۲۲ دی ۱۴۰۴، ۶:۰۰

گفتگوی مهر با علی نوری‌اسکویی؛

تبدیل رقابت به فضایی برای توانمندسازی؛ نوجوانان آینده فیلمسازی هستند

تبدیل رقابت به فضایی برای توانمندسازی؛ نوجوانان آینده فیلمسازی هستند

علی نوری اسکویی، فیلمساز ایرانی معتقد است المپیاد فیلمسازی نوجوانان می تواند از یک رویداد رقابتی تبدیل به فضایی برای توانمندسازی نوجوانان شود و پلی میان نسل های مختلف باشد.

خبرگزاری مهر-گروه هنر؛ نهمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران امسال توسط دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان با مشارکت انجمن سینمای جوانان ایران و بنیاد سینمایی فارابی ‏در ۲ بخش «ایده» و «فیلم» در تهران برگزار می‌شود.

اویس طوفانی، دبیر نهمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران است و این رویداد با هدف شناسایی، معرفی و پرورش استعدادهای خلاق، ایجاد بستری برای تجربه‌ورزی، تقویت مهارت‌های هنری نسل جوان، پرورش نسل نو فیلمساز و آماده‌سازی نوجوانان برای ورود به مسیر حرفه‌ای سینما برگزار می‌شود.

به بهانه برگزاری این دوره از المپیاد فیلمسازی نوجوانان گفتگویی با علی نوری اسکویی، فیلمساز ایرانی داشتیم. این فیلمساز بر این نکته تاکید کرد که هدف این رویداد باید بیشتر روی کشف استعداد متمرکز باشد تا رقابت. وی همچنین یادآور شد که همکاری المپیاد فیلمسازی نوجوانان با انجمن سینمای جوانان ایران یک امتیاز مهم و اثرگذار است، زیرا انجمن، عملاً زادگاه و نقطه آغاز مسیر حرفه‌ای بسیاری از فیلمسازان امروز ایران بوده است. نوری اسکویی در این گفتگو با اشاره به برگزاری المپیاد در تهران گفت که تهران یک هاب فرهنگی و هنری است و بسیاری از علاقه‌مندان به سینما، هنر و تولید محتوا از شهرهای مختلف برای شرکت در دوره‌ها، رویدادها و برنامه‌های آموزشی به تهران می‌آیند.

متن کامل گفتگوی مهر با علی نوری اسکویی فیلمساز را در ادامه می‌خوانید:

* به نظر شما هدف اصلی المپیاد فیلمسازی نوجوانان چیست؟ آیا بیشتر تاکید بر رقابت است یا کشف استعداد و پرورش؟

اگر به عملکرد دوره‌های گذشته المپیاد فیلمسازی نوجوانان نگاه کنیم، تمرکز اصلی بیشتر بر کشف استعداد بوده تا صرفاً رقابت. در عمل، المپیاد بیشتر فضایی برای شناسایی مؤلفه‌های نیروهای تازه در حوزه فیلمسازی و ایجاد امکان انتقال تجربه میان نسل‌ها فراهم کرده است؛ اینکه استعدادها دیده شوند، مسیرشان روشن‌تر شود و با تجربه دیگران ارتباط بگیرند. اما فکر می‌کنم امروز، با توجه به تغییرات بنیادینی که در بافت تولید محتوا در جهان رخ داده، این رویکرد می‌تواند و حتی باید دستخوش تحول شود. ما در حال حاضر با نسلی روبه‌رو هستیم که نه‌تنها مخاطب فیلم و محتواست، بلکه خودش تولیدکننده فعال محتواست. نوجوان‌ها امروز مخاطب اولیه بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و فرمت‌هایی هستند که مستقیماً در بستر سوشال‌مدیا تولید و منتشر می‌شود؛ از سریال‌های کوتاه گرفته تا ویدیوهای داستانی و تجربی.

من همین چند روز آینده در اولین اجلاس تولیدکنندگان محتوای سوشال‌مدیا حضور دارم؛ فضایی که بسیاری از فعالان جدی این حوزه، از جمله سازندگان آثار مبتنی بر هوش مصنوعی، در آن شرکت کرده‌اند. نکته قابل توجه این است که میانگین سنی بسیاری از این تولیدکنندگان حدود بیست سال است و آنچه در این فضا حاکم است، نوعی زیست واقعیِ پرورش نیروی فکری جوان است؛ اتفاقی که امروز در جهان در حال رخ دادن است.

از این منظر، به نظرم المپیاد فیلمسازی نوجوانان می‌تواند از مدل صرفِ «انتقال تجربه بزرگان سینما به نوجوانان» فاصله بگیرد یا دست‌کم آن را بازتعریف کند. گاهی لازم است به‌جای اینکه فقط تصور کنیم نوجوانان فاقد تجربه‌اند، به این فکر کنیم که آنها چه چیزهایی را ندارند که اگر آموزش داده شود، می‌تواند توان تولیدشان را چند برابر کند. واقعیت این است که نوجوانان امروز، به‌ویژه در حوزه تولید محتوا، در بسیاری موارد صاحب ایده، جسارت و نگاه مستقل هستند؛ شاید تجربه کلاسیک سینمایی نداشته باشند، اما درک عمیقی از مخاطب، ریتم، پلتفرم و زبان زمانه خود دارند. بنابراین، هدف المپیاد می‌تواند بیش از رقابت یا حتی صرف کشف استعداد، به سمت توانمندسازی هدفمند این نسل حرکت کند؛ به شکلی که آنها بتوانند محتوای قوی‌تر، معنادارتر و متناسب‌تری با جهان امروز تولید کنند

* این المپیاد چقدر می‌تواند در شناسایی و هدایت استعدادهای نسل نوجوان در صنعت سینما موثر باشد؟ آیا نمونه‌های موفق (از دوره‌های گذشته) داریم؟

المپیاد فیلمسازی نوجوانان می‌تواند نقش بسیار مؤثری در شناسایی و هدایت استعدادهای نسل نوجوان به سمت صنعت سینما داشته باشد و در عمل هم تا امروز بی‌تأثیر نبوده است. شاید من نخواهم یا نتوانم دقیقاً به نمونه‌هایی از همین المپیاد مشخص که توسط بنیاد سینمایی فارابی و جشنواره‌های وابسته برگزار می‌شود، اشاره کنم اما اگر به نمونه‌های مشابه در اکوسیستم سینمای ایران نگاه کنیم، مثال‌های قابل دفاعی وجود دارد.

برای نمونه، در برنامه دارالفنون که در سال‌های گذشته برگزار شده است، فیلمسازانی معرفی شدند که بعدها مسیر حرفه‌ای خود را در سینما ادامه دادند؛ از جمله برادران ارک که توانستند در همان فضا دیده شوند، رشد کنند و وارد جریان حرفه‌ای کار شوند. واقعیت این است که بسیاری از فیلمسازان ایرانی، آغاز مسیرشان از همین فضاهای آموزشی و استعدادیابی بوده است. خود من هم امسال در مجموعه دارالفنون، که با مدیریت ایرج طهماسب و زیرمجموعه جشنواره بین‌المللی فیلم برگزار شد، به‌همراه بهروز شعیبی که مدیر انجمن سینمای جوانان ایران هستند، در جلساتی به‌عنوان منتور و مدرس حضور داشتم. تجربه مستقیم من از این جلسات نشان داد که سطح انرژی، خلاقیت و استعداد در میان نوجوان‌ها بسیار بالاست و اگر مسیر درستی پیش روی آنها گذاشته شود، خروجی‌های قابل‌توجهی خواهند داشت.

نکته مهم این است که این تأثیر الزاماً فوری یا خطی نیست. بسیاری از افرادی که امروز در سینمای ایران به‌صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کنند، از جمله خود من، مسیرشان را سال‌ها پیش از همین فضاها آغاز کرده‌اند. من شخصاً بیش از بیست سال پیش کارم را از انجمن سینمای جوان شروع کردم و افراد زیادی را می‌شناسم که مسیر مشابهی را طی کرده‌اند. بنابراین، شاید نتوان گفت هر شرکت‌کننده‌ای الزاماً به فیلمساز حرفه‌ای تبدیل می‌شود، اما بدون تردید این رویدادها در شکل‌گیری مسیر، نگاه و اعتمادبه‌نفس نسل نوجوان نقش مؤثری دارند و اگر به‌درستی هدایت شوند، می‌توانند به یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال میان استعداد نوجوان و صنعت سینما تبدیل شوند.

* به نظر شما ساختن فیلم به عنوان یک کار گروهی، چه مهارت‌های نرمی مانند کار تیمی، حل مسئله، صبر و تعامل را در نوجوانان پرورش می‌دهد؟

ساخت فیلم به‌عنوان یک فعالیت کاملاً گروهی، تأثیر بسیار عمیق و چندلایه‌ای بر رشد مهارت‌های نرم نوجوانان دارد؛ تأثیری که گاهی حتی از خودِ نتیجه هنری مهم‌تر است. در جهان امروز، تربیت روان‌شناختی و اجتماعی نوجوانان صرفاً از مسیر آموزش‌های مستقیم اتفاق نمی‌افتد، بلکه از طریق تجربه‌های هنریِ ساختارمند شکل می‌گیرد. همان‌طور که در کودکی از ابزارهایی مثل نمایش خلاق استفاده می‌شود، در دوران نوجوانی یکی از کامل‌ترین و مؤثرترین بسترها، فیلمسازی است.

در بسیاری از نظام‌های آموزشی پیشرو، فیلمسازی نوجوان در ردیف بالای ابزارهای تربیتی قرار دارد، چون به‌صورت هم‌زمان چند فرآیند مهم را فعال می‌کند. من شخصاً در سال‌های مختلف، در کارگاه‌ها و ورکشاپ‌های متعددی با نوجوانان کار کرده‌ام - به‌ویژه در حوزه فیلمسازی - و از نزدیک دیده‌ام که این فرآیند چه اثرات عمیقی دارد؛ حتی فراتر از آموزش تکنیک، موشن یا ابزار.

اولین و شاید مهم‌ترین دستاورد این مسیر، شکل‌گیری هویت فرد (Identity Formation) است. نوجوان در فرآیند ساخت فیلم با سؤالات بنیادین روبه‌رو می‌شود: «من کی هستم؟ به چه چیزی علاقه دارم؟ به چه چیزی علاقه ندارم؟» حتی ممکن است نوجوانی در این مسیر به این نتیجه برسد که فیلمسازی علاقه اصلی‌اش نیست و همین کشف، یک دستاورد بسیار مهم است. او یاد می‌گیرد که هویتش چیزی نیست که دیگران به او دیکته کنند، بلکه نتیجه تجربه، انتخاب و آزمون است.

نکته مهم بعدی، احساس تعلق (Sense of Belonging) است. نوجوان در یک پروژه گروهی فیلمسازی تجربه می‌کند که عضوی مؤثر از یک تیم است، می‌تواند نقش داشته باشد، شنیده شود و دیده شود. این حس مفید بودن و تعلق، نقش بسیار مهمی در پیشگیری از افسردگی و انزوای نوجوانان دارد و به شکل مستقیم با سلامت روان آنها در ارتباط است. از سوی دیگر، فیلمسازی به نوجوان کمک می‌کند تا تنظیم هیجانی (Emotional Regulation) را به‌صورت عملی یاد بگیرد. به‌جای بروز خشم‌های انفجاری یا سرکوب احساسات، نوجوان می‌آموزد احساساتش را از طریق بیان هنری، روایت و تصویر منتقل کند. فیلم به او زبان می‌دهد؛ زبانی برای گفتن حرف‌هایی که شاید نتواند مستقیم بیان کند.

در نهایت، همه این مسیرها به شکل‌گیری خودکارآمدی (Self-Efficacy) منجر می‌شود؛ اینکه نوجوان باور کند «می‌توانم»، «بلدم»، «اثر دارم». این حس، یکی از پایه‌های اصلی رشد شخصیت سالم است.
به نظر من، متأسفانه بسیاری از این مهارت‌ها نه در ساختار رسمی آموزش و پرورش به‌درستی آموزش داده می‌شوند و نه حتی در فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ای رایج. خیلی از کلاس‌ها، مثلاً موسیقی یا مهارت‌های فردی، در نهایت به ارزیابی صرف ختم می‌شوند: بلد شدی یا نشدی؟. اما فیلمسازی یک فرآیند زنده، مشارکتی و هویت‌ساز است که هم‌زمان کار تیمی، صبر، حل مسئله، تعامل و رشد روانی را در نوجوان فعال می‌کند. به همین دلیل است که معتقدم فیلمسازی نوجوان، فقط آموزش هنر نیست؛ یک فرآیند عمیق تربیتی و روان‌شناختی است که اگر درست طراحی و هدایت شود، می‌تواند تأثیری ماندگار بر زندگی فردی و اجتماعی نوجوانان بگذارد.

* المپیاد چه نقشی می‌تواند در ایجاد پل ارتباطی بین سینمای حرفه‌ای ایران و نوجوانان ایفا کند؟

المپیاد فیلمسازی نوجوانان می‌تواند نقش بسیار مهمی در ایجاد یک پل ارتباطی واقعی میان سینمای حرفه‌ای ایران و نسل نوجوان ایفا کند و حتی در بعضی جنبه‌ها، این ارتباط شاید برای خودِ فیلمسازان حرفه‌ای ضروری‌تر از نوجوانان باشد. ما امروز با یک شکاف نسلی جدی روبه‌رو هستیم؛ شکافی که باعث شده ادراک بخشی از سینمای حرفه‌ای از توانایی‌ها، زاویه‌دیدها و شیوه زیست نسل نوجوان فاصله بگیرد. بسیاری از فیلمسازان حرفه‌ای، ناخواسته تصویری قدیمی یا ناقص از مخاطب نوجوان دارند، در حالی که این نسل امروز صاحب زبان، ریتم و منطق روایی متفاوتی است. تجربه شخصی من در برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های فیلمسازی برای نوجوانان نشان داده که این ارتباط، کاملاً دوطرفه است. من در این فضاها هم آموزش داده‌ام و هم به همان اندازه یاد گرفته‌ام. مواجهه مستقیم با نوجوانان باعث می‌شود فیلمساز حرفه‌ای نگاهش به مخاطب نسل جدید اصلاح شود، کلیشه‌ها کنار برود و فهم تازه‌ای از دغدغه‌ها و ظرفیت‌های این نسل شکل بگیرد. از این منظر، المپیاد می‌تواند به کاهش آن گسست نسلی میان فیلمساز حرفه‌ای و مخاطب آینده سینما کمک کند؛ مخاطبی که الزاماً دیگر فقط در سالن سینما نیست، بلکه در پلتفرم‌ها و فضاهای جدید مصرف و تولید محتوا حضور دارد. این پل ارتباطی، برای سینمای حرفه‌ای یک فرصت بازاندیشی است.

در سوی دیگر، برای نوجوانان هم این ارتباط اهمیت بالایی دارد. حضور فیلمسازان حرفه‌ای در کنار آنها، باعث می‌شود نوجوان‌ها شناخت دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری از حوزه فیلمسازی پیدا کنند و بتوانند از تجربه‌هایی استفاده کنند که حاصل سال‌ها آزمون و خطاست. این موضوع کمک می‌کند آنها مجبور نباشند همه مسیر را از صفر و با خطاهای تکراری طی کنند. در نهایت، اگر المپیاد به‌درستی طراحی شود، می‌تواند به یک فضای تبادل تجربه، فهم متقابل و هم‌زیستی نسلی تبدیل شود؛ فضایی که در آن نه سینمای حرفه‌ای در موضع بالا به پایین قرار می‌گیرد و نه نوجوان صرفاً دریافت‌کننده است، بلکه هر ۲ طرف در یک فرآیند یادگیری مشترک رشد می‌کنند.

* امسال المپیاد با همکاری انجمن سینمای جوان برگزار می شود. به نظر شما انجمن باتوجه به‌تجربیانش می‌تواند چه کمکی به نوجوانان کند؟ شما چه پیشنهاهایی دارید؟

همکاری المپیاد فیلمسازی نوجوانان با انجمن سینمای جوانان ایران یک امتیاز بسیار مهم و اثرگذار است. انجمن، عملاً زادگاه و نقطه آغاز مسیر حرفه‌ای بسیاری از فیلمسازان امروز ایران بوده و طی سال‌ها، تجربه گسترده‌ای در آموزش، استعدادیابی و کار با علاقه‌مندان سینما، به‌ویژه در شهرهای مختلف کشور، اندوخته است.

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های انجمن این است که با یک شبکه گسترده و فعال در سراسر کشور در ارتباط است. این شبکه باعث می‌شود نوجوانان مستعد، فقط محدود به مراکز بزرگ یا فضاهای خاص نباشند و امکان شناسایی عادلانه‌تر استعدادها از شهرها و بافت‌های متنوع‌تری فراهم شود. همین شناخت می‌تواند کمک کند که انتخاب و هدایت شرکت‌کنندگان المپیاد هدفمندتر و دقیق‌تر انجام شود.

از سوی دیگر، با توجه به اینکه امروز مدیریت انجمن بر عهده بهروز شعیبی است، به نظر من نگاه عمیق‌تر و حساس‌تری نسبت به موضوع آموزش، پرورش نیروی جوان و ارتباط نسل‌ها در انجمن شکل گرفته است. این نوع مدیریت می‌تواند باعث شود تجربه‌های گذشته انجمن، نه صرفاً تکرار، بلکه بازخوانی و به‌روز شوند. پیشنهاد من این است که انجمن در این همکاری چند نقش کلیدی ایفا کند؛ اول، استفاده از داده‌ها و تجربه‌های انباشته‌شده‌اش درباره نوجوانان علاقه‌مند به فیلمسازی؛ این اطلاعات می‌تواند کمک کند که مسیرهای آموزشی متناسب با سطح، علاقه و توان هر گروه سنی طراحی شود. دوم، ایجاد پیوند میان المپیاد و مسیرهای بعدی رشد؛ به‌طوری که نوجوانان بعد از المپیاد رها نشوند و بتوانند وارد چرخه‌های آموزشی، کارگاهی و حرفه‌ای انجمن شوند. سوم، کمک به طراحی ساختاری که در آن استعدادهای بلندمدت و پیگیر شانس بیشتری برای دیده‌شدن داشته باشند، نه صرفاً کسانی که در یک مقطع کوتاه خروجی پررنگ‌تری دارند.

در مجموع، ترکیب تجربه نهادی انجمن سینمای جوانان ایران با انرژی و نگاه تازه نسل نوجوان، می‌تواند باعث شود المپیاد امسال اثرگذاری عمیق‌تر و ماندگارتری داشته باشد؛ هم در سطح فردی برای نوجوانان، و هم در سطح کلان برای آینده سینمای ایران. اگر این همکاری به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به الگویی موفق برای پرورش نسل بعدی فیلمسازان تبدیل شود.

* المپیاد فیلمسازی نوجوانان امسال به جای اصفهان در تهران برگزار می شود. فکر می کنید تهران به دلیل اینکه پایتخت کشور است و امکانات بیشتری دارد تاثیر مثبتی در برگزار المپیاد و حضور افراد از جاهای مختلف دارد؟

برگزاری المپیاد فیلمسازی نوجوانان در تهران می‌تواند مزایای قابل‌توجهی داشته باشد. تهران به‌هرحال یک هاب فرهنگی و هنری است و همین حالا هم بسیاری از علاقه‌مندان به سینما، هنر و تولید محتوا از شهرهای مختلف برای شرکت در دوره‌ها، رویدادها و برنامه‌های آموزشی به تهران می‌آیند. از این نظر، تمرکز امکانات، دسترسی بهتر به زیرساخت‌ها، مدرس‌ها و فضای حرفه‌ای‌تر می‌تواند به کیفیت برگزاری المپیاد و حضور متنوع‌تر شرکت‌کنندگان کمک کند.

در عین حال، اگر بخواهم صادقانه نگاه کنم، تنها نکته‌ای که شاید بتوان آن را به‌عنوان یک چالش بالقوه در نظر گرفت، از دست رفتن بخشی از تجربه‌ای است که در شهرهایی مثل اصفهان وجود داشت. وقتی المپیاد در شهری غیر از تهران برگزار می‌شد، شرکت‌کنندگان عملاً وارد یک فضای متمرکز می‌شدند؛ سفر می‌کردند، با فرهنگ آن شهر آشنا می‌شدند و زمان بیشتری را به‌صورت فشرده و کنار هم می‌گذراندند. همین تمرکز و هم‌زیستی موقت، به تعاملات گروهی خارج از کلاس‌ها عمق بیشتری می‌داد.

به نظر من، این مسئله لزوماً یک نقطه‌ضعف قطعی نیست، بلکه بیشتر به تدبیر و مدیریت برگزارکنندگان برمی‌گردد. اگر در تهران هم شرایطی فراهم شود که نوجوانانی که از شهرستان‌ها می‌آیند در یک فضای منسجم کنار هم باشند، چه در محل اسکان، چه در برنامه‌های جانبی، می‌توان همان سطح یا حتی سطح بالاتری از تعامل، گفتگو و یادگیری جمعی را ایجاد کرد. در نهایت، تهران می‌تواند هم یک فرصت باشد و هم یک چالش بالقوه؛ اما اینکه کدام‌یک پررنگ‌تر شود، به این بستگی دارد که برگزارکنندگان چقدر بتوانند از امکانات پایتخت به‌عنوان فرصت استفاده کنند و در عین حال، آن تجربه انسانی و تعاملیِ فراتر از کلاس را آگاهانه طراحی و حفظ کنند. اگر این اتفاق بیفتد برگزاری المپیاد در تهران نه‌تنها آسیب‌زا نخواهد بود، بلکه می‌تواند اثرگذاری آن را گسترده‌تر و عمیق‌تر کند.

کد خبر 6718323

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha