۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۳۸

«میرِ ناکوکِ زکریا»، روایت‌هایی سورئال از جهان پنهان یک سیاست‌ورز

«میرِ ناکوکِ زکریا»، روایت‌هایی سورئال از جهان پنهان یک سیاست‌ورز

مجموعه‌داستان «میرِ ناکوکِ زکریا» نوشته سیدمحمود کمال‌آرا از سوی اندیشکده روابط بین‌الملل منتشر شد. این کتاب جهان ذهنی یک سیاست‌ورز را در پیوند با مناسبات قدرت، عشق و ناخودآگاه روایت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، مجموعه‌داستان «میرِ ناکوکِ زکریا» نوشته سیدمحمود کمال‌آرا از سوی اندیشکده روابط بین‌الملل منتشر شد. این کتاب ۱۱۰ صفحه‌ای در قالب ۲۰ داستان کوتاه، جهان ذهنی و تخیلی یک سیاست‌ورز را در پیوند با مناسبات قدرت، عشق و ناخودآگاه روایت می‌کند.

مجموعه‌داستان «میرِ ناکوکِ زکریا» جدیدترین اثر سیدمحمود کمال‌آرا است که پیش‌تر چهار کتاب در حوزه سیاست، دیپلماسی و اندیشه و همچنین یک رمان کوتاه با عنوان«یِکُمِ یِکُمِ نسیم زاد» از وی منتشر شده است. این کتاب با ۲۰ داستان کوتاه، تلاش می‌کند پیوندی میان سیاست و تخیل ایجاد کند و جهان درونی سیاست‌مداری را که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت می‌کند به تصویر بکشد.

در این مجموعه، کمال‌آرا با بهره‌گیری از فضایی سورئال، موقعیت‌هایی خلق کرده که برای یک سیاستمدار یا دیپلمات ممکن است در سطح ناخودآگاه رخ دهد. تجربه‌هایی که گاه میان عشق، مسئولیت، ترس و میل به رهایی در نوسان‌اند. شخصیت اصلی داستان‌ها، «زکریا»، در بزنگاه‌هایی ظهور می‌کند که مرز سیاست و خیال به هم می‌رسد و از دل همین پیوند، روایت‌هایی شکل می‌گیرد که به‌ظاهر تخیلی‌اند اما نشانه‌هایی از مناسبات انسانی و ذهنی سیاست‌ورزان را در خود دارند.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است: «حیات زکریا زیر سنگ است. همان‌ جایی‌که فریاد آزادی از زبان دراز و چسبناک مورچه‌خوارها، میان سکوت اجتماع مورها سرگردان می‌شود. پشت راهگذر آب در علف ‌زارهای باتلاقی با پیکرهایی رقصان در تکاپویی برای حیات، شاخک‌ هایشان را به امید مقاومت در برابر طوفان‌های بی‌پایان، مُشت می‌کنند.... زکریا مانده در زیر سنگ بماند و سرد شود در سخت‌ترین شکل زمین یا بیرون بیاید به امید خورشید تا بتابد بر او و گرم کند این سردیِ ترس در حیات زیر سنگ را».

همچنین در یکی از داستان‌ها، نویسنده تصویری از تنهایی و اضطراب در فضای سیاسی را خلق کرده است: «استادیار آزمایشگاه دانشکده فنی مردی طاس و سیبیل کلفت با چشم‌ های خالی مثل پنجره‌ای که هیچ‌ وقت به جایی باز نمی ‌شد، بالای سرش ایستاده بود. مدارها مثل جنازه های بی صاحب روی میزهای کار افتاده بودند. نور مهتابی سردی فضای آزمایشگاه را پر کرده بود.گفت: زمین رو وصل کردی؟

زکریا بدون آنکه نگاه کند، گفت: زمین همیشه متلاشی‌تر از اونیه که بشه بهش وصل شد...»

و در داستانی دیگر در این کتاب می‌خوانیم:

« ... اما معلوم نیست چرا هنوز این تصویر، شبیه سایه‌ای محو در غبار حافظه نسیم باقی مانده است. او پشت پنجره بلند کنسولگری ایستاده بود، با چشمانی که انگار از خواب عمیقی بیدار نشده بودند... هیچ‌وقت نمی‌شد که بخندد، فقط لب‌هایش را کمی عقب می‌کشید و ابرویش را بالا می‌انداخت، انگار با جهان پیرامونش شوخی دارد».

در پشت جلد کتاب نیز چنین آمده است: «آدم‌هایی به ماندن عادت می‌کنند که ساعت زندگی‌شان چیزی جز گذشته را نشان نمی‌دهد. «میرِ ناکوکِ زکریا» زخمی‌ست که اگر رهایش نکنی، نه می‌کُشد نه می‌گذارد زنده بمانی...»

«میرِ ناکوکِ زکریا» با نگاهی به پیوند طعم سیاست و عشق، لایه‌هایی از روان انسان‌ها را در مواجهه با قدرت، تنهایی، ترس و میل به رهایی بازخوانی می‌کند. مجموعه داستان کوتاه «میرِ ناکوکِ زکریا» نوشته سیدمحمود کمال‌آرا در قطع رقعی، با جلد شومیز، کاغذ بالکی، در ۱۱۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در زمستان ۱۴۰۴ و با قیمت: ۲۵۰ هزار تومان توسط نشر اندیشکده صنایع نرم و با همکاری اندیشکده روابط بین الملل منتشر گردید.

کد مطلب 6815757

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha