خبرگزاری مهر - مجله مهر: «پرواز ، اندازهی آدمو برملا میکنه! هرچی بالا و بالاتر میری ؛ دنیا از دید تو بزرگتر میشه و تو از دید دنیا کوچکتر !!» این دیالوگ سریال شوق پرواز انگار ورد زبان همه خلبانهایی است که به نام دفاع از این سرزمین توی چشمانشان میشود ذوق ملاقات با خدا را دید آدمهایی که هربار برای پرواز بال درمیآورند و دل به آسمان میزنند. قهرمانهای گمنام و روایت نشدهای که اگر سر از جغرافیای دیگر در میآوردند شاید سالها سوژه فیلمهای ابرقهرمانی پردههای سینما بودند. حسین خلعتبری یکی از همین آدمهاست خلبان همه فن حریفی که روزگار بعثیها را سیاه کرد و امانشان را برید تا حدی که برای سرش جایزه گذاشته بودند. کسی که اگر فهرست عملیاتهای شگفت انگیز هوایی و دریایی دفاع مقدس را مرور کنید حتما به نام او خواهید رسید. کسی که در دورهای لقب بهترین خلبان اف۴ را داشت و برای احقاق حق هموطنانش نماینده ایران در دادگاه لاهه بود کسی که مجلات امریکایی به او لقب «نابغه جنگی» داده بودند.
یک سفارش عجیب قبل از سفر تحصیلی به امریکا
او بعد از دوران دبیرستان در سال ۱۳۴۹ به خدمت سربازی رفت و دو سال بعد، به دنبال علاقه عمیقش به پرواز، وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد. او بعد از گذراندن دوره مقدماتی پرواز، برای تکمیل آموزشهای تخصصی راهی آمریکا شد. یکی از خاطرات جالب قبل از این سفر ملاقات و سفارش حسین به خانوادهاش بود. او طی این مدت از مادرش خواست که تا زمان نبودش تمام حقوق ماهیانه او را برای رفع مشکلات نیازمندان هزینه کنند.
وقتی حسین خلعتبری به حسین ماوریک تبدیل شد
با شروع جنگ تحمیلی، آسمان ایران خیلی زود نام حسین خلعتبری را به خاطر سپرد. او از همان روزهای اول، در عملیات «کمان ۹۹» حضور داشت؛ عملیاتی که با حمله گسترده جنگندههای نیروی هوایی، کمر توان هوایی عراق را شکست و نشان داد ایران قصد عقبنشینی ندارد. چند ماه بعد، در عملیات غرورآفرین «مروارید»، خلعتبری با پروازهای جسورانه بر فراز خلیج فارس، ناوهای موشکانداز اوزای عراق را یکی پس از دیگری هدف موشکهای ماوریک قرار داد و نقشی تعیینکننده در نابودی توان دریایی دشمن ایفا کرد؛ تا جایی که بعثیها از او با نام «حسین ماوریک» یاد میکردند.
اما این پایان مأموریتهای او نبود. در عملیات تاریخی «اچ-۳» هم در جمع خلبانانی قرار گرفت که با پروازی طولانی، پیچیده و کمنظیر، صدها کیلومتر در عمق خاک عراق نفوذ کردند و یکی از مهمترین پایگاههای هوایی دشمن را در هم کوبیدند عملیاتی که هنوز که هنوز است در دنیا تدریس میشود. خلعتبری از آن دست خلبانانی بود که هر بار از مأموریت بازمیگشت، بخشی از توان دشمن را به زمین میزد. مردی که رد موشکهایش بر پهنه خلیج فارس و آسمان عراق، هنوز هم در حافظه تاریخ دفاع مقدس باقی مانده است.

فداکاری به خاطر مردم غیرنظامی عراق
یکی از خاطرات مربوط به شهید خلعتبری این بود که در یکی از مأموریتها، او به همراه چند تن از خلبانان پایگاه ششم شکاری مأمور انهدام پل «العماره» عراق شد؛ پلی راهبردی که درست در قلب شهر قرار داشت. وقتی که به هدف نزدیک شدند، آتش سنگین پدافند دشمن آسمان را پوشانده بود. در همان لحظه، خلعتبری متوجه شد چند خودروی شخصی روی پل در حال عبور هستند. برخلاف انتظار، از حمله مستقیم صرفنظر کرد، از روی پل گذشت، دور زد و پس از طی مسافتی، زمانی که خودروهای غیرنظامی از محل دور شده بودند، هدف را منهدم کرد. این تصمیم، آن هم در میان حملات شدید ضدهواییها که هر لحظه جانش را تهدید میکرد، همرزمانش را شگفتزده کرد. پس از بازگشت، از او پرسیدند چرا با وجود آن همه خطر، فرصت حمله را از دست نداد و دوباره به سمت هدف بازگشت؟ این شهید در پاسخ گفته بود: «فرزندی یکساله دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است، توی ماشین بچهای مثل «آرش» من باشد و چگونه قبول کنم که پدری بچه سوختهاش را در آغوش بگیرد؟»
پاسخ دندان شکن شهید خلعتبری در لاهه
در بحبوحه جنگ، حسین خلعتبری تنها در آسمان نمیجنگید؛ او یک بار نیز بهعنوان نماینده نظامی ایران راهی دادگاه بینالمللی لاهه شد تا از حقانیت کشورش در برابر نمایندگان دولتهای غربی و عربی دفاع کند. حضوری که به گفته همرزمانش، با هوشمندی و جسارت او همراه بود. در یکی از جلسات، قاضی دادگاه در حالی که خودکاری در دست داشت، با لحنی سرزنشآمیز به خلعتبری اشاره کرد و گفت: «شما متجاوزید». خلعتبری بیدرنگ خودکار را از دست قاضی گرفت. قاضی با اعتراض پرسید: «چرا خودکارم را از دستم گرفتی؟» و او در پاسخ گفت: «این خودکار ممکن است که ارزش مادی آن ناچیز باشد، وقتی من آن را از شما گرفتم، شما را عصبانی کرد و از آن نگذشتی و در مقابل زور از خودت دفاع کردی! چهطور ما از کشور و ناموسمان در مقابل تجاوز بگذریم و از خودمان دفاع نکنیم!» نقل میکنند که قاضی لحظهای سکوت کرد و سرانجام گفت: «حق با شماست».
مأموریت او در لاهه دو ماهه بود، اما خلعتبری تنها پانزده روز دوام آورد. پیشنهادها و وعدههای مقامهای غربی را نپذیرفت، ادامه مأموریت را به کاردار ایران در سوئیس سپرد و به کشور بازگشت. وقتی علت این تصمیم را پرسیدند، تنها گفت: «نمیتوانم شبها و روزها را در سوئیس با آرامش طی کنم، در حالی که جنگندههای دشمن آرامش را از هموطنانم گرفتهاند».
شهیدی با دو مزار
بامداد اول فروردین ۱۳۶۴، حسین خلعتبری به همراه ستوان محمدزاده در شیفت آمادهباش پایگاه سوم شکاری همدان بود که آژیر به صدا درآمد. آنها بلافاصله با یک فروند جنگنده اف-۴ فانتوم برای مقابله با هواپیماهای عراقی به پرواز درآمدند. در آسمان سقز، خلعتبری با چند جنگنده بعثی درگیر شد و با مهارت همیشگیاش یکی از آنها را سرنگون کرد. اما لحظاتی بعد، جنگنده دیگری از پشت سر فانتوم را هدف قرار داد. موشک به هواپیما اصابت کرد. ستوان محمدزاده در آخرین لحظه موفق شد اجکت کند و نجات یابد، اما حسین خلعتبری فرصتی برای خروج از کابین پیدا نکرد و در همان آسمانی که سالها از آن دفاع کرده بود، به شهادت رسید.
خوب است بدانید پیکر مطهر او در رامسر به خاک سپرده شد. سر مطهرش هم در محل سقوط هواپیما در شهرستان سقز آرام گرفت. به همین خاطر، حسین خلعتبری را شهیدی با دو مزار میدانند.


نظر شما