۱۴ شهریور ۱۳۸۹، ۱۱:۰۱

شرایط و اسرار دعا/

جلب نظر خدا با "یا ارحم الراحمین"/ مهرمادری ذره‌ای از مهرخداوندی است

جلب نظر خدا با "یا ارحم الراحمین"/ مهرمادری ذره‌ای از مهرخداوندی است

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی با اشاره به اینکه ذکر "یا ارحم الراحمین" راهکاری برای جلب رضایت خالق هستی و استجابت دعا است، مهر بی اندازه خدا را یادآور شد و گفت: مهر مادری ذره‌ای از دریای مهر خداوندی است .

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام رب یعنی تلاوت قرآن است و ماه سخن گفتن عبد با ربش یعنی ماه دعا است. دعا هم مأثور و غیرمأثور دارد که دارای آداب و شرایطی است. در جلسات گذشته گفتیم اموری هستند که در اجابت دعا مؤثرند؛ از جمله مسئله زمان‏ها اینگونه است.

در روایات بسیار داریم که در بین ماه‏ها، ماه مبارک رمضان بیشترین تأثیر را در اجابت دعا دارد و در ماه مبارک رمضان هم، لیالی قدر دارای خصوصیت بوده و برای همین هم نسبت به دعا کردن در این شب‏ها، به طور خاص سفارش شده است.

روایتی از امام صادق نسبت به ماه رمضان و لیله‏ی قدر، آمده است که حضرت می‏فرماید: «فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَةُ الْقَدْر».(وسائل الشیعه، 10، 353) برجسته‏ترین ماه در بین ماه‏ها، ماه مبارک رمضان است و در بین این ماه هم لیله‏ی قدر، قلب لیالی ماه رمضان است.

بعد جهت آن را هم در یک روایت دیگری، خود امام صادق(ع) بیان می‏فرمایند، که تعبیرشان این است: «رَأْسُ السَّنَةِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ یُکْتَبُ فِیهَا مَا یَکُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ»؛ ایشان می‏فرماید اول سال، شب قدر است. جهت آن را هم این‏طور بیان می‏فرماید که: «یُکْتَبُ فِیهَا مَا یَکُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ». چون در این شب امور سال آینده نگاشته می‏شود؛ یعنی اموری که از لیله‏ی قدر امسال تا لیله قدر سال آینده، پیش خواهد آمد در این شب نوشته می‏شود. لذا ایشان می‏فرماید اول سال، شب قدر است.

چگونگی مشخص شدن امور سال آینده

من این دو روایت را خواندم و جهت آن را هم عرض می‏کنم. در آن روایاتی که ما نسبت به لیالی قدر داشتیم، گفتیم که شب نوزدهم، شب بررسی امور است و لیلة التقدیر است. شب بیست و یکم، شبی است که امور سال آینده هر کس نگاشته می‏شود و در روایت از آن، به لیلة القضاء تعبیر می‏شود و شب بیست و سوم هم، شب توشیح و لیلة الإمضاء است که در روایت آمده است در این شب، هر چه که برای سال آینده ثبت و ضبط شده است، باید این به توشیح ولیّ‏الله‏الأعظم برسد تا تثبیت شود.

مثل همین روشی که ما در کارهای اداری خودمان داریم و در روند تصمیم گیری کارها، به همین شکل عمل می‏کنیم. اول موضوع را بررسی می‏کنیم، بعد آن را می‏نویسیم و بعد هم جهت تأیید نهایی، به مسئول بالاتر، ارائه می‏کنیم.

مقدرات ثبت شده در شب بیست و سوم، به صاحب العصر و صاحب الزمان عرضه می‏شود که او این‏ها را امضاء کند. این روند کارها است. لذا اینکه می‏بینیم در بین روایات، نسبت به شب بیست و سوم بسیار سفارش شده است برای این جهت است.

تناسب «دعا» با «شناخت نسبت به مدعو»

اما امشب، بحثمان راجع به مدعو یعنی درخواست شونده است. حال که ما، بندگان خدا، می‏خواهیم از خدا درخواست کنیم، به طور متعارف باید شناختی نسبت به درخواست‏شونده داشته باشیم. چرا که شناخت نسبت به درخواست‏شونده، روی درخواست، مؤثر است. مثلاً ما پیش هر کسی نمی‏رویم، هر چیزی را بخواهیم. یعنی وضع، روحیه و... طرف مقابلمان را بررسی می‏کنیم و توانش را در نظر می‏گیریم، بعد به سراغ او رفته و از او درخواست می‏کنیم.

