
به گزارش مهر، تاريخ ايران باستان، تكوين زبان و گويش هاي سرزمين ايران، علم و ادب در دوران كهن، فرهنگ و سياست و اقتصاد و ادبيات و ... در تمدن باستاني ايران و ... از جمله موارد پژوهش شده اي است كه نمايه اي دقيق و پرجزئيات از سير حركت تاريخي ايران زمين ترسيم كرده است.
نويسنده، تاريخ كهن ايران را شامل فاصله زماني ميان آغاز هزاره كيومرث تا پايان كار دين - دولت باورمند به آئين زرتشت (از 6765 تا 1438 قبل از ميلاد) در ايران مي داند. در اين مدت سلسله هاي پيش داديان، فريدونيان، كيانيان و لهراسبيان، به ترتيب اداره كشور را در دست داشته اند. مولف در اين باره مي نويسد:
"... در هزاره فريدون، تاريخ شكل دقيق تر مي گيرد. در اين هزاره در كنار فريدون، ايرج، منوچهر، نوذر، زوتهماسب، گرشاسب، كيقباد، كيكاووس، كيخسرو، لهراسب و گشتاسب نيز حضور دارند. بدين سان تاريخ كهن ايران كه تا اين مرحله بيشتر موضوعي است، شخصيتي - موضوعي مي شود. يعني همه آنچه كه در عرض هزار سال در اين سرزمين انجام شده، از پيشرفت در زمينه تمدن و فرهنگ گرفته تا نبردها و ... تنها تحت نام فرد شاخص يا نماد هزاره ثبت و ربط نشده است بلكه دقيق تر شده و با نزديكتر شدن به زمان زرتشت، كارها بر پايه شخصيت - موضوع گزارش شده است..."(ص3)
بخش مهمي از كتاب، شرح گردآوري و تنظيم تاريخ فرهنگ و تمدن ايران توسط يعقوب ليث صفاري است. سرگذشت آثار و منابع مكتوب كهن فارسي و روند به نظم درآمدن شاهنامه عظيم فردوسي، كه فصل مهم ديگري را در اثر شامل مي شود، خواننده را با نحوه گردآوري و جمع آمدن گرانسنگ ترين متن ادب فارسي آشنا مي سازد.
در اين قسمت، از آغاز به كار فردوسي و همت او براي شروع كار سترگ شاهنامه، موانع و نامرادي هاي روزگار و نيز انگيزه او در برگرداندن تاريخ تمدن و فرهنگ ايران از نوشتار به شعر، سخن به ميان آمده است. اين موضوع در فصل هاي شاهنامه و شاهنامه سرايي، اسناد و مآخذ ايران كهن، تور و ترك - توران و تركان و پايه هاي زمان گذاري بر تاريخ كهن ادامه پيدا مي كند.
فصل ديگر كتاب با عنوان " تاريخ كهن ايران " مشتمل بر اين بخش هاست: هزاره كيومرث، هزاره هوشنگ، هزاره جمشيد، هزاره ضحاك، پيدايي ناسيوناليسم ايران، روشن سازي جهان بيني انساني ملت ايران، تثبيت مرزهاي ايران و توران، داستان هاي پهلواني، زايش تراژدي، شكوفايي دانش پزشكي، نخستين جنگ هاي ديني، پيدايش عرفان، فلسفه، شعر و ...
در بخش " شكوفايي شعر ايران " آمده است:
"... در لهجه هاي ميانه ايراني ، تقريبا همه جا به بازمانده هايي از اشعار و گاه به منظومه هاي قابل توجهي بازمي خوريم و از آن جمله است در آثار مانوي و زرواني و پهلوي شمالي (پارتي اشكاني) و پهلوي جنوبي (ساساني، پارسي ميانه) و سغدي و ختني. اشكال بزرگ براي يافتن متون بازمانده از لهجه هاي ميانه ايران عبارت است از خطوط ناقص سرياني آنها و عدم تحرير بسيار از مصوت ها و ..."(ص262)
واپسين فصل كتاب " گسل اسناد و مدارك كهن ايران " نام دارد كه در آن از نابودي اسناد و مدارك يك هزار و پانصد ساله تاريخ ايران همزمان با پايان دوران پادشاهان باورمند به آئين زرتشتي سخن رفته است.
" تاريخ تمدن و فرهنگ ايران كهن " به قلم دكتر هوشنگ طالع را نشر سمرقند منتشر كرده است.


نظر شما