خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: «اولین منظره تهران پایتخت جدید بسیار پرشکوه و دلپذیر بود. شهر در دامنه ارتفاعات البرز قرار گرفته، سلسله ارتفاعاتی که از اروپا تا دورترین نقطه آسیا کشیده شده است. ظاهرا بزرگترین قله این رشته کوهها دماوند است، که در میان تودههای ابر سر بر آسمان برافراشته و در تمام فصول سال پوشیده از برف است، و به هر آنچه در حول و حوش آن قرار دارد با دیده تحقیر مینگرد. ما قله دماوند را به فاصله صد مایلی از دور مشاهده کردیم و هرچه جلوتر میآمدیم شکوه و عظمت آن بیش از پیش نمایان میگردید. با کمی فاصله از قرارگاه خودمان چند تپه خاکی و آثار دیوارهای خراب شده شهر معروف قدیمی ری را مشاهده نمودیم. آنهایی که به آثار باستانی علاقهمندند ترجیح میدهند به قله دماوند صعود نمایند و از خرابههای ری دیدن کنند، ولی یک مرد سوداگر و تاجر پیشه تنها به تهران میاندیشد.»
اینها کلماتی است که سر جان ملکم در کتابی که حاصل سفر او به ایران و رسیدنش به پایتخت جدیدش تهران است، مینویسد.
سفرنامهای که بنیان یک دوره طولانی روابط سیاسی شد
سر جان ملکم، از مهمترین دیپلماتها و مأموران بریتانیایی فعال در اواخر دوره زندیه و اوایل قاجار، نقشی اساسی در شکلدهی روابط ایران و بریتانیا داشت. او که عضو کمپانی هند شرقی بود، مأموریت داشت پیوندهای سیاسی و تجاری میان هند بریتانیایی و ایران را تقویت کند. ملکم علاوه بر فعالیتهای دیپلماتیک، افسر نظامی و نویسندهای توانا بود و برخی از دقیقترین گزارشهای مربوط به ایران اوایل قرن نوزدهم را تهیه کرد. او به ویژه در کتابش به نام شرحی از ایران (Sketches of Persia) توصیفهای دقیق از آداب، رسوم، سیاست و زندگی روزمره مردم ارائه میدهد. این کتاب در سال 1845 میلادی در 287 صفحه با قطع وزیری در لندن به چاپ رسیده است.
سفرهای سه گانه و دستاوردها
سر جان ملکم سه بار به ایران سفر کرد. نخستین سفر او به ایران در سال 1800 (1215 هجری قمری) و همزمان با تثبیت قدرت آقامحمدخان قاجار انجام شد. هدف اصلی این مأموریت بررسی اوضاع سیاسی، برقراری روابط دوستانه با حکومت جدید و جلوگیری از نفوذ فرانسه بود. این سفر اگرچه به توافقهای بزرگ منجر نشد، اما موفقیت نسبی در ایجاد ارتباط با دربار و تدوین گزارشهای ارزشمند درباره ساختار سیاسی و اجتماعی ایران داشت.
سفر دوم ملکم هشت سال بعد در سال 1223 هجری قمری و در آغاز سلطنت فتحعلیشاه صورت گرفت. او در این دوره تلاش کرد یک پیمان رسمی میان دو کشور شکل دهد و ایران را به مقابله با نفوذ فرانسه تشویق کند. نتیجه این مأموریت امضای یک پیمان دوستی، افزایش اعتماد شاه به ملکم و گردآوری اطلاعات گسترده درباره جامعه و فرهنگ ایران بود که اهمیت زیادی برای سیاستگذاری بریتانیا داشت.
سومین سفر او در سال 1810 (1215 هجری قمری) با هدف تجدید روابط دیپلماتیک و بررسی وضعیت جنگهای ایران و روسیه انجام شد. ملکم همچنین وظیفه داشت زمینه کمک بریتانیا به ایران را بررسی کند، هرچند بخشی از این کمکها بعدها عملی نشد و سبب ناخشنودی ایران شد. این مأموریت به ایجاد چارچوب تازهای از مناسبات سیاسی میان دو کشور انجامید و اطلاعات گردآوریشده در همین دوره بعدها در آثار مهم او درباره ایران مورد استفاده قرار گرفت.
در بخشی از کتاب «شرحی از ایران» که درباره ورود به تهران و ملاقات با صدراعظم در نوامبر 1800 نوشته است، میخوانیم:
«در نزدیکیهای کوهستان البرز یک قصر تنها دیده میشد که تحسین و حیرت مرا برانگیخت. ظاهرا مهمانان سلطنتی از این کاخ استفاده مینمایند. ما خود را آماده حرکت به پایتخت نمودیم ولی تشریفات ورود ما هنوز ترتیب داده نشده بود. نامهها و یادداشتها هر دقیقه فرستاده میشد، پیغامهای محرمانه گاه و بیگاه رد و بدل میگردید. ساعت ورود ایلچی به تهران به علت مشورت با یک منجم معروف اصفهانی برای مدت طولانی به تاخیر افتاد، آن مرد دانشمند پس از استخاره با قرآن و تعیین ساعت نیک در حالی که کاغذی در دستش دیده میشد، اظهار داشت که تردیدی ندارد که ورود ایلچی به دروازه تهران در ساعت دو و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر سیزده نوامبر 1800 ساعت و روز مبارکی است و مذاکراتش با اولیا دولت ایران ثمربخش خواهد بود.»
سفرنامه سر جان ملکم بستری شد برای شناخت ایران و در انگلستان و تنظیم روابط با شاهان قاجار. شیوه نویسندگی او ترکیبی از مشاهده مستقیم، گفتوگو با رجال سیاسی، و گزارشنویسی اداری است، و نوشتههایش ورای ارزش تاریخی، نکات تحلیلی بسیاری برای علاقهمندان تاریخ و ایران شناسی و سیاست دارد.

۰۵:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۲


نظر شما