پس درخواست، متناسب با شناخت ما از درخواست‏شونده است. لذا باید درخواست‏های ما، بر محور شناخت ما از خدا باشد. حال سؤال اینجا است که شما که الآن به اینجا آمده‏اید تا از او درخواست داشته باشید، خدا را چگونه می‏شناسید؟ اول باید به این سؤال پاسخ دهیم، بعد در مورد اینکه از او چه بخواهیم توضیح می‏دهم. 

خوشحالی خداوند از توبه بنده‏اش

نکته اول؛ ما در باب توبه، روایات متعددی داریم که من اینجا، یک روایت که سندش تمام است را می‏خوانم. ابو عبیده حَذّاء می‏گوید: «سَمِعْتُ اباجَعْفَرٍعلیه‏السَّلامُ یَقُولُ» شنیدم امام باقر(ع) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِی لَیْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا»؛ خداوند تبارک و تعالی وقتی بنده‏اش توبه می‏کند، خوشحالی‏، فرح و شادی‏اش از آن کسی که مرکب و توشه‏اش را در بیابان تاریک، تک و تنها، گم کرده و سپس آنها را می‏یابد، خیلی شدیدتر است.

کسی که زاد و توشه‏اش را در وسط بیابان گم کرده، شب هم فرا رسیده و او راه به هیچ جا ندارد، اگر مرکب و زاد و توشه‏اش را پیدا کند، چقدر خوشحال می‏شود؟ خوشحالی خداند، از توبه عبد، یعنی روآوردن عبد به خدا، بیشتر از آن شخص است. «فَاللَّهُ أشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِکَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا». (الکافی، 2، 435)

من این سؤال را مطرح می‏کنم و شاید به ذهن شما هم بیاید که چرا خداوند اینقدر خوشحال می‏شود؟ هر کس باشد در چنین شرایطی می‏گوید او به من بد کرده است. من هرچه به او خوبی کردم، او ـ‏نعوذ بالله‏ـ به من بد کرد. هرچه من خواستم او را با محبت کردن‏هایم، به سمت خود بکشم، او کاری می‏کرد که موجبات غضب و خشم من را فراهم می‏آورد. آیا حالا که او به خدا رو کرده است، خدا این‏قدر خوشحال می‏شود؟ خدا آن‏قدر خوشحال می‏شود که خوشحالی‏اش از آن شخصی که در وسط بیابان تاریک، مرکب، راحله‏ و زادش را گم کرده بود و الآن آنها را پیدا کرده، بیشتر است!

رحمت و غفران بی‏پایان الهی

ما نسبت به زمان‏های خاصِ ماه مبارک رمضان، مثل هنگام افطار روایات متواتری داریم که خداوند هزاران هزار کس را از آتش نجات می‏دهد، ولو اینکه این‏ها مستحق آتش باشند؛ یا درباره شب جمعه ماه مبارک رمضان این هست که خداوند در هر ساعت، هزار هزار نفر از کسانی که مستحق آتشند نجات می‏دهد و در قرآن هم داریم که خداوند به پیغمبر می‏گوید: «إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ أُجیبُ دَعوَۀَ الدّاعِ إِذا دَعانِ». (سوره بقره، آیه 186)

درباره لیله قدر هم آمده است که خدا درب‏های آسمان را باز می‏کند، فرشتگان می‏آیند و بساطی است، وصف نشدنی. آخر چرا این‏طور است؟ در آیات، از من سؤال کردند، من به آنها نزدیک هستم، من جواب کسی را که من را بخواند، می‏دهم. یا در جای دیگری امر می‏کند که از من بخواهید. «أُدعونی أَستَجِب لَکُم»؛(سوره غافر، آیه 60) امر هم می‏کند. ما در این رابطه، آیات و روایات بسیاری داریم که من نمی‏توانم این‏ها را، بخوانم. سؤال اینجا است که چرا اینگونه است؟ 

روش خاص دعا کردن

درباره روش دعا کردن روایات این‏طور به ما این را آموخته‏اند که اول باید حمد و ثنای الهی را به جا آوریم. حمد و ثنای الهی کردن دلیلش خیلی روشن است. ما هم خودمان وقتی که می‏خواهیم پیش موجود کریمی برویم اول حمد و ثنایش می‏کنیم، بعد از او تقاضا می‏کنیم. می‏گوییم: شما خوب و بزرگی ولی ما بد کردیم، سرمان را پایین می‏اندازیم و معذرت‏خواهی می‏کنیم و می‏گوییم که شما بزرگید، کریمید، شما ما را ببخشید،! روایات زیادی داریم که اول حمد و ثنای الهی کنید، بعد سراغ تقاضایتان بروید، اوّین تقاضا هم معذرت خواهی، پوزش طلبی و استغفار است.

من در روایاتی که مسئله حمد و ثنای الهی را پیش از دعا، مطرح کرده بود، دقت کردم که ببینم ائمه(علیهم‏السلام) روی کدام یک از صفات خدا بیشتر تکیه می‏کنند. کدام صفت را بیشتر می‏آورند که داعی در ابتدای دعایش، آن را بگوید. جود؟ کرم؟ غفاریت؟ یا امثال این‏ها؟ مثلاً چون ما که گناه کرده‏ایم، اول بگوییم «یا غفار الذنوب». دیدم روی یک صفت این‏ها زیاد تکیه می‏کنند که اول آن را بگو!

جلب نظر خدا به وسیله «یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»

حالا من یکی، دو روایت را در این رابطه می‏خوانم. در روایتی آمده است: «مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِرَجُلٍ یَقُولُ»؛ پیغمبر به مردی برخورد کردند که داشت می‏گفت: «یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، فَقَالَ لَهُ سَلْ فَقَدْ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْک‏».(مستدرک الوسائل، 5، 219) حضرت به او فرمودند دیگر بس است، تقاضا کن، خدا نظرش را به تو انداخت. تو می‏خواستی نظر خدا را جلب کنی، با این «یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»هایت نظرش جلب شد. حالا حاجتت را از او بخواه.

در یک روایت دیگر آمده است که پیغمبر اکرم فرمود: «إنَّ لِلَّهِ تعالى مَلَکاً مُوَکَّلاً بِمَنْ یَقُولُ»؛ این روایت خیلی گویاتر است. خداوند فرشته‏ای را موکّل، بر کسی کرده است که بگوید: «یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینٍ»، وقتی که شخصی سه مرتبه این نام را ببرد، «فَمَنْ قَالَهَا ثَلاَثاً»، فرشته به او می‏گوید: «قَالَ لَهُ المَلَکُ إنَّ أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْکَ»؛ أرحمُ الراحمین به تو رو آورد، «فَاسْأَلْ».(کنزالعمال، 2، 77) پس از او بخواه.

علت خوشحالی خدا، مهربانی به بندگان است

حالا اینجا من می‏خواهم وارد جواب این سؤال‏ها شوم که خوشحالی خدا برای کسی که به سراغ او می‏رود و می‏خواهد توبه کند، برای چیست. اینکه چرا خدا اینقدر اصرار می‏کند که بیایید و توبه کنید! چرا این‏طور تأکید شده که در درخواست‏ کردن‏ها، اول «یا أرحم الراحمین» بگویید؟ این‏ها برای چیست؟ من اول مطلبی را عرض می‏کنم که این مطلب، مقداری به ذهن شما نزدیک شود.

ما در روایات و آثارمان داریم مهربانی خداوند نسبت به بندگانش از مهربانی مادر به فرزندش بیشتر است. من در ابتدا‌ سراغ جریانی در ارتباط با یکی از انبیاء مرسل الهی که صاحب شریعت است می‏روم و بعد مسئله را تطبیق می‏دهم.

شنیده‏اید که قارون به حضرت موسی خیلی بد کرد. قارون با حضرت موسی، خیلی بد عمل کرد و حتی تهمت بسیار بدی هم به حضرت موسی زد که خدا هم بعداً قارون را پیش مردم، راجع به همان تهمت، رسوا کرد. حرف من از اینجا است که حضرت موسی به سجده افتاد و شروع کرد به گریه کردن. به خدا گفت: خدایا اگر من پیغمبر تو هستم، انتقام من را از قارون بگیر و من را بر او مسلط کن. خدا هم کم نگذاشت. به حضرت موسی وحی کرد که من زمین را در اختیار تو قرار دادم که فرمان تو را ببرد. هر فرمانی به زمین بدهی، فرمانبردار تو است. تو هر کاری می‏خواهی انجام دهی، بکن!

حضرت موسی به آن زمینی که قارون روی آن ایستاده بود فرمان داد که او را ببلعد. یک مرتبه زمین باز شد و قارون تا زانوهایش در زمین فرو رفت. قارون به حضرت موسی رو کرد و گفت: ما را عفومان کن. ما را ببخش. ما بد کردیم. حضرت موسی او را نبخشید. حضرت برای بار دوم به زمین امر کرد و او تا کمرش در زمین فرو رفت. دوباره قارون به حضرت موسی رو کرد و گفت: ما را ببخش. ما بد کردیم. گفت: نمی‏بخشم. بار سوم؛ حضرت موسی امر کرد به زمین که او را بِبَلع! قارون تا گردن در زمین فرو رفت. بار سوم به حضرت موسی گفت: ما بد کردیم؛ تو ما را عفو کن. حضرت او را نبخشید و برای بار چهارم به زمین امر کرد و قارون از بین رفت.

تو خالق او نبودی وگرنه...!

حالا حرف من را همه‏تان خوب گوش کنید. به موسی وحی آمد یا موسی! می‏دانی چرا او را نبخشیدی؟ جهتش این بود که تو خالق او نبودی. او اگر به من رو آورده بود من او را می‏بخشیدم. چند بار از تو طلب عفو کرد و تو او را نبخشیدی! اگر یک دفعه به من گفته بود من او را می‏بخشیدم.

«مهر مادری» نَمی از دریای «مهر خداوندی» است

حالا سِرّش را می‏خواهم بگویم. آن‏هایی که اهلش هستند، حرف من را گوش کنند و آن این است که مهر و محبت مخلوق و معلول، به وجود خالق و علت آمیخته است. این که در مورد مادر می‏بینید او به فرزندش دلبستگی شدید دارد و هیچ‏گاه حاضر نیست به بچه‏اش صدمه‏ای بخورد و حتی حاضر است گاهی جانش را هم فدای او کند، به همین دلیل است. یعنی مقداری، رابطه علیت بین او و فرزندش وجود دارد، لذا نمی‏تواند سختی او را تحمل کند. البته فرزندی که به‏طور طبیعی از مادر متولد شده باشد و مادر هم مشکل روانی نداشته باشد.

می‏گویند مادر در سلسله عِلل «علّتِ مُعِدِّه» است. آن‏هایی که اهل اصطلاح‏اند، حرف‏های مرا می‏فهمند. این «علّتِ مُعِدّه بودن» است که چنین حالتی را درون مادر، به وجود آورده است. مادر یک مقدار، رنگی از «علت» دارد و در کنار هزاران علت دیگر، سبب وجود فرزند است وگرنه او که علت تامه نیست.

خدا «علت تامه» همه بندگان است و محبتش به مراتب از محبت مادر بیشتر است. این را بدانید که اگر خدا،‌ هم خشمی دارد، مسبوق به مهر و محبت او است. «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه‏». (بحارالانوار، 91، 239) مسئله این است.

می‏خواستم این را بگویم به همه آن‏هایی که دارند حرف مرا گوش می‏کنند که من وقتی این‏ مطالب را می‏بینم، یک وقت پیش خودم فکر کردم: من که از قارون بدتر نیستم! شما از قارون بدترید؟ ما هیچ کدام از قارون بدتر نیستیم. خدا به موسی می‏گوید: اگر او به من رو کرده بود، من از او می‏گذشتم. بعد فهمیدم که چرا ائمه به ما گفته‏اند وقتی می‏خواهی سراغ خدا بروی و دعا کنی،‌ اوّل این صفت بگو! بگو به او «یا أرحم الراحمین»؛ ای مهربانترین مهربانان! که کسی به مِهر تو نمی‏رسد! تو که یک چنین مِهری به مخلوق داری.

آن رفتار کجا و مِهر اهل بیت کجا؟!


ما می‏گوییم ائمه مظهر تامّ صفات تامّه الهی هستند. من یکی دو مثال بزنم. نگاه کنید! علی(ع) وقتی وصیّت کرد، به امام حسن رو کرد و گفت اگر من از این دنیا رفتم، حق نداری بیش از یک ضربه به قاتلم بزنی؛ چون این حکم شرعی است. امّا اگر زنده ماندم، من خودم اُولی به عفو و گذشتم.

نگاه کنید، فرق بین علی با حضرت موسی از کجا تا به کجا است، قارون یک تهمت زده بود، ولی ابن‏ملجم یک ضربت زده بود؛ آن هم چه ضربتی! پسرش حسین را ببینید که با «حرّ» چه کار کرد؛ روز عاشورا وقتی حرّ آمد و گفت: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ لِی مِنْ تَوْبَةٍ»،(بحارالانوار، 44، 319) حسین(ع) گفت: بله، بیا، سرت را پایین نینداز، سرت را بلند کن.

-----------------------------------------

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی

کد خبر 1145796

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • عرشیا IR ۰۲:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۳
      0 0
      اجرکم عندالله واقعا متاثرشدم
    • فاطمه IR ۰۶:۰۷ - ۱۳۹۹/۱۲/۰۵
      0 0
      هرچه داریم و تقدیم ذات اقدس الهی کنیم جبران ذره ای از محبت پروردگار نیست،یا ارحم الراحمین
      • AE ۰۳:۳۵ - ۱۴۰۲/۰۳/۰۶
        0 0
        سلام یگ مشگلی دارم توروخدابرام خیلی دعاکنیدخیلی خداخیرتون بده التماس دعادارم