۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۲۸

فرار از پنجره بسته!

فرار از پنجره بسته!

یک کارشناس مسائل سیاسی نوشت: از «دبه» کردن ترامپ در اولین ساعات پذیرش سه شرط ایران و لات‌بازی نظامی نتانیاهو در لبنان معلوم بود، توافقی در کار نیست.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمدکاظم انبارلویی در یادداشتی نوشت: ۱. مذاکرات اسلام‌آباد پایان یافت. از «دبه» کردن ترامپ در اولین ساعات پذیرش سه شرط ایران و لات‌بازی نظامی نتانیاهو در لبنان معلوم بود، توافقی در کار نیست. ونس در مذاکرات رفتار یک شکست‌خورده در جنگ را نداشت؛ آمده بود تا حرف‌های زورگویانهٔ پیشاجنگ آمریکا را تکرار کند. او آمده بود چیزی را که در میدان جنگ به دست نیاورده‌اند، در میدان دیپلماسی با نیرنگ و فریب به دست آورند.

۲. واکاوی چرایی این موضع فریبکارانه مهم است. ترامپ پیش از شکست ارتش تروریستی آمریکا در عملیات آبی‌خاکی در خلیج‌فارس برای بازکردن تنگهٔ هرمز و نیز شکست عملیات مفتضحانهٔ طبس دو در جنوب اصفهان گفته بود: «بدون توافق از جنگ خارج می‌شوم.» وقتی آن دو شکست محرز شد، ترامپ به التماس افتاد و شروط ایران را پذیرفت. حالا در اسلام‌آباد، فرستادهٔ ویژهٔ او، خروج از جنگ بدون توافق را کلید زده است. مفهوم این آکروبات‌بازی نظامی و سیاسی ترامپ یعنی «فرار از پنجرهٔ بسته»!

۳. فرار از پنجرهٔ بسته یعنی تلاش بیهوده، به در و دیوار زدن برای رهایی! ترامپ در تلهٔ جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه گیر افتاده و جز پذیرش شکست راه دیگری ندارد.

تیمی که از سوی رهبر معظم انقلاب از ایران عازم اسلام‌آباد شده بود تا مطالبات ما را پیگیری کند، برای «مذاکره» و «توافق» نرفته بود. آنها فقط برای اخذ مطالبات ۱۰‌بندۀ ما که قبلاً مورد پذیرش ترامپ قرار گرفته بود، عازم پاکستان شدند. رئیس هیأت کسی بود که از نوجوانی با آمریکای جهان‌خوار دست‌به‌یقه بود و درجات سربازی و سرداری را طی کرده بود و اکنون در قامت یک دیپلمات آن سوی میز ظاهر شد. او به اسلام‌آباد رفته بود تا اتهام را به آمریکا تفهیم کند و حکم مجازات ۱۰‌بندی را اجرا نماید. غیر از این مأموریتی نداشت.

ونس، همان‌موقع که رئیس هیأتِ ما یک ژنرال جوان و کارآزموده در جنگ تحمیلی بود، یک عکاس در ارتش تروریستی آمریکا در حمله به عراق بود! او اصلاً از دیپلماسی، جنگ، مذاکره و توافق چیزی نمی‌داند! او در پایان مذاکرات گفته بود: «بدون توافق با ایران به آمریکا بازمی‌گردم.» مأموریت او همین بود؛ چون پنتاگون و تیم ترامپ به او گفته بودند: «قرار است بدون توافق از جنگ فرار کنیم.»

سؤالی که در تهران و واشنگتن مطرح است، آن است که آیا فرار از جنگ ممکن است؟ آیا نام فرارکننده از جنگ جز پذیرش شکست چیز دیگری است؟ در ایران صدها هزار نفر جنگنده در نیروهای مسلح، انگشت به ماشه دارند. بیش از ۲۴ میلیون جانفدا آمادگی خود را برای پیوستن به آنها اعلام کرده‌اند. ۹۰ میلیون ایرانی در کف خیابان و میادین، هر شب مانور قدرت می‌دهند. آمریکا پاسخ سؤالات فوق را یا نمی‌داند یا می‌داند و پنهان می‌کند. اما ایرانیان پاسخ آن را در دو کلمه آماده کرده‌اند:

کلمهٔ اول: فشردن گلوی سرمایه‌داری جهانی در تنگهٔ هرمز.

کلمهٔ دوم: فشار به دارایی‌های اقتصادی آمریکا در غرب آسیا و ویرانه‌سازی تل‌آویو و حیفا و دیگر سرزمین‌های اشغالی فلسطین.

اولی مدتهاست کلید خورده و دومی به‌زودی کلید خواهد خورد.

۴. تجربهٔ ۴ دهه گفتگو با آمریکایی‌ها نشان می‌دهد آن کسانی که آن طرف میز با ما مذاکره می‌کنند، از طرف کسانی که صاحب قدرت در آمریکا هستند هیچ نمایندگی ندارند؛ اختیاری ندارند و توافق آنها هم اعتباری نخواهد داشت.

۵. ترامپ چند بار این واژه را تکرار کرده است: «این تنگهٔ لعنتی را باز کنید.» تنگهٔ هرمز از دیدگاه ترامپ، لعنت خدا بر ارتش تروریستی آمریکاست. آنها به اسلام‌آباد آمده بودند تا تنگهٔ هرمز را با وعده‌های نسیه باز کنند، اما شکست خوردند. وقتی تنگه بسته است، یعنی جنگ ادامه دارد.

کد خبر 6799258

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha