بازگشت به نهج‌البلاغه؛

تقابل با جنگ نرم دشمن؛راهبرد «تبیین» و بصیرت‌افزایی امت در نهج البلاغه

تقابل با جنگ نرم دشمن؛راهبرد «تبیین» و بصیرت‌افزایی امت در نهج البلاغه

در نظام سیاسی و دفاعی امیرالمؤمنین علی (ع)، خطرناک‌ترین شیوه مواجهه با دشمن، نبرد در میدان «اراده‌ها و باورها» است که امروزه از آن به عنوان جنگ نرم یاد می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، در نظام سیاسی و دفاعی امیرالمؤمنین علی (ع)، خطرناک‌ترین شیوه مواجهه با دشمن، نبرد در میدان «اراده‌ها و باورها» است که امروزه از آن به عنوان جنگ نرم یاد می‌شود. دشمن هنگامی که در میدان نبرد سخت (جنگ نظامی) ناکام می‌ماند، به ابزار تزویر، شبهه‌افکنی و ایجاد شکاکیت در صفوف مؤمنان متوسل می‌شود. امام علی (ع) در جای‌جای نهج‌البلاغه و به‌ویژه در عهدنامه مالک اشتر، راهبرد تقابل با این فتنه را در دو رکن «تبیین حاکمیت» و «بصیرت امت» تعریف می‌کنند. این گزارش به بررسی چگونگی خنثی‌سازی جنگ روانی دشمن و نقش آگاهی‌بخشی به مردم در صیانت از نظام اسلامی می‌پردازد.

تبیین؛ پادزهر فریب و شایعه‌سازی دشمن

جنگ نرم دشمن بر پایه «پوشاندن حق» و «آراستن باطل» استوار است. امام علی (ع) در توصیفی دقیق از فتنه می‌فرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادِینَ»؛ اگر باطل با حق مخلوط نمی‌شد، بر جویندگان حق مخفی نمی‌ماند. راهبرد دشمن در اینجا ایجاد غبار است تا تشخیص را ناممکن کند. در عهدنامه مالک اشتر، امام یک دستورالعمل عملیاتی برای خنثی‌سازی این راهبرد ارائه می‌دهند: شفافیت و تبیین (نامه ۵۳). ایشان به مالک می‌فرمایند اگر مردم به تو گمان ستم بردند، آشکارا با آنان سخن بگو و با صراحت عذر و دلیل خود را بیان کن (وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ). این «اصحار» یا آشکارسازی، ریشه در سیره قرآنی دارد که بر «بیان» تأکید می‌ورزد. حاکم اسلامی با تبیین واقعیت‌ها، راه را بر شایعه‌سازانی که جاده‌صاف‌کن دشمن هستند، می‌بندد.

بصیرت امت؛ سد نفوذ در برابر فتنه‌های داخلی و خارجی

از منظر نهج‌البلاغه، دشمن در جنگ نرم به دنبال «تردید در حقانیت مسیر» است. قرآن کریم نیز منافقان را کسانی معرفی می‌کند که در دل‌هایشان بیماری است و به دنبال ایجاد اضطراب در میان مؤمنان هستند. امام علی (ع) راه مقابله با این جریان را ارتقای سطح بصیرت مردم می‌دانند. ایشان در خطبات خود (مانند خطبه ۱۷۳) تأکید می‌کنند: «وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ»؛ این پرچم (پرچم حکومت و جهاد) را به دوش نمی‌کشد مگر کسی که اهل بینش و شکیبایی باشد. بصیرت در اینجا به معنای شناخت دقیق نقشه‌های پنهان دشمن است. وقتی دشمن در پوشش نصیحت و خیرخواهی ظاهر می‌شود (مانند آنچه در صفین با بر سر نیزه کردن قرآن‌ها رخ داد)، تنها سلاح کارآمد، بصیرتی است که از سرچشمه ولایت و آگاهی نشأت گرفته باشد.

پیوند رضایت عمومی و پایداری در برابر جنگ روانی

دشمن در جنگ نرم، «نارضایتی مردم» را به عنوان مهمات خود به کار می‌گیرد. اگر میان حاکم و امت شکاف ایجاد شود، دشمن به راحتی می‌تواند با استفاده از بسترِ نارضایتی، شایعات خود را به باور عمومی تبدیل کند. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، رضایت توده مردم (عامة الشعب) را مایه استحکام و پناهگاه در برابر دشمن می‌دانند (إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ... وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ). بنابراین، خدمت‌رسانی صادقانه و جلب رضایت مردم، خود یک اقدام «پدافند غیرعامل» در برابر جنگ نرم است. مردمی که از حاکمیت خود عدل و شفقت ببینند، در برابر طوفان شایعات دشمن متزلزل نمی‌شوند و به عنوان بازوی تبیین، خود به روشنگری در جامعه می‌پردازند.

در جنگ نرم، کلمات حکم تیر را دارند. دشمن با نفوذ در دستگاه محاسباتی جامعه، جای جلاد و شهید یا حق و باطل را عوض می‌کند. امام علی (ع) به مالک اشتر هشدار می‌دهند که اطرافیان و سخن‌چینان را از خود دور کند (وَ لْیَکُنْ أَبْعَدَ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ... أَطْلَبُهُمْ لِمَعَایِبِ النَّاسِ)؛ زیرا این افراد ناخودآگاه یا به عمد، پیام‌های مخرب دشمن را در بدنه حاکمیت منتشر می‌کنند. حاکم باید با ایجاد شبکه‌ای از بازرسان صادق و باوفا (الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ)، از یک سو حقایق را رصد کند و از سوی دیگر با اطلاع‌رسانی صحیح به مردم، مانع از نفوذ اخبار جعلی دشمن شود. در منطق قرآنی نیز تأکید شده است که اگر فرد فاسقی خبری آورد، درباره آن تحقیق کنید (فَتَبَیَّنُوا)؛ این تبین، وظیفه‌ای دوسویه میان حاکم و امت است.

نقش رهبری در هدایت افکار عمومی در بحران‌ها

در لحظات حساس که دشمن با تمام توان رسانه‌ای خود هجمه می‌آورد، نقش رهبری در مقام «مبیّن» حیاتی است. امام علی (ع) در بحبوحه فتنه‌ها، با ایراد خطبه‌های روشنگر، نه تنها به تشریح وضعیت موجود می‌پرداختند، بلکه افق‌های آینده و غایات دشمن را نیز ترسیم می‌کردند. ایشان به مردم می‌آموختند که به ظواهر فریبنده دشمن ننگرند و عمق توطئه را ببینند. این الگو به ما می‌آموزد که در مواجهه با جنگ نرم، نباید منفعل بود؛ بلکه باید با تهاجم تبیینی و ارائه روایت اول از رویدادها، ابتکار عمل را از دشمن گرفت.

راهبرد نهج‌البلاغه در تقابل با جنگ نرم، بر پایه «صداقت با مردم» و «هشیاری در برابر دشمن» استوار است. پیروزی در نبرد اراده‌ها زمانی حاصل می‌شود که امت به حاکمیت اعتماد داشته باشد و این اعتماد محصول «عدالت در عمل» و «تبیین در سخن» است. امام علی (ع) به ما می‌آموزند که برای شکست دشمن در عرصه جنگ نرم، باید ابهامات را زدود، با مردم با صراحت گفتگو کرد و سطح تحلیل سیاسی جامعه را بالا برد. صلابت یک نظام در برابر نفوذ فرهنگی و روانی دشمن، بیش از آنکه به سلاح وابسته باشد، به عمق بصیرت توده‌های مردم و پیوند ناگسستنی آنان با حقیقتِ تبیین شده توسط رهبری بستگی دارد.

کد مطلب 6798332

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha