۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۳۸؛

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

شبکه فاکس نیوز در گزارشی اعلام کرد که ضرب‌الاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ برای مداخله کنگره آمریکا در جنگ ایران، در روز جمعه اول ماه مه فرا می‌رسد، اما بسیاری از قانونگذاران جمهوری‌خواه همچنان تصمیم‌گیری را به کاخ سفید واگذار کرده‌اند. بر اساس این گزارش، سنا یک بار دیگر تلاش دموکرات‌ها برای توقف جنگ را رد کرده و شماری از نمایندگان نیز جلسات را ترک کرده‌اند. با این حال، دولت ترامپ مدعی است که به دلیل برقراری آتش‌بس از اوایل آوریل، این ضرب‌الاجل مشمول وضعیت کنونی نمی‌شود.

فاکس نیوز می‌افزاید که با وجود تمدید آتش‌بس، جمهوری اسلامی ایران همچنان کنترل قاطع خود را بر تنگه هرمز حفظ کرده و محاصره نیروی دریایی آمریکا نیز پابرجاست. در این گزارش آمده است که تأثیرات جنگ بر منابع انرژی، قیمت مواد غذایی، سوخت و سایر محصولات پتروشیمی را افزایش داده است. همچنین یک مقام ارشد دفاعی فاش کرده که هزینه این جنگ تاکنون به ۲۵ میلیارد دلار رسیده که بخش عمده آن صرف مهمات، عملیات‌ها و جایگزینی تجهیزات شده است.

فاکس نیوز به نشانه‌هایی از شکاف در صفوف جمهوری‌خواهان اشاره کرده و از جمله به سناتور سوزان کالینز اشاره دارد که برای نخستین بار به همراه دموکرات‌ها به توقف جنگ رأی داد و تأکید کرد که اختیارات رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده کل قوا «نامحدود نیست» و مهلت ۶۰ روزه «یک پیشنهاد نیست، بلکه یک الزام قانونی است». سناتور جان کورتیس نیز خواستار رأی‌گیری درباره ادامه این مناقشه شده است.

شبکه سی‌بی‌اس در گزارشی اعلام کرد که دولت ترامپ با این استدلال که آتش‌بس اوایل آوریل عملاً به جنگ ایران پایان داده است، در پی دور زدن الزام قانونی اخذ مجوز از کنگره برای عملیات نظامی طولانی‌مدت است. بر اساس این گزارش، پیت هگست روز پنجشنبه در نشست استماع سنا همین استدلال را مطرح کرد و مدعی شد که آتش‌بس، جنگ را متوقف ساخته است. ذیل این منطق، دولت آمریکا خود را ملزم به رعایت مهلت ۶۰ روزه قانون مصوب ۱۹۷۳ که مستلزم کسب تأییدیه رسمی کنگره است، نمی‌داند.

سی‌بی‌اس می‌افزاید که با وجود تمدید آتش‌بس، جمهوری اسلامی ایران همچنان کنترل قاطع خود را بر تنگه هرمز حفظ کرده و نیروی دریایی آمریکا نیز از سوی دیگر، محاصره دریایی خود را برای ممانعت از تردد نفتکش‌های ایرانی به آب‌های آزاد ادامه می‌دهد. این گزارش تناقض میان ادعای حقوقی کاخ سفید مبنی بر پایان جنگ و تداوم واقعیات میدانیِ تقابل نظامی و محاصره اقتصادی در آبراه راهبردی خلیج فارس را آشکار می‌سازد.

نشریه فارن پالیسی در تحلیلی تصریح کرد که دونالد ترامپ ممکن است از جنگی که خود آغاز کرده، عمیقاً پشیمان شود، زیرا ایالات متحده ابتکار عمل را از دست داده و در زمین ایران و بر اساس قواعد تهران بازی می‌کند. این نشریه آمریکایی با اشاره به کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، آن را به مثابه کانال پانامای تهران توصیف کرده و اذعان می‌دارد که وادار کردن ایران به واگذاری داوطلبانه این اهرم راهبردی، غیرممکن به نظر می‌رسد.

فارن پالیسی گزینه‌های پیش روی آمریکا را «ناخوشایند» توصیف می‌کند: حفظ محاصره به امید شکستن اقتصاد ایران، عملیات گسترده و پرهزینه زمینی برای بازگشایی تنگه هرمز، یا دستیابی به توافقی محدود که صرفاً بن‌بست کنونی را موقتاً حل کند. در این گزارش به نقل از تحلیل جامعه اطلاعاتی آمریکا آمده است که گزینه اعلام پیروزی یکجانبه از سوی ترامپ نیز چندان محتمل نیست. این نشریه با استناد به نظریه بن‌بست فرساینده دوجانبه تصریح کرد که در حال حاضر هر دو طرف خود را پیروز میدان می‌دانند و آماده تحمل هزینه‌ها هستند. با این حال، «عدم تقارن در تعریف پیروزی» به سود تهران است: بقای حکومت و تثبیت اهرم تنگه هرمز برای ایران یک پیروزی راهبردی محسوب می‌شود، حال آنکه اهداف بلندپروازانه ترامپ برای مهار هسته‌ای ایران، بدون تغییر حکومت دست‌نیافتنی باقی مانده است.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره در گزارشی به بررسی این سوال اختلافی پرداخت که آیا آتش‌بس میان آمریکا و ایران به معنای پایان جنگ است یا خیر و نوشت: دولت ترامپ اعلام کرده است که با آغاز آتش‌بس در آوریل، درگیری‌ها عملاً پایان یافته و از نظر حقوقی نیز دیگر «وضعیت جنگ» وجود ندارد، بنابراین نیازی به تمدید مجوز جنگ در کنگره طبق قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ نیست. این قانون به رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد فقط ۶۰ روز بدون مجوز کنگره عملیات نظامی انجام دهد.

در مقابل، برخی نمایندگان کنگره این تفسیر را رد کرده و تأکید دارند که آتش‌بس به معنای توقف محاسبه این مهلت نیست و دولت همچنان باید برای ادامه هرگونه عملیات نظامی مجوز قانونی بگیرد. این اختلاف، بحثی حقوقی–سیاسی درباره حدود اختیارات رئیس‌جمهور در جنگ ایجاد کرده است.

هم‌زمان، گزارش‌ها نشان می‌دهد که با وجود آتش‌بس، گزینه نظامی همچنان روی میز قرار دارد و طرح‌هایی برای حملات محدود یا اقدامات مرتبط با تنگه هرمز در حال بررسی است. در کنار آن، تلاش برای ایجاد ائتلاف دریایی و ادامه فشارهای اقتصادی نیز دنبال می‌شود.

در سوی دیگر، ایران با تأکید بر بی‌اعتمادی به روند موجود، آتش‌بس را شکننده می‌داند و هشدار می‌دهد که توقف درگیری‌ها ممکن است مقدمه‌ای برای بازگشت مجدد جنگ باشد. همچنین پیشنهادهای ایران برای توافق مرحله‌ای و کاهش تنش، از سوی واشنگتن به‌طور کامل پذیرفته نشده است.

در مجموع، گزارش توضیح می‌دهد که وضعیت کنونی نه پایان قطعی جنگ، بلکه یک وضعیت مبهم میان آتش‌بس، فشار سیاسی و احتمال ادامه تقابل نظامی است.

المیادین در مقاله ای نوشت: افکار عمومی اسرائیل با وجود تردید نسبت به موفقیت جنگ در لبنان، از ادامه آن حمایت می‌کند و این وضعیت بیانگر جدایی عمل نظامی از هدف سیاسی و شکل‌گیری الگوی «اسرائیل اسپارتی» است. بر اساس نظرسنجی، اکثریت اسرائیلی ها ادامه جنگ با حزب‌الله را تأیید می‌کنند، در حالی که ۶۲ درصد به نبود ثبات پایدار باور دارند. این تناقض نشان‌دهنده تغییر در ذهنیت امنیتی است که در آن جنگ به هدف مستقل تبدیل شده است.

دکترین اسرائیل از جنگ سریع به درگیری‌های طولانی و چند جبهه‌ای از ۲۰۲۳ تغییر کرده است. جنگ به حالت عادی بدل شده و نتانیاهو آن را «اسرائیل اسپارتی» توصیف کرده است. جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران با وجود حملات گسترده بدون تحقق اهداف و با آتش‌بس پایان یافت. این امر ناتوانی در پایان سیاسی و عادی‌سازی شکست را نشان داد و به انتقال درگیری به جبهه‌هایی مانند لبنان انجامید.

سه سناریو مطرح است: ادامه فرسایشی جنگ، توقف تحت فشار آمریکا، یا بازنگری محدود در دکترین. در مجموع مقاله هشدار می‌دهد که تداوم جنگ‌محوری می‌تواند به فرسایش داخلی و انتقال بحران از بیرون به درون جامعه اسرائیل منجر شود.

الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی چهار خطای محاسباتی آمریکا در جنگ اخیر علیه ایران می‌پردازد و می نویسد: نخستین توهم، تصور پایان سریع جنگ بود؛ بر اساس این فرض که ایران به‌سرعت شکست را می‌پذیرد. اما این پیش‌بینی به دلیل پیچیدگی ساختار قدرت در ایران نادرست از آب درآمد.

دومین توهم، اتکا به برتری نظامی آمریکا بود. تحلیلگران حامی جنگ گمان می‌کردند ایران در صورت کاهش شانس پیروزی عقب‌نشینی می‌کند، در حالی که تجربه تاریخی نشان می‌دهد جمهوری اسلامی حتی در شرایط سخت نیز به جنگ ادامه می‌دهد.

سومین خطا، نادیده گرفتن اولویت «بقای نظام» در میان حاکمان ایران است. حتی در شرایط خسارت سنگین، بقای حکومت برای آنان به‌منزله پیروزی تلقی می‌شود و انگیزه‌ای برای تسلیم ایجاد نمی‌کند.

چهارمین توهم، اثربخشی کامل محاصره اقتصادی است. با وجود فشار شدید، ساختار اقتصاد نیمه‌خودکفای ایران، مسیرهای جایگزین تجاری و وابستگی محدود به واردات غذایی، اثر این محاصره را کاهش داده است.

در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که ایران ممکن است با کش دادن مذاکرات و بهره‌گیری از پیچیدگی‌های سیاسی داخلی، آمریکا را در یک روند فرسایشی گرفتار کند؛ مسئله‌ای که با روحیه عجولانه تصمیم‌گیرندگان آمریکایی در تضاد است

رسانه‌های چین و روسیه

راشا تودی در یک گزارش به تحلیل خروج امارات از اوپک و اوپک‌پلاس (از اول می ۲۰۲۶) و پیامدهای آن می‌پردازد. دلیل اصلی این تصمیم، نارضایتی امارات از سهمیه‌بندی تولید در اوپک است؛ چرا با سرمایه‌گذاری گسترده برای افزایش ظرفیت تولید به ۵ میلیون بشکه در روز (تا ۲۰۲۷)، دیگر نمی‌خواهد ظرفیت مازاد خود را به دلیل تعهدات کاهش تولید، راکد نگه دارد. امارات خروج خود را در چارچوب حاکمیت ملی و تلاش برای به حداکثر رساندن درآمدهای نفتی پیش از تغییر ساختاری تقاضا به سمت انرژی‌های کم‌کربن توجیه می‌کند. این اقدام مهم‌ترین اختلال نهادی در سیستم هماهنگی نفتی از زمان تشکیل اوپک‌پلاس در ۲۰۱۶ محسوب می‌شود و به معنای عبور از ساختار سهمیه‌ای به بازاری پراکنده و حساس به تحولات ژئوپلیتیک است.

از نظر اقتصادی، خروج امارات می‌تواند ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز به عرضه جهانی اضافه کند و در میان‌مدت فشار نزولی بر قیمت‌ها ایجاد کند، اما در کوتاه‌مدت نوسانات شدیدی به همراه خواهد داشت. برای روسیه، این رویداد هم خطر کاهش درآمدهای نفتی و هم فرصتی برای همکاری دوجانبه با امارات به عنوان بازیگری مستقل در معماری نوین بازار نفت ایجاد می‌کند. در مجموع، خروج امارات پایان اوپک نیست اما نشان‌دهنده گذار به رژیمی است که در آن نقش سهمیه‌های جمعی کمرنگ‌تر و اهمیت منافع ملی، بازی‌های ژئوپلیتیک و تصمیمات فردی پررنگ‌تر می‌شود.

سی جی تی ان چین در تحلیلی نوشت: مذاکرات بین آمریکا و ایران همچنان متوقف است و دونالد ترامپ با ضرب‌الاجل قانونی تحت قطعنامه اختیارات جنگ مواجه است که تا جمعه باید جنگ با ایران را پایان دهد یا مجوز تمدید آن را از کنگره بگیرد. مقام ارشد دولت ترامپ اعلام کرده که خصومت‌های آمریکا با ایران از نظر نظامی «پایان یافته» است. اما در عمل، یک «محاصره دوگانه» - محاصره بنادر ایران توسط آمریکا و بسته تنگه هرمز توسط ایران - دو طرف را در بن‌بست نظامی طولانی مدتی نگه داشته است. رئیس‌جمهور ایران این محاصره دریایی را «ادامه عملیات نظامی» خوانده است.

جامعه بین‌المللی نگران خسارت‌های اقتصادی جانبی این بحران است؛ قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار باقی مانده و دبیرکل سازمان ملل هشدار داده اگر اختلال در تنگه هرمز تا پایان سال ادامه یابد، رشد اقتصادی سقوط کرده و تورم سر به فلک می‌کشد که پیامدهای فاجعه‌باری برای جمعیت آسیب‌پذیر جهان و ثبات سیاسی و اجتماعی به همراه خواهد داشت.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

اسرائیل هیوم در تحلیلی نوشت: در دسامبر ۲۰۲۵، دونالد ترامپ پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو در مار-ئه-لاگو تصمیم به حمله به ایران گرفت، اما پایه‌های این تصمیم مدت‌ها پیش و بدون ارتباط با اسرائیل ریخته شده بود. هدف استراتژیک اصلی ترامپ سرنگونی یا تضعیف قاطع حکومت ایران بود. برخلاف گزارش نیویورک تایمز و واشنگتن پست که ادعا کردند نتانیاهو ترامپ را به جنگ کشاند، گفت‌وگوها با مقامات آمریکایی و اسرائیلی نشان می‌دهد که خود ترامپ و مقامات ارشد دولت او معتقد بودند نظام قابل سرنگونی است، در حالی که تیم اسرائیلی ارزیابی محتاطانه‌تری ارائه داد. عملیات موفق در ونزوئلا و اعتراضات سراسری در ایران، ترامپ را به تصمیم نهایی برای حمله سوق داد، هرچند مقاماتی مانند ونس و روبیو نسبت به تعریف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به عنوان هدف رسمی جنگ تردید داشتند.

طبق تحلیل پروفسور ایتان شامیر، نتانیاهو مجبور نبود تلاش زیادی کند، زیرا ترامپ از پیش به دیدگاهی خصمانه علیه ایران اعتقاد داشت. ترامپ از دهه ۱۹۸۰ تحقیر آمریکا توسط ایران را محکوم می‌کرد و در دوره اول ریاست‌جمهوری خود از برجام خارج شد و تحریم‌های حداکثری وضع کرد.

ترور ژنرال سلیمانی و تلاش برای ترور خود ترامپ توسط عوامل ایرانی نیز بر این خصومت افزود. از منظر ژئواستراتژیک، تضعیف ایران به معنای فشار بر چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران و گسستن محور قدرت‌های تجدیدنظرطلب (ایران، چین، روسیه و کره شمالی) بود. با این حال، سرنگونی کامل نظام ایران هدفی بلندپروازانه تلقی می‌شود و تمرکز فعلی بر جلوگیری از توافقی است که به بازسازی توان نظامی ایران منجر شود و نیز تشدید تحریم‌ها و آمادگی برای ازسرگیری جنگ با اهداف استراتژیک.

کارولینا لندزمن، تحلیلگر روزنامه هاآرتص، در مطلبی تند ، استدلال می‌کند که بنیامین نتانیاهو و کابینه اسرائیل چنان در هم تنیده شده‌اند که پایان دوران سیاسی نتانیاهو عملاً به معنای پایان اسراییل به شکلی که می‌شناسیم خواهد بود. به باور نویسنده، نتانیاهو طی دو دهه همه نهادهای مهم جامعه اسرائیل را نابود کرده است: جامعه پاره‌پاره شده، ارتش متلاشی، قضات از ترس از پای درآمده‌اند، رسانه به ابزار نمایشی دور از حقیقت تبدیل شده و کنست به تیمارستان بدل گشته است.

علاوه بر این، سیاست‌های او جهان را به آستانه تکرار تاریخ و یهودی‌ستیزیِ کهن کشانده است. نویسنده تلاش‌های نهادهایی مانند دیوان عالی، رئیس هرتزوگ و مخالفان نتانیاهو برای «خریدن زمان» و حفظ اسراییل را توأم با توهم می‌داند، چراکه به اعتقاد او دیگر راهی به گذشته نیست و دولت مرده است. او در پایان این پرسش را مطرح می‌کند که آیا پس از مرگ دولت، زندگی تازه‌ای و «تناسخ ملی» ممکن است؟ اما آنچه قطعی است، غیرقابل احیاء بودن وضعیت پیشین است: «دولت همان اوست و پایان نتانیاهو پایان دولت خواهد بود. او نهاد دولت را کشت.»

تایمز اسرائیل با تأکید بر هزینه‌های واقعی جنگ برای اسرائیل، تفاوت اساسی میان جایگاه ایالات متحده و اسرائیل در تقابل با ایران را تشریح می‌کند. در حالی که آمریکا به دلیل فاصله جغرافیایی و عمق استراتژیک می‌تواند تهدیدها را در قالب برنامه‌ریزی، تحریم و محاسبات بلندمدت ارزیابی کند، اسرائیل با آژیرهای خطر، پناهگاه‌های زیرزمینی، اختلال اقتصادی و کودکانی روبرو است که در سنین پایین زبان جنگ را می‌آموزند.

موشک‌های پرتاب شده توسط نیروهای متحد ایران در عرض چند دقیقه به شهرهای اسرائیل می‌رسند و همین امر باعث می‌شود تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی امنیت را با نگاهی سخت‌گیرانه‌تر از متحدان خود ارزیابی کنند.

به باور نویسنده، با وجود فشارهای دیپلماتیک، جنگ گسترده همچنان ادامه دارد. حماس همچنان خلع سلاح نشده و هرچند ضعیف‌تر شده، اما شبکه‌های جذب نیرو، ذخایر تسلیحاتی و ایدئولوژی آن پابرجاست. در جبهه شمال نیز حزب‌الله هنوز از قوی‌ترین نیروهای مسلح غیردولتی جهان است و تهدید موشکی آن زندگی در شمال اسرائیل را شکل می‌دهد.

ایران از این شبکه متحدان خود بهره می‌برد تا بدون نیاز به پیروزی میدانی، اسرائیل را فرسوده کند. نویسنده نتیجه می‌گیرد که تا زمانی که حماس خلع سلاح، حزب‌الله خنثی و شبکه متحدان ایران از کار نیفتاده باشد، اسرائیل همچنان بار سنگین تقابل را به دوش می‌کشد و با ریسک‌هایی زندگی می‌کند که جهان تنها از صفحه نمایش می‌بیند؛ این بهای واقعی جغرافیای اسرائیل است.

وای نت نیوز در مقاله ای به تشریح تهدید روزافزون پهپادهای انفجاری به ویژه نوع فیبرنوری آنها می‌پردازد که کنترل آنها از طریق کابل فیبرنوری انجام شده و ایجاد اختلال الکترونیکی در آنها ممکن نیست. این پهپادها که تا برد ۱۵ کیلومتر عمل می‌کنند، در هفته‌های اخیر خساراتی به نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان وارد کرده و حتی منجر به کشته شدن یک سرباز شده‌اند. نویسنده هشدار می‌دهد که این تهدید محدود به جبهه شمال نیست و سناریوهایی مانند حمله گروه‌های فلسطینی از کرانه باختری به اورشلیم یا از جبالیه به شهرک‌های اطراف نیز محتمل است، چراکه در حال حاضر هیچ سامانه «گنبد آهنی» مشابهی برای مقابله با پهپادها وجود ندارد.

با وجود حملات نیروی هوایی اسرائیل در عمق ایران و لبنان، مقابله با تهدید پهپادها در سطح زمین با کاستی‌های جدی مواجه بوده و مسئولیت آن عمدتاً بر عهده نیروی زمینی است. در پی تشدید تنش در مرز شمالی، مقامات ارشد ارتش خواستار حذف محدودیت‌ها و حمله به زنجیره تأمین پهپادهای حزب‌الله در شمال رودخانه لیتانی شده‌اند تا «هزینه سنگینی» برای شلیک‌ها پرداخته شود. به گفته آنها اتکا صرف به دفاع و رهگیری راهگشا نیست و باید قواعد بازی تغییر کند.

کد مطلب 6816972

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha