۱۰ بهمن ۱۴۰۲، ۱۲:۲۹

توسط نشر افق؛

«پسر اقیانوس» به کتابفروشی‌ها آمد

«پسر اقیانوس» به کتابفروشی‌ها آمد

کتاب «پسر اقیانوس» نوشته مهدی رجبی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «پسر اقیانوس» نوشته مهدی رجبی به‌تازگی با تصویرگری هاله قربانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های فندق» است که این‌ناشر برای کودکان منتشر می‌کند.

مهدی رجبی نویسنده این‌کتاب، متولد ۱۳۵۹ در خمین و دانش‌آموخته رشته سینما و ادبیات نمایشی است. این‌نویسنده می‌گوید خودش هم نمی‌داند چه‌طور شد نویسنده تمام‌وقت کودک و نوجوان شد. این‌نویسنده تا به حال جوایز و نشان‌هایی چون لاک‌پشت پرنده، سپیدار، کلاغ سفید و شایستگی تقدیر شورای کتاب کودک را در کارنامه ثبت کرده است. تعدادی از آثار رجبی به زبان‌های سوئدی،‌ کره‌ای، ترکی و انگلیسی ترجمه شده‌اند.

«پسر اقیانوس» درباره یک‌پسربچه جنوبی به‌نام سمیر است و قصه‌اش از بعدِ یک‌سیل ویرانگر شروع می‌شود. همه روستای سیل‌زده را ترک کرده‌اند اما سمیر و خانواده‌اش مانده‌اند. سمیر در بازی‌های کودکانه، خودش را ناخدای اقیانوس تصور می‌کند و همراه دوستان خیالی‌اش سوار کشتی شده و در دل اقیانوس‌ها ماجراجویی می‌کند. سمیر که آرزوهای بزرگی دارد، در مسیر سفر خیالی‌اش در اقیانوس، از ابرهای سیاه، سیل و رعد و برق می‌ترسد اما با وجود ترس و دلهره‌ای که دارد، امید هم دارد.

رجبی می‌گوید قصه این‌کتاب، قصه کودکان ایران و جهان است که شادی و آرامش حق آن‌هاست اما گاهی شرایط سختی‌ برایشان پیش می‌آید و باید برای امیدوار بودن به دنیای بازی و خیال پناه ببرند.

مخاطبان اصلی «پسر اقیانوس»، کودکان گروه سنی ب و ج هستند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

صدای قایق‌موتوری می‌آید. جیغ می‌زنم و می‌پرم توی آب. غصه‌ام می‌گیرد. خانم مهربانه باهاشان نیست. دو نفرند. چکمه و لباس آورده‌اند و برنج. می‌گویند از اَبَرکوه آمده‌اند. نمی‌دانم کجاست. باید روی نقشه پیدایش کنم.

یکی‌شان می‌گوید باید از اینجا برویم چون بارانِ امشب حتما سیل‌بندها را می‌شکند. می‌گوید توی جزیره قطارها هنوز واگن خالی هست. بابا اخم می‌کند: «ما همین‌جا می‌مانیم.»

اما پدربزرگ به عربی می‌گوید: «نه، نمی‌مانیم. قایق بزرگ بیاورید، گوساله و مادرش را ببریم. اگر آب بالاتر بیاید، جفتشان می‌میرند.»

من برایشان به فارسی می‌گویم.

اولی یک‌بسته بیسکویت می‌دهد به من و می‌گوید: «الان باید برویم روستاهای پایین. قبل از غروب قایق می‌فرستیم.»

می‌پرسم: «مدرسه کی باز می‌شود؟»

دومی می‌گوید: «زود... خیلی زود...»

همه‌شان همین را می‌گویند. نمی‌دانم خیلی زود یعنی کی!

این‌کتاب با ۳۶ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

کد خبر 6008965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha