۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۰۳

مؤلفه‌های قدرت ایران برای مقابله با پروژه آمریکایی-صهیونیستی کدامند؟

مؤلفه‌های قدرت ایران برای مقابله با پروژه آمریکایی-صهیونیستی کدامند؟

موقعیت راهبردی و اهرم‌های قدرت ایران، گرچه بخشی از نگرانی پروژه آمریکایی-صهیونیستی را نشان می‌دهد، اما عامل مهم‌تر را باید در جایی دیگر جستجو کرد. 

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المیادین، از زمان آغاز جنگ رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، این جنگ دیگر به یک جغرافیای محدود یا یک درگیری سنتی قابل مهار محدود نشد؛ بلکه درگیری ها گسترش یافته و جبهه‌ها وسیع‌تر شده‌اند و معادلات بازدارندگی که برای دهه‌ها بر منطقه حاکم بود، تغییر کرد.

جنگ غزه نشان داد نیروهای استکبار به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک جبهه واحد به جنگ نپرداخته است، بلکه این جنگ یک محور درهم تنیده است که صحنه‌های آن از غزه تا جنوب لبنان و عراق و یمن استمرار دارد.

موقعیت راهبردی و اهرم‌های قدرت ایران

المیادین با اشاره به اینکه «نمی‌توان موقعیت ایران در درگیری با نیروهای استکبار را از یک زاویه واحد بررسی کرد» نوشت که ایران فقط یک دولت با موقعیت حساس نیست، بلکه یک نظام سیاسی انقلابی علیه الگوی غربی و دیکته‌های آن است که به منبع نگرانی دائمی برای آمریکا تبدیل شده است.

این گزارش می افزاید که ایران در قلب یکی از حساس‌ترین و ناآرام‌ترین مناطق در نظم بین‌الملل قرار دارد، نقطه‌ای که در آن منافع انرژی، شبکه‌های تجاری و معادلات امنیتی بین شرق و غرب با هم تلاقی می‌کنند.

اشراف ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز به عنوان یکی از شریان های حیاتی اقتصاد جهانی و سواحل طولانی آن در تنگه هرمز که حدود یک پنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند، به تهران توانایی بالقوه برای تأثیرگذاری بر امنیت انرژی بین‌المللی را می‌دهد و هرگونه درگیری با آن بازارهای جهانی را با هزینه‌ای فرامنطقه‌ای مواجه می‌کند.

وب‌سایت آمریکایی «گلوبال سکیوریتی ریویو» می نویسد که ایران پل زمینی ارتباط بین آسیای مرکزی غنی از منابع زیرزمینی با منطقه قفقاز است. به این ترتیب، ایران از جایگاهی محوری در محاسبات امنیتی، تجاری و انرژی در زمان جنگ و صلح برخوردار است که آن را به اهرم فشار بر استراتژی‌های بین‌المللی تبدیل می کند و تلاش‌ها برای محاصره یا حذف آن از منظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی را پیچیده و پرهزینه می‌کند.

درک غرب از اهمیت موقعیت ایران، بی ارتباط با درک تهران از اهمیت جغرافیای خود نیست. غرب نمی تواند موقعیت ایران را در امنیت انرژی و توازن منطقه‌ای نادیده بگیرد و تهران نیز آن را دلیل همیشگی تلاش‌ها برای سلطه و مهار خود می‌داند.

ایده استقلال ایران و تهدید حاکمیت غرب

گرچه جغرافیای ایران بخشی از نگرانی غرب را نشان می دهد، اما به تنهایی برای درک عمق و تداوم وحشت غرب از تهران کافی نیست. ترس واقعی غرب از ایران در خصوص ایده استقلال طلبی است که تهران مروج آن است. لذا نگرانی و وحشت غرب و به ویژه آمریکا از ایران تنها به دلیل داشتن توانمندی های نظامی، موشکی یا برنامه هسته‌ای نیست، بلکه به این دلیل است که در ایجاد یک پروژه سیاسی، اقتصادی و امنیتی خارج از قواعدی که غرب برای نظام بین‌المللی تک‌قطبی تدوین کرده، موفق شده است.

مشکل غرب با این ایده تنها در تجربه ایران خلاصه نمی شود؛ بلکه نگرانی غرب از قابلیت تکرار آن است. اینکه کشوری خارج از مدار غرب بتواند اراده خود را تحمیل کرده و در برابر تحریم‌ها مقاومت کند و دچار فروپاشی نشود، تهدیدی برای منافع نظام سلطه به شمار می رود. لذا ناتوانی در تسلیم کردن ایران چیزی فراتر از یک شکست تاکتیکی برای آمریکا است؛ چرا که موفقیت یک پروژه مستقل حاکمیتی حتی در گستره ای اندک، تردیدهای نگران‌کننده‌ای را در مورد توانایی نظم بین‌المللی موجود برای حفظ انحصار «قدرت» و «مشروعیت» ایجاد می‌کند.

در همین رابطه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بارها گفته است که مشکل دولت آمریکا با ایران تنها به رفتار نظامی آن محدود نمی‌شود، بلکه به تبدیل شدن آن به کشوری مربوط است که به دنبال تثبیت استقلال خود خارج از چارچوب حاکمیت واشنگتن است. وی افزود که واشنگتن با همکاری متحدانش، گزینه «تغییر رژیم» در ایران را رد نمی‌کند، این هدف می تواند با تهدید نظامی یا در چارچوب فشارهای سیاسی و اقتصادی فزاینده‌ای دنبال شود.

با وجود این ایران به صورت تدریجی به ایجاد شبکه‌ای از روابط و ائتلاف‌ها با کشورهای منطقه و جنبش‌های مقاومت و آزادی‌بخش پرداخت که با ایده سیاسی آن هم پوشانی داشتند. رویکرد ایران بر اساس صدور ایده‌ مخالفت با سلطه آمریکا و اسرائیل بود که در عرصه های مختلف به بازتعریف مفاهیم قدرت، دفاع و بازدارندگی در منطقه غرب آسیا کمک کرد.

تهران همچنین به شکستن انحصار سنتی مفهوم قدرت ایجاد شده از زمان پایان جنگ جهانی دوم کمک کرد و مفهوم بازدارندگی چند وجهی مبتنی بر توزیع عناصر قدرت را ارائه کرد تا توانایی دشمنان را برای دستیابی به یک نتیجه سریع محدود کند، همانطور که در غزه، لبنان، عراق و یمن شاهد این اتفاق هستیم. «محور مقاومت» از دل این تحول شکل گرفت؛ محوری که بر اساس تقاطع منافع و دشمنی مشترک با نظام سلطه غرب و به ویژه رژیم صهیونیستی بنا شده است.

لذا اهمیت ایران تنها در جغرافیای آن نیست. جغرافیا گرچه موقعیت، منابع و عمق حرکت ایران را فراهم می‌کند، اما اگر تنها مزیت ایران جغرافیا بود، محاصره و تسلیم کردن آن ممکن بود. اما این ایده و فرهنگ مقاومت است که جغرافیا را تقویت و حمایت می کند و معادله قدرت پیچیده ای را باز تولید می‌کند که بر ادغام استراتژیک و شبکه‌های بازدارندگی چندسطحی استوار است. به این ترتیب هر تلاشی برای مهار ایران یا شکستن این معادله با خطرات و نتایج نامعلوم چه در سطح منطقه‌ای و چه در بازتاب‌های بین‌المللی همراه است.

کد خبر 6742893

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha