خبرگزاری مهر، استان ها- یادداشت زهرا ژرفی مهر: مبعث، نه صرفاً یک واقعه تاریخی، بلکه سرآغاز بزرگترین انقلاب فکری و معنوی در تاریخ بشر است؛ روزی که تاریکیهای شرک و جهل بر اثر تابش نور هدایت الهی در غار حراء به عقب نشست و با اولین فرمان الهی، اقْرَأْ، سنگ بنای تمدنی مبتنی بر علم، معرفت و عدالت نهاده شد. این یادداشت به بررسی ابعاد کلیدی این رخداد بنیادین بر اساس منابع موثق سیره و حدیث میپردازد تا عظمت این پیوند آسمانی با زمین تبیین گردد.
زمان و مکان تجلی وحی؛ بستر تاریخی و شرایط جامعه
بعثت در عصر جاهلیت رخ داد؛ دورانی که جامعه عربی در اوج انحطاط اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی به سر میبرد. بتپرستی فراگیر بود و مفاهیمی چون عدالت و حقوق فردی به شدت تضعیف شده بود. حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قبل از بعثت، به دلیل فضائل اخلاقی و دوری از آلودگیهای محیط، ملقب به «امین» و «صادق» بودند، که این آمادگی اخلاقی زمینهساز دریافت بزرگترین مسئولیت الهی شد.
سن تکلیف الهی و انتخاب غار حراء
انتخاب سن چهل سالگی برای دریافت رسالت، نشاندهنده بلوغ کامل عقلی و روحی پیامبر است؛ سنی که در فرهنگهای مختلف نماد خرد و آمادگی برای امور کبری است. مکان بعثت، غار حراء، نیز اهمیت نمادین دارد. این غار در کوه جبلالنور (کوه نور) مکانی خلوت و دور از شلوغی شهر بود که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای تفکر و تعمق در آفرینش به آنجا پناه میبردند و این تمرکز، پیشدرآمد دریافت وحی بود.
تاریخ وقوع و اهمیت نمادین آن
بر اساس مشهورترین روایتها، این واقعه در بیست و هفتمین روز از ماه رجب رخ داد. این روز صرفاً یادآور یک تولد معنوی نیست، بلکه نقطه عطفی است که در آن، سلسله هدایت الهی برای آخرین بار به واسطه یک انسان کامل، برای اتمام حجت بر تمامی بشریت نازل گردید و دوره جدیدی از تاریخ آغاز شد.
۲. اولین فرمان الهی؛ مأموریت خواندن؛ نزول جبرئیل و آغاز وحی
لحظه مواجهه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) با فرشته وحی، جبرئیل امین (علیه السلام)، لحظهای همراه با عظمت وصفناپذیر و اضطراب مقدس بود. در این دیدار، جبرئیل (علیه السلام) با آوردن اولین آیات نازل شده، مأموریت اصلی پیامبر را مشخص کرد. این آغاز، نه با جنگ یا فرماندهی، بلکه با یک درخواست علمی آغاز شد، که عظمت رسالت نبوی را در گروی علم و معرفت قرار میدهد.
معنای عمیق اقرأ (بخوان) / اولین فرمان الهی – بنیان معرفت
اولین فرمان الهی به پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم)، آغازگر مکتبی بود که تمام هستی را در پرتو علم الهی معنا میکرد. این فرمان، نه یک درخواست ساده، بلکه یک دستور وجودی بود.
فرمان «اقرأ» و لایههای معرفتی
امر الهی با کلمه اقْرَأْ آغاز شد. این «خواندن» صرفاً خواندن متون یا تکرار کلمات نوشتهشده نیست، بلکه امری به گشودن چشم بصیرت و ورود به ساحت تفکر و دریافت آفرینش است. این کلمه شامل سه لایه بنیادین است:
۱. شناخت خالق (الَّذِی خَلَقَ): امر به قرائت هستی، در ابتدا امر به شناخت مبدأ هستی است. یعنی هر آنچه در جهان است، خود کتابی است که باید خوانده شود و منشأ آن (خالق) شناخته شود.
۲. شناخت جایگاه انسان (خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ): این آیات با اشاره به ضعف و نقطه آغازین وجود انسان (علقه)، بر قدرت بینهایت الهی تأکید دارد و انسان را به تواضع علمی و درک مقام رفیع خود پس از خلقت فرا میخواند.
۳. ابزار کسب معرفت (الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ): این بخش مهمترین سند بر اهمیت دانش و ابزارهای انتقال آن است. خداوند خود را معلمی معرفی میکند که به وسیله قلم تعلیم داده است. این نشان میدهد که مبعث، اسلام را بر پایه علمآموزی سازمانیافته، ثبت دانش، و کتابت بنا نهاد.
کرامت انسانی در کانون رسالت
در میان این آیات، دو مفهوم کلیدی تکرار میشود؛ تکرار فرمان خواندن و اشاره به اکرام خداوند. این تأکید نشان میدهد که هدف نهایی بعثت، رساندن انسان به اوج کرامت ذاتیاش است، کرامت ناشی از مقام علمآموزی و عبادت پروردگار عالمیان؛ این آغاز، رسالتی جهانی را بنیان نهاد که علم و معرفت را شرط اصلی رسیدن به تعالی میداند.
۳. واکنش و تأیید الهی و اهمیت مبعث؛ بازگشت به حضرت خدیجه (س) و اولین ایمان
پس از بازگشت از غار حراء، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دچار لرزش شدید جسمی و روحی بودند که نشاندهنده سنگینی مسئولیت جدید بود. مراجعه مستقیم ایشان به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و گزارش واقعه، اولین گام عملی پس از دریافت وحی بود. ایشان بلافاصله مورد حمایت و تصدیق قرار گرفتند؛ خدیجه (سلام الله علیها) با بینش عمیق خود، نه تنها وحی را پذیرفت، بلکه بر اساس سوابق درخشان اخلاقی همسرش، تصدیق نمود که خداوند هرگز فردی با این صفات نیکو را رسوا نخواهد کرد.
نقش حضرت خدیجه (س) در تثبیت رسالت
حمایت بیقید و شرط خدیجه (سلام الله علیها) که اولین ایمان آوررنده به همراه امیرالمومنین علی (علیه اسلام) به اسلام بود، نقشی حیاتی در تثبیت روحی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در آغاز مسیر دشوار دعوت داشت. ایشان در آن لحظات اولیه، به عنوان اولین تکیهگاه عاطفی و معنوی عمل کردند و این امر، اولین حلقه از زنجیره مؤمنین و یاران پیامبر را تشکیل داد.
مبعث به مثابه نقطه عطف تاریخی
مبعث، صرفاً یک یادبود نیست، بلکه روز اعلان جهانی برای برپایی عدالت و توحید است. این روز آغازگر جهادی است که هدف آن پیادهسازی سیستمی مبتنی بر بالقلم (علم) و بالحق (عدالت) در مقابل ساختارهای ظالمانه زمانه بود. مبعث، چراغ راهی است که تا امروز مسیر سعادت انسانها را روشن ساخته است.
۳. واکنش و تأیید الهی؛ اضطراب نبوی و سنگینی مسئولیت
هنگامی که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) اولین آیات الهی را از جبرئیل دریافت کردند، عظمت و قداست این واقعه فراتر از درک معمول بشری بود. منابع تاریخی (همچون سیره ابن اسحاق / ابن هشام) تأکید دارند که حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پس از آن تجربه منحصربهفرد، دچار لرزش جسمی و نگرانی شدید شدند. این اضطراب، ناشی از عظمت فرمان الهی و سنگینی مأموریت جهانی بود که بر دوش ایشان گذاشته میشد.
پناهگاه امن حضرت خدیجه کبری (س) و اولین ایمان
در این لحظات حساس، اولین و امنترین پناهگاه پیامبرگرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) همسر گرامیشان حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) بود. ایشان با درک عمیق از شخصیت پاک همسرشان که همواره در میان قوم به امانت مشهور بود، بدون کوچکترین تردیدی، رسالت را تصدیق کردند. این ایمان زودهنگام خدیجه (سلام الله علیها) در منابع حدیثی، جایگاه بیبدیل ایشان به عنوان اولین مؤمن و تأییدکننده قلب پیامبر را رقم زد.
ملاکهای تأیید حضرت خدیجه (س) و ارزشگذاری بر فضایل
سخنان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در تأیید نبوت، در واقع خلاصهای از فضائل برجسته اخلاقی پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پیش از بعثت بود. ایشان فرمودند: خداوند هرگز شما را خوار نخواهد کرد؛ زیرا تو صله رحم میکنی، حق ناتوانان را ادا مینمایی، مهمان را گرامی میداری و در سختیها یاریرسان هستی.
این سخنان نشان میدهد که مبعث، بر پایههای فضایل اخلاقی محکم بنا شده و خداوند کسی را به رسالت برگزید که بالاترین مکارم انسانی را مجسم کرده بود.
۴. اهمیت مبعث؛ تأسیس نظام توحیدی و مبارزه با شرک
مبعث، روز رسمی اعلام انزجار از شرک و بتپرستی و اعلام حاکمیت مطلق خداوند (توحید) بر جهان است. هدف اصلی این رسالت، تغییر بنیادین جهانبینی انسانها از پرستش موجودات فانی و هواهای نفسانی به سوی خالق یگانه بود. این واقعه، نقطه عطفی بود که با آن، پایههای یک نظام فکری و اجتماعی جدید، مبتنی بر عبودیت خالصانه بنا نهاده شد.
علمآموزی به عنوان ستون دین و عدالت اجتماعی
مبعث، همزمان بر سه محور اساسی استوار است؛ توحید، عدالت و علم. همانطور که در سوره علق ذکر شد، خداوند به قلم سوگند یاد کرد و علمآموزی را مقدمه هدایت قرار داد. این نشان میدهد که اسلام، دینی غیر عقلانی نیست؛ بلکه مبارزه با جهل، نخستین گام در راه مبارزه با ظلم و بیعدالتی اجتماعی است که ریشه در نادانی دارد.
ارتقاء کرامت انسانی و اتمام حجت الهی
اهمیت دیگر مبعث در اتمام حجت الهی بر تمام نسلهای بشر است. با نزول قرآن و بعثت پیامبر، هیچ عذری برای گمراهی باقی نماند. هدف نهایی، ارتقاء کرامت انسانی بود؛ خارج ساختن انسان از مقام پستی پرستش مخلوق و رساندن او به جایگاه شایستهای که خداوند برایش مقدر فرموده است. مبعث، جشن آزادی انسان از زنجیرهای مادی و فکری است.
۵. شریعت نبوی: درمان دردهای بنیادین بشریت (بر اساس بیانات مقام معظم رهبری)
منبع: بیانات در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی و میهمانان کنفرانس وحدت، ۱۴۰۲/۰۷/۱۱.
دین به مثابه شفابخش عمومی
پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) با عرضه اسلام، نسخهای کامل برای درمان ریشهایترین دردهای بشر ارائه نمودند، دردی که دامنگیر مؤمنین و غیر مؤمنین در طول تاریخ شده است. این حق عظیم که ایشان بر گردن تمام بشریت دارند، در این نکته نهفته است که شریعت و معارف قرآنی، درماندهنده ی «ظلمات» است.
مصادیق ظلمات و شمول درمان
بر اساس آیه شریفه «کِتابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ»، ظلمات شامل تمام عواملی است که زندگی بشر را تیره و تلخ کرده است: جهل، فقر، ظلم، تبعیض، غرق شدن در شهوات و مفاسد اخلاقی. پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) هم نسخه معرفتی (ایمان و هدفمندی) و هم نسخه عملی (شریعت) را برای رهایی از این دردها عرضه کردند.
پیامبر به مثابه طبیب حاذق
این نقش در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه الصّلاة و السّلام) به زیبایی تبیین شده است: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَیٰ مَوَاسِمَهُ». پیامبر اعظم (صلیالله علیه و آله و سلم) هر دو ابزار لازم برای شفا را فراهم آوردند. هم مرهمها (معارف و دستورات تسهیلکننده) و هم وسایل داغ کردن؛ که در گذشته وقتی یک زخمی به وسیلهی مرهم خوب نمیشد، آن را داغ میکردند خوب میشد؛ (مجازاتهای بازدارنده) تا بشر بتواند با عمل به این شریعت، حیات طیبه را تجربه کند.


نظر شما