یا عروسکش را خراب کند، این عمل را ناشایست تلقی کنیم، اما روانشناسان کودک این کنجکاویهای کودک را که ممکن است به تخریب اسباببازیهایشان نیز ختم شود، طبیعی قلمداد میکنند. در واقع این رفتار ناشی از کنجکاویهای غریزی کودک و در مسیر طبیعی بازی او است.
حال در اینجا چند مسئله پیش میآید. یکی اینکه در گذشته، محدودیتهای زیادی در زمینه انواع اسباب بازی وجود داشت و سرانهها متفاوت بود؛ کودک در سال به تعداد معدودی اسباببازی میگرفت و خراب کردن به معنی این بوده که در باقی ایام سال ممکن بود دیگر اسباببازی جایگزینی نداشته باشد.
در آن زمان، ما سعی میکردیم مراقبت کنیم و حفظ کنیم. اما مدل بازی بچههای امروز این است که کنجکاوی و جسارتهای آنها منجر به این میشود که مثلاً این عروسک سخنگو را بشکافند تا ببینند در درون آن چه میگذرد، یا ماشین بازی که قابلیت حرکت دارد را تخریب کنند تا ببینند چگونه کار میکند. به هر حال، تخریب و مهندسی معکوس اسباببازیها می تواند بخشی از فرایند طبیعی بازی کودک باشد.
* به نظر شما یک اسباببازی خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا کودک بتواند برای طولانی مدت با آن بازی کند؟
شاخصهای اسباببازی خوب خیلی متعدد هستند و تنها یکی از آنها دوام و استفاده طولانی مدت است. ممکن است یک اسباببازی ضمن دوام و پایداری اثر تخریبی یا اثر پرورشی نامطلوب نیز داشته باشد. پایداری اسباب بازی از نظر فیزیکی یکی از شاخصهای کیفیت آن است که در صورت مثبت بودن اسباب بازی و فرایند آن میتواند بهعنوان یک شاخص نهایی مطلوبیت محسوب شود. امکان دارد اسباببازی جنبه تربیتی نامناسب داشته باشد، اما در عین حال، کیفیت و دوام داشته باشد. باید متوجه باشیم که دوام فیزیکی یک اسباببازی الزاماً به معنای آن نیست و اینها نباید به یک معنی تلقی شود.
یکی از شاخصهای اسباببازی این است که زیستسازگار باشد و در واقع به گروه سنی بخورد و آسیب جسمی یا فیزیکی به کودک نزند. همچنین اندازهها و ابعاد آن نیز باید با کودک و رده سنی او سازگار باشد. از دیگر شاخصهای مهم، مواد اولیه است که طبیعتاً میتواند به پایداری و دوام هم ختم شود. اگر مواد و مصالح اسباببازی خوب باشد، میتواند دوام بیشتری هم داشته باشد.
فاکتورهای مختلفی برای کارکردهای یک اسباببازی وجود دارد، از جمله اینکه به تواناییهای شناختی و مهارتهای شناختی کودک کمک کند، به پرورش ذهنی و پرورش خلاقیت کمک کند، یا به جنبههای جامعهپذیری کودک و تمرین او برای زندگی و آموزش مشارکتپذیری کمک کند. اسباببازی میتواند به سازوکارهای ارتباطی کودک میکند تا یاد بگیرد در حین بازی، مشارکت کند و کار جمعی و تلاش گروهی را یاد بگیرد. هرکدام از این مشخصهها در جای خود نیازمند شرح هستند. اما نکتهای که موضوع بحث کنونی شماست، این است که یک اسباب بازی را چگونه طراحی کنیم که بتواند مدت بیشتری با کودک همراه باشد.
* چه عواملی منجر به پایداری اسباببازی میشود؟
معمولاً چیزی که منجر به پایداری یک وسیله بازی میشود، خود آن وسیله نیست. معمولاً، فرآیند بازی است. اثری که یک اسباببازی در ذهن کودک میگذارد به تعبیر درستتر، مبتنی بر روایتی است که برای کودک دارد. شما خیلی وقتها میبینید که یک عروسک خیلی ساده و با چند تکه چوب و یک تکه پارچه که شاید خیلی هم دوام نداشته باشد، ساخته شده، ولی به واسطه روایتی که دارد و داستانی که درون آن است، یا نوع دلبستگی که کودک به آن پیدا میکند، ماندگار میشود. شاید این عروسک به دلیل داستانی که روایت میکند، تا آخر عمر با ما بماند. این روند در واقع در ذهن ما رسوب میکند و با عواطف ما ارتباط برقرار میکند.
هم عروسکها این خصوصیات را دارند و هم ممکن است سایر اسباب بازیها همین خصوصیات را داشته باشند. اما اگر توجه کرده باشید، بیشتر اسباببازی هایی که الگویی از یک موجود زنده هستند، این خصوصیات را دارند؛ یعنی آنهایی که به هر حال کودک قلمداد میکند یک موجود زنده است و با آن ارتباط عاطفی میگیرد، با آن حرف میزند، درد دل میکند و رازها و آرزوهایش را با آن در میان میگذارد. اینجاست که می بینیم معمولاً اسباب بازیهایی که الگویی از موجود زنده دارند، ارتباط پایدارتر و درازمدتتری با کودک برقرار میکنند.
* امروزه به جای ساخت یک اسباببازی با دوام، تولیدکنندگان ترجیحشان این است که یک تولید انبوه از اسباببازیهای زود فرسایشی داشته باشند.
اصولاً جریان صنعتی تولید انبوه به این سمت رفته که از دوام محصول را کم کند و بر دیگر شاخصهای کیفیت مصرف اضافه کند. اما دوام محصول دیگر یک مزیت تلقی نمیشود. این ویژگی برای ما مصرفکنندهها مزیت مهمی است ولی برای تولیدکننده، این بیشتر یک مخاطره است.
این موضوع در مورد اسباببازیها هم مصداق دارد. ما چیزهایی تولید میکنیم که جلوههای خوب و همه خصوصیات یک محصول خوب را داشته باشند، اما مثلاً مقاومت و دوام بیشتر اسباب بازی، جای خود را به ویژگیهایی مانند تعدد و تنوع داده است.
* بعضی از اسباببازیهایی که ساده و زود گذر طراحی میشوند، شاید به خاطر این است که کودک سریع از آنها سیر میشود و از آن اسباب بازی میگذرد و والدین مجبور به خرید مدل جدیدی از آن میشود.
این پدیده فقط مربوط به بازیها نیست. به خاطر اینکه ما با طیف وسیعی از محصولات مواجه هستیم، قدرت انتخاب ما بیشتر شده و طبیعتاً علاقهمندیهای ما نیز توسعه پیدا کرده است. مثلاً ما انواع و اقسام عروسک داریم و طبیعی است که کودک بهعنوان یک مصرفکننده، وقتی نمونههای جدید را میبیند، میل پیدا میکند که از نمونهها یا محصولات بیشتری استفاده کند. اگر فرایند استفاده و مصرف لباس را در خانوادههای ایرانی ببینید، یک زمانی شاید ما در سال دو بار، سه بار یا چهار بار لباس میخریدیم، اما کودک و نوجوان امروزی ممکن است ماهانه چندین بار لباس بخواهد؛ زیرا طیف وسیعتری از محصولات را میبیند. طول مدت استفاده مدها نیز به شدت کاهش پیدا کرده است. وقتی محصولی مد میشود، به جای این که چندین سال استفاده شود ظرف چند ماه جای خود را به مدهای دیگر میدهد. این تنوع و تعدد محصول که منجر به اشتیاق مصرف بیشتر میشود، در محصولات اسباببازی هم یک چیز طبیعی است.
* ممکن است به خاطر بحث تبلیغات و مسائل دیگر، این ایجاد نیاز کاذب و زودگذر بودنش بر علاقه کودک تأثیر داشته باشد.
اصولاً تبلیغات و بازارسازی محصول هم تابع استراتژی خود محصول است. شما وقتی محصولات به روز و جدید و متنوع تولید میکنید و با انواع محصولات روبهرو هستید؛ طبیعتاً صنعت تبلیغات هم باید همین روند را دنبال کند و ترویج دهد. حالا چه در شبکههای اجتماعی، چه در تبلیغات تلویزیون و چه در تبلیغات محیطی، هر کجا که باشد، صنعت تبلیغات در واقع استراتژیهای محصول را باید ترویج کند.
تولید انبوه صنعتی این الزام را ایجاد کرده است که تنوع محصول منجر به افزایش میل به مصرف و میل به تنوع شود و حتی در مصرفکنندگان نیاز جدید ایجاد کند.
* البته اکثر بچههای امروز یا تکفرزند یا نوه اول خانوادهها هستند و خالهها و عموها.. برایشان کادو میخرند. همین امر سبب میشود که کودک دائماً در حال گرفتن هدیه اسباب بازی است. شاید این تنوع زیاد در هدایای اسباببازی هم باعث شود که کودک به یک نقطهای برسد که در کمترین زمان اسباب بازی را کنار بگذارد و سراغ اسباببازی جدید برود و شاید این نشاندهنده یک نوع مصرفگرایی است.
به نظر میرسد مصرفگرایی ما در زمینه محصولات فرهنگی در صورتی که درست و سالم و دارای ارزش باشند، ایرادی ندارد. رشد مصرف فرهنگی که یکی از شاخصهای توسعه جوامع است، به معنای توسعه فرهنگ آن جامعه است. به طور مثال؛ در زمینه سرانه مطالعه کتاب اگر به جای اینکه در ماه یک عنوان کتاب بخوانیم، ۱۰ عنوان کتاب هم بخوانیم، به نفع ما و جامعه است. در زمینه مصرف اسباببازیها هم این مسئله صدق میکند.
اگر این نکتهای که درباره خرید اسباببازی از طریق افراد مختلف خانواده گفتید درست باشد، امیدبخش است. اگر خانوادهها اسباببازیهای خوب را به عنوان یک محصول فرهنگی هدیه دهند، موجب میشود که هر بار یک اسباببازی با کارکردها و ارزشهای جدید در دسترس کودک قرار بگیرد که میتواند به یک آموزش جدید، یک اثرپذیری جدید و یک تمرین جدید منجر شود و در فرایند رشد کودک اثر مثبت بگذارد. البته به شرط اینکه محصول با کیفیت و درستی باشد و همین امر به سرانه مصرف کمک میکند.
با توجه به این که یکی از شاخصهای توسعه جوامع، مصرف فرهنگیشان و سرانه مصرف فرهنگی است، مطالعه کتاب، تماشای تئاتر، رفتن به موزهها، رفتن به گالریها و دیدن آثار، کنسرتهای موسیقی، بازی و سرگرمی و دیگر محصولات و صنایع فرهنگی در واقع شاخصهای رشد فرهنگی و اجتماعی هستند. هر چقدر سرانههای مصرف این محصولات بالاتر برود، طبعاً نشان میدهد که جامعه به سمت توسعه حرکت میکند و این به نظرم یک نکته مثبت است.
البته به شرط اینکه محصول خوب در جامعه وجود داشته باشد و والدین محصولاتی را تهیه کنند که شاخصهای محصول خوب را داشته و متناسب با رده سنی و جنسیت کودک باشند. این جاست که تناسب محتوای بازی با رده سنی و مشخصات ذهنی و جسمی کودک مهمتر از دوام اسباببازی یا طول مدت بازی کودک با آن محسوب میشود.



نظر شما