خبرگزاری مهر - مجله مهر: از بندرعباس تا مسیر پیادهروی اربعین را با مادرش آمده بودند؛ یک کاروان دونفره زنانه. دوتا پرچم دستش بود و یک کوله روی دوشش. به شوخی گفتم: «هر صد گرم توی پیادهروی اربعین مهمه، چرا پرچم رو دست گرفتی؟ سخت نیست؟»
خندید؛ یک خنده که یعنی: «عجب سؤالی!» بعد جواب داد: «سخت؟ خونخواه آقا هستم. همه باید بدانند و من هم آمدهام بگویم، آقای شهید ما فقط برای ایران نرفت، آقای ما برای همه رفت. اینجا هم که از جاهای مختلف میآیند، بهترین فرصت است که حرفم را بزنم.»
پرسیدم چند سالت است؟ گفت: «۱۷.» بعد تعریف کرد که اصلاً قرار نبوده امسال بیاید و خیلی ناگهانی سفرشان جور شده. میگفت این سفر را از آقا گرفته است. برای همین هم مصمم است تمام مسیر، پرچم را دست بگیرد و قدمهایش را به یاد آقای شهید بردارد.


نظر شما