خبرگزاری مهر - مجله مهر: ساعت هشت و سیوهفت دقیقهٔ صبح است. گوشی روی میز پشتسرهم میلرزد. یک پیام، دو پیام، ده پیام. یک کانال تلگرامی میگوید فلان اتفاق افتاده. کانال بعدی تکذیب میکند. سومی روایتی کاملاً متفاوت تعریف میکند. چهارمی فقط یک تصویر میفرستد، بدون هیچ توضیحی. هنوز پنج دقیقه از صبح نگذشته و ذهن آدم شلوغتر از خیابانهای تهران در ساعت اداری شده است.
این تصویر روزمره میلیونها نفر در سالهای اخیر است؛ پدیدهای که کارشناسان رسانه آن را «بمباران خبری» یا «سیل اطلاعاتی» مینامند. برخلاف نامش، این بمباران هیچ صدای انفجاری ندارد، اما اثرش کمتر از یک حملهٔ واقعی نیست؛ فقط بهجای ساختمانها، ظرفیت تحلیل و تصمیمگیری ذهن را هدف میگیرد.
وقتی خبر به سلاح تبدیل میشود
بمباران خبری به وضعیتی گفته میشود که در آن، در بازهٔ زمانی کوتاهی، حجم انبوهی از خبر، تحلیل، شایعه و تصویر - برخی راست، برخی دروغ، برخی نیمهراست - با چنان سرعت و شدتی منتشر میشود که مخاطب دیگر فرصت راستیآزمایی پیدا نمیکند، چه برسد به فرصت اندیشیدن.
این پدیده تازه نیست. پژوهشگران ارتباطات از دههها پیش درباره «اضافهبار اطلاعاتی» نوشتهاند؛ اما آنچه در سالهای اخیر آن را از یک مزاحمت روزمره به یک تاکتیک تبدیل کرده، ترکیب سه عامل است: شبکههای اجتماعی که سرعت انتشار را از رسانههای سنتی چند برابر کردهاند، الگوریتمهایی که محتوای هیجانی را بیشتر از محتوای دقیق ترویج میکنند و امکان تولید انبوه و ارزان محتوا با کمک ابزارهای هوش مصنوعی.
از منظر روانشناسی شناختی، وقتی حجم اطلاعات از ظرفیت پردازش ذهن فراتر رود، مغز بهجای تحلیل عمیق وارد حالت دفاعی و سادهسازی میشود؛ پدیدهای که گاهی از آن با عنوان «خستگی تصمیم» یا «خاموشی ذهنی» یاد میشود. نتیجهٔ این وضعیت آن است که فرد دیگر بهجای جستوجوی حقیقت، صرفاً میخواهد این سیل اطلاعات هرچه زودتر متوقف شود.

چه کسی از این آشوب سود میبرد؟
هیچ سیل اطلاعاتی بهخودیخود آغاز نمیشود؛ همیشه یک منشأ دارد. پژوهشگران حوزهٔ اطلاعاتنادرست معمولاً چند کارکرد اصلی برای بمباران خبری هدفمند برمیشمارند؛ که اول پنهانسازی خبر اصلی است، وقتی هدف این باشد که یک موضوع مهم زیر خاک برود، انتشار همزمان دهها خبر کماهمیت اما پرسروصدا کافی است. مخاطبی که سرگرم غربالکردن این حجم از خبر میشود، اغلب موضوع اصلی را از یاد میبرد. این تاکتیک در ادبیات حرفهای رسانه گاهی «طوفانسازی» نامیده میشود.
دوم تکرار برای باورپذیری آن است، وقتی یک روایت از زوایای مختلف و توسط منابع بهظاهر مستقل، در بازهٔ زمانی کوتاهی تکرار شود، مغز انسان تمایل دارد تکرار را با اعتبار اشتباه بگیرد. این خطای شناختی که در روانشناسی به «اثر حقیقت وهمی» شناخته میشود، پایهٔ بسیاری از کارزارهای هماهنگشدهٔ رسانهای است.
سوم ایجاد خستگی تا سکوت است گاهی هدف این نیست که مخاطب چیز خاصی را باور کند، بلکه این است که او از فرط خستگی، اساساً از پیگیری حقیقت دست بکشد. این حالت را میتوان در واکنش رایج «دیگر نمیفهمم چه خبر است» مشاهده کرد؛ جملهای که دقیقاً همان چیزی است که طراحان چنین کارزارهایی از زبان مخاطب میخواهند بشنوند.
با اینهمه، باید احتیاط کرد که هر سیل خبری نتیجه یک توطئه هماهنگشده نیست. در بسیاری از موارد، آشفتگی خبری صرفاً محصول ساختار رسانههای اجتماعی و رقابت رسانهها بر سر توجه مخاطب است، نه یک عملیات از پیش طراحیشده. تفکیک این دو حالت، خود یکی از مهارتهای اصلی سواد رسانهای است.

نشانههایی که باید به آنها شک کرد
برای تشخیص یک کارزار هماهنگ از یک رخداد خبری طبیعی، چند نشانه میتواند راهنما باشد: چند منبع «بهظاهر بیربط»، همزمان و با ادبیات مشابه، یک خبر را بازنشر میکنند. خبر بیشتر بر پایه برانگیختن احساساتی مانند خشم، ترس یا هیجان بنا شده تا بر پایهٔ مستندات قابلراستیآزمایی. منبع اصلی خبر گم است و همه فقط از قول یک منبع نامشخص یا «شنیدهها» نقل میکنند. حجم اخبار در یک روز یا ساعت خاص، بدون دلیل مشخص، چند برابر روزهای عادی میشود.
راهکارهایی برای عبور از سیل
پژوهشگران سواد رسانهای معمولاً چند عادت ساده را برای مقابله با این پدیده توصیه میکنند: مصرف انتخابی، نه پرمصرف. بهجای دنبالکردن دهها کانال موازی، چند منبع معتبر و شناختهشده معمولاً کافی است. مکث پیش از باور. خبری که تازه منتشر شده هنوز فرصت راستیآزمایی نداشته؛ عجله در پذیرفتن آن، دقیقاً همان چیزی است که ناشران اطلاعات نادرست به آن نیاز دارند. ردیابی منبع اصلی. خبر بدون منبع مشخص و قابلپیگیری را باید در مرتبهٔ شایعه در نظر گرفت، نه واقعیت تثبیتشده.
فاصله از اسکرول بیپایان، تعیین یک یا دو بازه زمانی مشخص در روز برای پیگیری اخبار، مؤثرتر از غرقشدن دائمی در جریان خبری است. مراجعه به ابزارهای راستیآزمایی. سازمانهای مستقل تصدیق خبر، میتوانند در تشخیص محتوای دستکاریشده یا خارج از سیاق کمککننده باشند.
برنده بمباران خبری چه کسی است؟
بمباران خبری را میتوان جنگی بیصدا دانست که میدان نبردش، ذهن مخاطب است. در این میدان، برنده نهایی کسی است که آرامتر بماند، در قضاوت عجله نکند و یاد بگیرد از میان انبوه اطلاعات، دانههای قابلاتکا را از نویز جدا کند. در دنیایی که هر ثانیه خبری تازه منتشر میشود، دیگر کافی نیست سریع بود؛ باید هوشیار بود.



نظر شما