خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست، هادی رضایی: جنوب شرق ایران، گوهری ناب در تاج پادشاهی تمدن ایرانی-اسلامی، از دیرباز تاکنون افتخار میزبانی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی عمیق با تمدنهای همسایه را داشته است. این منطقه حساس و استراتژیک با داراییهای بینظیر جغرافیایی، از ۸۰۰ کیلومتر ساحل آبهای گرم دریای عمان و اقیانوس هند تا کوهها و دشتهای پرثمر، ظرفیتهای عظیمی برای تبدیل شدن به دریچهای رو به جهان و قطب پیشران اقتصاد ملی را در خود نهاده است. سرزمینی که در آن پیوندهای تاریخی با هند، پاکستان، افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، همراه با غنای فرهنگی و قومیتی متنوع، زمینهساز ایجاد یک مدل توسعهای منحصربهفرد است. اما متأسفانه این منطقه پرپتانسیل دهههاست زیر سایهی چالشهای امنیتی قرار گرفته و تواناییهای عظیم آن از دست رفته است.
هماکنون در آستانهی تاریخی قرار داریم که میتوان این منطقه را از «مسئلهی امنیتی» به «مسئلهی توسعهای» تبدیل کرد. همایش ملی «بسیج توسعه و امنیت پایدار منطقه جنوب شرق» که با حضور نخبگان برجسته نظامی، اقتصادی، علمی و فرهنگی کشور برگزار خواهد شد، فرصتی تاریخی برای بازنگری بنیادین در استراتژیهای گذشته و طراحی چارچوبی جدید برای تحول این سرزمین است.

سردار سرتیپ پاسدار عبدالله (عبدالعلی) عراقی، فرماندهی باسابقه و شناخته شده در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۶ جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بوده و هماکنون ریاست پژوهشکده دفاع مقدس در پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس را برعهده دارد، در گفتوگویی تفصلی با خبرگزاری مهر، عمیقنگر، صریح و تحلیلی، راهکارهای عملیاتی برای تحول این منطقه ارائه کرد. در این مصاحبه ، نه تنها بازخوانی دقیقی از تجربیات تلخ و شیرین گذشته ارائه میشود، بلکه چارچوبی عملیاتی و زمانبندیشده برای تحول جنوب شرق در دهه آینده ترسیم میکند.
سردار عراقی با استناد به تجربههای موفق شهید شوشتری در سیستان و بلوچستان و آرمانهای والای شهید سردار قاسم سلیمانی، تأکید داشته که «امنیت واقعی، محصول توسعهای متوازن و مشارکت عمومی مردم» است و بهصورت صریح هشدار داده که تا زمانی که «فقر و بیکاری» بهعنوان تهدید اول امنیتی جنوب شرق شناخته میشود، هیچ برنامه و هیچ سرمایهگذاری، بدون در نظر گرفتن شاخصهای توسعهای جامع، نمیتواند پایدار باشد. این گفتوگو نه تنها یک تحلیل تخصصی، بلکه فراخوانی است برای تغییر پارادایم و اولویتبندی مجدد در سیاستگذاریهای ملی برای این منطقه استراتژیک کشور.
سالهاست جنوب شرق کشور با «مسئله امنیت» شناخته میشد، نه «مسئله توسعه». آیا میتوان گفت این همایش اعتراف رسمی به ناکارآمدی نگاه صرفاً امنیتی در دهههای گذشته است؟
بدون امنیت، هیچ گونه توسعهای شکل نمیگیرد و توسعه بدون امنیت ملی نیز قابل تحقق نیست
ما در کشور به دنبال امنیت هستیم؛ چراکه امنیت بزرگترین خواسته هر موجود زنده محسوب میشود. بدون امنیت، هیچ گونه توسعهای شکل نمیگیرد و توسعه بدون امنیت ملی نیز قابل تحقق نیست. برای دستیابی به توسعه، توانمندیها و منابع کشور باید به صورت متوازن و هماهنگ بسیج شوند. توسعه تکمحوری و یکبعدی وجود ندارد. برای شکوفایی یک حکومت و سرزمین، توسعه باید در تمام ابعاد و مولفهها به صورت همزمان پیش رود. در غیر این صورت، اگر در بخشهایی از کشور توسعه بیش از حد ایجاد شود در حالی که سایر ابعاد توسعهای پیشرفت نکردهاند، خود آن توسعه به یک تهدید تبدیل میشود. توسعه پایدار، توسعهای متوازن است؛ همانند بچهای که در حال رشد است و شما باید همزمان روی سرش، دستها، پاها و سایر اندامهایش کار کنید تا رشد هماهنگی داشته باشد. اگر بخشی از بدن این کودک دچار اختلال رشد شود و مثلاً دستهایش به طور غیرعادی بلند شوند، این بلندی نه تنها مفید نیست، بلکه یک عیب و اشکال آشکار محسوب میشود.
کشور نیز باید همیشه این نکته را در نظر داشته باشد که اگر در گوشهای از کشور، توسعه تکبعدی را پیش ببریم و سایر ابعاد را کنار بگذاریم، این امر نه تنها رشد محسوب نمیشود، بلکه باعث ایجاد اختلال در ساختار جامعه خواهد شد. به عنوان مثال تاریخی، در دوران طاغوت و پهلوی دوم، جامعهشناسان و اقتصاددانان اشاره میکنند که در سال ۱۳۵۲ با افزایش ناگهانی قیمت نفت، صنایع وارداتی وارد کشور شد، توسعه ایجاد گردید، درآمدها افزایش یافت و زندگی مردم تا حدی بهبود پیدا کرد. اما در آن جامعه، رشد شهروندی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همزمان با رشد اقتصادی شکل نگرفت و نتوانست تحمل این رشد یکطرفه را داشته باشد؛ در نتیجه جامعه فرو ریخت و به هم ریخت.
شما و سایر فرماندهان تأکید کردهاید که امنیت بدون معیشت پایدار نیست. اگر این گزاره درست است، چرا با وجود هزینههای امنیتی سنگین در جنوب شرق، فقر و بیکاری همچنان تهدید اول امنیتی باقی مانده است؟
من فکر میکنم این مولفهها باید در کنار هم قرار گیرند. حالا میخواهم چهار مولفه اصلی برای امنیت ملی را برشمارم. البته این دیدگاه شخصی من است و ممکن است اشتباه باشد؛ هرکسی ممکن است برداشت دیگری داشته باشد. اولین مولفه برای امنیت ملی، وجود نیروهای مسلح مقتدر شامل نیروهای امنیتی، انتظامی، ارتش، سپاه و اطلاعات است؛ یعنی بازوی قوی اعمال حاکمیت. اگر این بازو وجود نداشته باشد، هرچقدر هم قوانین بنویسیم، امنیت پایدار نخواهد بود. برخی کشورها ممکن است رشد و شکوفایی اقتصادی داشته باشند، اما اگر از نظر مولفه اول و اصلی، یعنی داشتن نیروهای توانمند و مقتدر برخوردار نباشند، امنیت آنها ثبات و پایداری ندارد و متزلزل است.
بنابراین، اولین مولفه، حضور نیروها و وجود این نیروهاست؛ البته نیروهای ورزیده، آبدیده و متناسب با زمان و فناوری روز. این نیروها باید در تمام ابعاد نظامی به روز باشند: از آمادگی جسمانی، اطلاعات نظامی، عملیات، سلاح و تجهیزات گرفته تا فناوریهای نوین شامل سایبر، پهپادها، توانمندیهای دریایی، زمینی، هوایی، جنگهای چریکی و جنگهای نوین که با ظهور هوش مصنوعی هر روز ابعاد جدیدی به آن اضافه میشود. اگر ما این نیروها را به روز نکنیم و آپدیت نشوند، به مولفه اصلی امنیت ملی که شامل حفظ تمامیت ارضی، ارزشها و جمعیت کشور است، دست پیدا نخواهیم کرد. این امر مستلزم آن است که علمای نظامی، اندیشمندان و مجریان در سطح تاکتیک و عملیات، راهبردها را مشخص کرده و این نیروها را آماده سازند تا آرامشی در کشور حاکم شود که نشان دهد ما در هر بعدی آمادگی داریم.
اگر بتوانیم اقتصاد را همزمان با نیروهای مسلح مقتدر و به روز همراه کنیم، امنیت ملی تأمین میشود
مولفه دوم، ارتباط این مولفهها با هم است. چهار ستون اصلی داریم که یک ساختمان اقتصاد شکوفا و پایدار را تشکیل میدهند. اگر بتوانیم اقتصاد را همزمان با نیروهای مسلح مقتدر و به روز همراه کنیم، امنیت ملی تأمین میشود. امنیت ملی هزینهبر است؛ پادگانها، تجهیزات نظامی، مسکن نیروها و سایر موارد هزینه دارند. این هزینهها از اقتصاد شکوفا و پایدار منبعث میشوند. اگر اقتصاد پایدار نباشد، نمیتوانیم لباس نیروها را بخریم، حقوق آنها را افزایش دهیم و تمام این موارد را تأمین کنیم. اگر این مولفهها همزمان پیش نروند، توسعه در نیروهای مسلح نیز شکل نخواهد گرفت.
اقتصاد شکوفا و پایدار باید به گونهای باشد که استرس مالی نداشته باشد؛ پرسنل نظامی و امنیتی باید حقوقشان به موقع پرداخت شود، بتوانند اجاره خانه بدهند و زندگی شان را اداره کنند. این نیز بخشی از معیشت است. پرسنل نظامی و امنیتی پیوستگی مستقیمی با اقتصاد کشور دارند. اگر حکمرانی و حاکمیت نتوانند این موضوع را حل کنند، خدشهای به امنیت ملی وارد میشود. همانطور که اکنون هم اقتصاد شکوفا و پایدار نیست و همه اقشار جامعه، از جمله نیروهای نظامی، نسبت به ثبات اقتصادی و زندگی شخصی خود دغدغه دارند.
بنابراین، حکمرانی و حاکمیت باید برای اقتصاد شکوفا و پایدار، منابع را تعریف کنند؛ نه به صورت مقطعی و گذرا مثل واکسن، بلکه به صورت ملایم و پایدار به سمتی حرکت کنند که به ثبات و پایداری برسند و احساس امنیت ایجاد شود. اگر این اتفاق نیفتد، امنیت ملی آسیب خواهد دید.
منتقدان میگویند همایشها معمولاً «توصیف مسئله» هستند نه «حل مسئله». چه تضمینی وجود دارد که این همایش به سرنوشت بسیاری از همایشهای پرهزینه اما کماثر دچار نشود؟
این موضوع یکی از دغدغههای اصلی کشور محسوب میشود. اگر کشور بتواند بحث توسعه در سواحل و توسعه دریا محور را که خواست مقام معظم رهبری نیز هست، دنبال کند، میتواند خیلی از مشکلات اقتصادی را حل کند. برای عبور از مرحله توصیف مسئله و رسیدن به حل مسئله، باید دستاوردهای این همایش اجرا شود. اما این امر مستلزم آن است که اقدامات و پیشبینیهای لازم انجام گیرد.
وقتی در این پژوهش و همایش به دانشی دست مییابیم و راهکار ارائه میدهیم، این راهکار باید زمانبندی مشخصی داشته باشد و منابع آن پیشبینی شود. ممکن است بهترین راهکار را ارائه دهیم، اما اگر با واقعیتهای کشور منطبق نباشد، عملی نخواهد بود. راهکاری که ارائه میدهیم باید شاخصهای نیروی انسانی، مالی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مشخصی داشته باشد. این راهکارها باید به دولت و حاکمیت ارائه شوند تا بر اساس منابع موجود، آنها را اجرا کنند.
