خبرگزاری مهر-گروه هنر-محمدمهدی ابراهیمینصر؛ منوچهر هادی یک فیلم نرمال با فیلمنامهای قابلقبول و کماشکال و بازیهای دلنشین و باورپذیر را به جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر آورد و توانست بار ۲ روز اول جشنواره را به لحاظ نمایش فیلمی قابل قبول به دوش بکشد.
پس از تجربههای نهچندان موفق و سطحی در آثار کمدی و تجاری همچون «رحمان ۱۴۰۰»، «نیسان آبی» و «نیوکمپ» که فرسنگها با تواناییهای منوچهر هادی فاصله دارند، این فیلم نشان از بلوغی دوباره در نگاه این فیلمساز دارد. «خیابان جمهوری»، توانست با روایتی شریف و منسجم، بار کیفی ویترین ۲ روز ابتدایی این ماراتن سینمایی را بهتنهایی به دوش بکشد و ثابت کند که هادی در صورت دوری از فانتزیهای گیشهای، هنوز رگ خواب درامهای انسانی را میشناسد.
هوشمندی اصلی اثر در فیلمنامه آن نهفته است؛ جایی که سازندگان اثر با ظرافت از افتادن در دام تکراری سینمایی که برخی آن را سینمای فلاکت می نامند و گدایی ترحم گریخته اند. داستان آیلار با بازی قابلقبول الناز ملک که در غیاب همسرش با چالشهای سنگینی همچون بارداری و اداره زندگی دست و پنجه نرم میکند، به جای آنکه مخاطب را به دلسوزی تحقیرآمیز وادارد، احترام او را برمیانگیزد.
فیلم برخلاف بسیاری از آثار مشابه، نگاهی توریستی یا فرادستی به طبقه کارگر ندارد و فقر را به ابزاری برای تحقیر فرهنگی تبدیل نمیکند، بلکه عزتنفس شخصیت اصلی را محور قرار میدهد که برای کسب روزی حلال و حفظ آبرو در تکاپوست.
واقعگرایی فیلم در پردازش محیطهای جانبی و روابط انسانی نیز بهخوبی مشهود است. اتمسفر کارگاه خیاطی و مناسبات جاری میان کارگران و مدیریت مجموعه با بازی هادی حجازیفر با دقتی خوب طراحی شده و از کار درآمده است. همچنین روابط خانوادگی، بهویژه پیوند میان آیلار و برادرش که از شهرستان به تهران آمده، به دور از اغراقهای ملودراماتیک و کاملاً باورپذیر ترسیم شده است. این رئالیسم ساختاری باعث شده تا امید جاری در بطن فیلم، برچسب تصنعی نخورد؛ چرا که این امید نه از دل معجزات ناگهانی، که از درون اراده و تلاش خستگیناپذیر یک زن برای سامان دادن به زندگیاش جوانه میزند.
در نهایت، «خیابان جمهوری» را میتوان یک زنگ بیدارباش برای کارنامه حرفهای کارگردانش قلمداد کرد. تماشای این اثر ثابت میکند که توانایی منوچهر هادی در درک لایههای زیرین جامعه و هدایت درست بازیگران در بستری واقعگرایانه، چقدر میتواند برای سینمای ما ارزشمند باشد.
ای کاش هادی با درک درست موفقیت این فیلم، مسیر حرفهای خود را در همین فضای اجتماعی و دغدغهمند تثبیت کند و به جای صرف انرژی در پروژههای فانتزی و کمدیهای سطحی، به بازنمایی صادقانه زندگی آدمهای واقعی شهر بپردازد؛ چرا که جایگاه هنری او در متن همین خیابانهای پرهیاهو و در میان دردهای نجیب مردم است.


نظر شما