-
با این بازیها آینده بچهها را به بازی نگیریم!
یک شکلات با طرح سیگار، چند کودک و چند ثانیه خنده؛ همهچیز در نگاه اول شبیه یک شوخی بیضرر است. اما پرسشی جدی درباره مرز بازی، تربیت و مسئولیت بزرگترها در قبال کودکان پنهان شده است.
-
کاروان دونفره
خونخواه آقا هستم. همه باید بدانند و من هم آمدهام بگویم، آقای شهید ما فقط برای ایران نرفت، آقای ما برای همه رفت.
-
روایت «مجله مهر» از پیادهروی جاماندگان اربعین؛
ندای خونخواهی قلب تهران را به حالوهوای مشایه برد
آفتاب تابستان جان نگرفته بود که تهران با پرچمهای سرخ و ندای خونخواهی، حالوهوای مشایه به خود گرفت؛ جایی که جاماندگان اربعین، قدمهایشان را به نیت تجدید عهد با حسین علیهالسلام برداشتند.
-
از تخریب حرم و مجازات اعدام برای زیارت تا راهپیمایی میلیونی اربعین
بارها حرم سیدالشهدا علیهالسلام را ویران کردند، راه زیارت را بستند و زائران را به زندان انداختند؛ اما هیچکدام نتوانست کربلا را از حافظه مردم پاک کند.
-
میناب؛ جایی که خبرنگارها روضهخوان و عکاسها مرثیهسرا شدند
کاش کسانی که جنگ را در آغوش میکشیدند، خوب به این عکسها و آخرین آغوشها خیره شوند و پاسخی برای این جانهای پراکنده داشته باشند.
-
روایت «مجله مهر» به مناسبت سالروز عملیات مرصاد؛
تنها شهید اروپایی دفاع مقدس که بلای جان منافقین شد!
روایتی از کمال کورسل، جوان فرانسویای که از خیابانهای پاریس دل کند، راهی ایران شد، در جبهههای جنوب و غرب جنگید و سرانجام در عملیات مرصاد، آخرین ایستگاه زندگیاش را پیدا کرد.
-
«مجله مهر» روایت میکند؛
خاک میناب آخرین نشانیها را پس داد جز ماکان
این گزارش، روایت زندگیهایی است که ناتمام ماندند و خاطرههایی که هنوز در خانههای میناب نفس میکشند.
-
جاودانهها/۱۰
وقتی جوان ۱۷ ساله ایرانی ۱۴۰ اسیر از دشمن گرفت
میگویند فرماندهان بعثی بهقدری او را خوب میشناختند که برای سرش جایزه گذاشتند. علی چیتسازیان یک نابغه جنگی است که روزی دشمنان این سرزمین از شنیدن اسمش هم هراس داشتند.
-
مهر گزارش میدهد؛
ایران پرچمدار اولین خونخواهی تاریخ برای عاشورا
تاریخ، خونخواهان امام حسین(ع) را بیشتر با نام توابین و مختار میشناسد؛ اما پیش از آنها، روایتی کهن از قیامی در شرق ایران سخن میگوید؛ قیامی که گفته میشود با شنیدن واقعه عاشورا آغاز شد.
-
بعضی داغها، تاریخ ندارند؛ فقط از کربلا عبور میکنند
آتنا وقتی جنگ را فهمید که شبکه پویا برای شهادت کودکان غزه، نوار مشکی گوشه تصویر گذاشت و وقتی الفبای فارسی را هم کامل یاد نگرفته بود که با حمله متجاوزان آمریکایی به شهادت رسید.
-
جاودانهها/۹؛
روایت پاسخ محکم «نابغه جنگی» ایران در دادگاه لاهه
قهرمانها همیشه شنل نمیپوشند؛ گاهی کلاه پرواز بر سر میگذارند و سوار بر اف-۴ میشوند، حسین خلعتبری یکی از همان قهرمانهاست و نامش در تاریخ نیروی هوایی ایران ماندگار است.
-
خانوادههای الهامبخش؛ در جستوجوی دانش از قم تا آلمان
در یازدهمین گزارش «خانواده ایرانی» به سرگذشت یکی از نامآوران حوزه علوم انسانی ایران زمین میپردازیم که زندگی علمیاش از حجره های قم آغاز و تا دانشگاه های برتر آلمان ادامه یافت.
-
جهان در روایت وداع با رهبر شهید
مراسم وداع با آقای شهید ایران، تنها یک مراسم سوگواری در تهران نبود بلکه یک رویداد تاریخی عظیم را رقمزد که بازتاب آن حتی از مرزهای جغرافیایی ایران نیز فراتر رفت.
-
هر اشک یک قصه - ۱۶
خداحافظ ای تکیهگاه دلهای بیقرار
شما برای همیشه از تهران رفتید و ما تازه فهمیدیم چه خاکی بر سرمان شده است و میلیونها نفر طعم تلخ یتیمی را چشیدند.
-
روایت «مجله مهر» از قرار آخر با رهبر شهید؛
آمدیم تا ما را فقط خدا ببیند و دشمن
در ازدحام جمعیتی که خیابانهای تهران را پر کرده بود، هر چهره داستانی داشت؛ مادری با کالسکه، پیرمردی با چفیه، جوانی که فقط یک آرزو داشت؛ «خدا ببیند و دشمن.»
-
هر اشک یک قصه - ۱۵
تهران تاب رفتنت را ندارد؛ اگر میتوانی بمانی، بمان
حالا همه شاخه به شاخه دست هم دادهاند تا سایهبانی برای زائرانِ آقایِ شهیدشان باشند. اینجا هیچکس دلش نمیآید قائدِ شهید امت از تهران برود.
-
هر اشک یک قصه - ۱۴
تهران بر دوش عشق
پرچمها در باد میرقصند، اشکها بیصدا جاریاند و نگاهها هرچه تابوت دورتر میشود، دلتنگتر میشوند.
-
هر اشک یک قصه - ۱۳
نسلی که با نام تو قد کشید!
برخی قابها تنها تصویری از یک رهبر نیست روایت پیوند نسلهاست. نسلی که با نام او زیست و نسلی که قرار است یاد او را در حافظه این سرزمین زنده نگه دارد.
-
«مجله مهر» از تشییع میلیونی آقای شهید روایت میکند؛
بر شانههای شهر میآیند یاران ما
پیش از آنکه آفتاب پانزدهم تیرماه ۱۴۰۵ بر آسمان تهران بهطور کامل طلوع کند، خیابانهای پایتخت مملو از جمعیتی شد که برای آخرین برای بدرقه رهبر شهید گرد هم آمده بودند.
-
هر اشک یک قصه - ۱۱
وقت تمام شد و من تمامی شما را دوست دارم
از نخستین ساعات صبح، مصلی مملو از جمعیتی است که برای آخرین وداع آمدهاند؛ مردمی که با اشک و مقاومت روایتی متفاوت تر از همیشه از همبستگی و سوگواری را رقم میزنند.
-
هر اشک یک قصه - ۱۰
تو که رفتی همه ما شدیم «فرزند شهید»
ما این روزها بچه یتیمهای این شهر و دیاریم آدمهایی که با همه هراس و سرگشتگی، بغضمان خسته اما مومن به آمدن روزهای پیروزی امیدوار ایستادهایم.
-
هر اشک یک قصه - ۹
آخرین وداع؛ آغاز دلتنگی
در میان این مردم، هیچکس را شبیه به دیگری نمیبینم اما اندوه، همه را به هم شبیه کرده است، یکی در تهران یکی در مشهد و یکی را در کربلا که منتظر آقای شهیدشان هستند.
-
هر اشک یک قصه -۸
خداحافظ آقا جان مردم ایران
همه داغدار بودند؛ داغی که نه با کلمات وصف میشد و نه با اشک آرام میگرفت.
-
هر اشک یک قصه - ۷
به شوق دیدار معشوق پشت در بودن بهترین جای دنیاست
اینجا همه پشت این در انتظار میکشند آدمهایی که هرچند خسته هرچند غمگین و زخمخورده اما ایستادهاند چون ایمان دارند که بالاخره یک نفر روزی همه درها را برایشان باز میکند.
-
هر اشک یک قصه -۶
از اربعین تا مصلی
روز وداع آقای شهید ایران انگار همان روح اربعین، دوباره در رگهای این سرزمین جریان پیدا کرده و مردم، بیآنکه کسی فرمانشان دهد، فقط به ندای عشق پاسخ دادهاند.
-
هر اشک یک قصه -۵
مسیر وداعی که با دلتنگی اندازه گرفته میشود
خانه مداحان، خانهای که تا پیش از این روزها محل استراحت در یک بعدازظهر تابستانی بوده است اکنون به محل اسکان عاشقانی بدل شده است که برای وداع با پدر شهید امت دور یکدیگر جمع شده اند.
-
هر اشک یک قصه - ۴
چند قدم تا وداع
انگار امشب در مصلی اندوه میان همه تقسیم شده است؛ تنها شکل بروز آن از چهرهای به چهره دیگر فرق میکند.
-
هر اشک یک قصه - ۳
مصلایی که بوی یتیمی میدهد
الحق والانصاف که یتیمی فقط برای بچهها نیست، گاهی یک ملت، یکشبه یتیم میشود.
-
هر اشک یک قصه - ۲
چند قدم برای دلی که راهش به وداع نرسید
وسعت یک وداع را همیشه نمیتوان از جمعیتش سنجید؛ گاهی در پیامهایی باید جستوجو کرد که از آنسوی مرزها میرسند؛ از دلهایی که نرسیدند، اما جا هم نماندند.
-
پایان یک قرار در کشوردوست!
رواق کشوردوست در ماههای اخیر به مأمنی برای دلدادگان و دلتنگان تبدیل شده بود؛ جایی که مردم از شهرهای مختلف میآمدند تا در سایه یک اندوه مشترک، قرار دل خود را پیدا کنند.