اگر سواحل مکران با یک ساختار توانمند مدیریت شوند، نه تنها میتوانند کشور ما را اداره کنند، بلکه میتوانند غرب آسیا را نیز تحت تأثیر قرار دهند
جنوب شرق با توجه به ساحل گسترده ۸۰۰ کیلومتری که دارد، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دریا محور دارد. اگر سواحل مکران با یک ساختار توانمند مدیریت شوند، نه تنها میتوانند کشور ما را اداره کنند، بلکه میتوانند غرب آسیا را نیز تحت تأثیر قرار دهند؛ چراکه هیچ کشوری به اندازه ایران از این مواهب الهی طبیعی برخوردار نیست. بندر چابهار تنها بندر اقیانوسی کشور ماست که میتواند کشتیهای غولپیکر و سنگین را پذیرا باشد و بارها را تخلیه نماید. دریای عمان با این بندر اقیانوسی، یک موهبت الهی است که تاکنون نتوانستهایم به صورت کامل از آن بهرهبرداری کنیم، در حالی که زمینههای لازم برای این کار در کشور موجود است.
بر اساس واقعیتها باید به دانشی برسیم و آن را اجرا کنیم؛ نه اینکه هر روز طرحهای بلندپروازانه ارائه دهیم و سخنرانی کنیم، اما این طرحها روی زمین مانده و اجرا نشوند. در چنین حالتی، هیچ فایدهای نخواهد داشت و خروجی آن را نیز نخواهیم دید.
شما از مشارکت بیش از ۶۸ نهاد لشکری و کشوری در این همایش سخن گفتید. واقعیت این است که موازیکاری نهادها یکی از عوامل مزمن عقبماندگی جنوب شرق بوده؛ این همایش چگونه قرار است این گره تاریخی را باز کند؟
درست است ، موازیکاری نهادها یکی از چالشهای اساسی در توسعه جنوب شرق بوده است. در این همایش، تلاش شده است که تمام ارکان دولت و نهادهای مرتبط درگیر شوند تا هماهنگی ایجاد گردد. دبیرخانهای فعال در تهران و جنوب شرق تشکیل شده است تا وظایف هر نهاد مشخص شود و از تداخل وظایف جلوگیری شود. همچنین، پیشهمایشهایی برگزار شده و مقالاتی ارائه داده شده است تا راهکارها دنبال شوند. برنامهریزیها به صورت مدتدار و با زمانبندی مشخص انجام شده است تا در همایشهای بعدی، نتایج همایش قبلی ارائه و بررسی شود. این رویکرد نشان میدهد که تصمیم جدی برای حل این مشکل وجود دارد.
شعار «با مردم، برای مردم» بارها تکرار شده است. اما مردم جنوب شرق دقیقاً کجای زنجیره تصمیمسازی این همایش قرار دارند؟ شنوندهاند یا تصمیمساز؟
مردم به نظر بسیاری از کارشناسان، حلقه گمشده تصمیمسازی و موفقیت برنامهها هستند
مردم به نظر بسیاری از کارشناسان، حلقه گمشده تصمیمسازی و موفقیت برنامهها هستند. در این همایش، تلاش شده است که به نقش مردم در توسعه توجه ویژهای شود. مردم بومی جنوب شرق گاهی اوقات معتقدند که مسئولان منطقه از خارج استان وارد میشوند و نگاه آنها به توسعه، متناسب با نیازهای مردم محلی نیست.
من همیشه اشاره کردهام که نیروی انسانی قویترین شاخص توسعه است؛ نه نیروی انسانی با مدرکهای دانشگاهی، بلکه نیروی انسانی باسواد، متخصص، کاربلد و اجرایی. نیروهای استان سیستان و بلوچستان بسیار مستعد، باهوش و با مقاومت هستند، اما این نیروها باید تربیت شوند. البته در کنار نیروهای بومی، نیاز به نیروهای متخصص از سایر نقاط کشور نیز هست؛ زیرا نمیتوان انتظار داشت تمام تخصصهای مورد نیاز از همین منطقه تأمین شود. اما باید زمینههای لازم را فراهم کنیم تا کمکم این نیروها را تربیت نماییم تا کار دست خودشان باشد و انگیزه ایجاد شود. این امر باعث ایجاد احساس منطقهای، گرایش ملی و انسجام ملی در آنها خواهد شد.
وقتی بلوچستان توسعه پیدا کند و مردم از نظر فرهنگی، اقتصادی و رفتاری پیشرفت کنند، متوجه خواهند شد که به اندازه خودشان از توانمندیهای کشور بهرهمند شدهاند. شاخصهای اجتماعی نیز در این فرآیند اهمیت دارد؛ وقتی مردم توانمند میشوند، باید اولویت با آنها باشد. در هر جایی که نیروهای بومی توانمند قرار داده شدهاند، کار با انگیزه و علاقه انجام شده است.
مردم جنوب شرق آدمهای باهوش، توانمند و با تابآوری بسیار بالایی هستند و در همه مسائل میتوانند منطقه خود را اداره کنند
در زمینه توسعه منابع انسانی، جنوب شرق هنوز با فقر نسبی روبرو است. این موضوع باید با برنامهریزی دقیق حل شود تا به مرور زمان، فضای بیشتری برای نیروهای بومی باز شود تا بتوانند کار را در دست بگیرند. مردم این منطقه آدمهای باهوش، توانمند و با تابآوری بسیار بالایی هستند و در همه مسائل میتوانند منطقه خود را اداره کنند؛ نه تنها آن، بلکه میتوانند در سطح ملی نیز به کشور کمک نمایند و در جهت رشد و توسعه پایدار کمک کنند.
الگوی امنیت مردمی که شهید شوشتری در سیستان و بلوچستان پایهگذاری کرد، موفق بود. چرا این الگو در سطح ملی نهادینه نشد و امروز دوباره باید از نو درباره آن صحبت کنیم؟
نمونه موفقی که در همکاری با مردم داشتیم، شهید شوشتری بود. ایشان زمانی وارد جنوب شرق شد که ناامنی آنقدر زیاد بود که حتی در خیابانهای زاهدان رفتوآمد دشوار بود. برخی به این نتیجه رسیده بودند که دیواری دور زاهدان بکشند، اما شهید شوشتری با تکیه بر مردم، با افکار و مشی مردمی و عشایری که داشت، اجازه این کار را نداد. ایشان وارد مردم شد؛ به عشایر، اقوام، سیاهچادرها، کپرها و تمام لایههای جامعه نزدیک شد و درد مردم را فهمید. وقتی این کار را انجام داد، شروع به همکاری با مردم در زمینه توسعه کشاورزی، راهها، مدارس، مسکن و اشتغال کرد. این کار را با دلسوزی واقعی و با ایجاد رابطه دوستانه با مردم انجام داد. با مولویها و عالمان منطقه که افراد توانمند و صاحب نفوذی هستند، ارتباط تنگاتنگی برقرار کرد و واقعاً حرکت داد. این امر منجر به موفقیتهای چشمگیری شد. روحش شاد؛ اگر ایشان زنده میماند، الگوی بسیار موفقی برای ما میشد.

پس از ایشان، شهید منصوری نیز همین رویکرد را ادامه داد. سپس سردار مارانی، سردار معروفی و سردار مرتضوی نیز این مسیر را پیمودند. اما شاخص اصلی و بنیانگذار این رویکرد، شهید شوشتری بودند چون در کار خود بسیار موفق بودند. اگرچه مسیر ایشان ادامه پیدا کرده، اما آن شور و حرارت خاص دوران ایشان هنوز به صورت کامل اجرا نشده است. باید با همان سمت و سوی شهید شوشتری حرکت کنیم. این سمت و سو، سمت و سوی درستی بود؛ چراکه ایشان به دانشی دست یافت که میتوانست منجر به شکوفایی و توسعه پایدار در آن منطقه شود. این دانش باید در جامعه پیادهسازی شود.



نظر شما