۲ مهر ۱۳۹۱، ۹:۱۶

نقد بوف کور ـ1/

میرعابدینی: با مرور نقدهای بوف کور می‌توان فراز و فرد نقد ادبی در ایران را شناخت

میرعابدینی: با مرور نقدهای بوف کور می‌توان فراز و فرد نقد ادبی در ایران را شناخت

حسن میرعابدینی در جلسه نقد رمان «بوف کور» گفت: با مرور نقدهایی که بر این رمان نوشته شده است، می‌توانیم مروری بر فراز و فرود نقد ادبی در ایران داشته باشیم و گفتمان نقد ادبی چیره در هر دوره را بشناسیم.

به گزارش خبرنگار مهر، بیست و یکمین نشست نقد و بررسی در باشگاه کتاب تهران و ششمین نشست بازخوانی رمان‌های شاخص ادبیات معاصر ایران با موضوع نقد رمان «بوف کور» نوشته صادق هدایت،‌ دیشب شنبه اول مهر با حضور حسن میرعابدینی و حسین پاینده در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

میرعابدینی در ابتدای این برنامه گفت: در میان آثاری که با عنوان رمان منتشر می‌‌شود، کتاب‌هایی وجود دارند که با یک بار خواندن تمام می‌شوند و نیازی به رجوع دوباره به آن‌ها نیست، اما کتاب‌هایی هم هستند که خواندشان دشوارتر است و تخیل خواننده را به کار می‌گیرند. در میان این نوع آثار هم کتاب‌های کمتری هستند که لایه‌های مختلفی دارند و با ساختی گشوده، قابل تاویل و تفسیر هستند. خواننده‌های این نوع آثار، هرکدام به ظن خود به سراغ تفسیر این نوع رمان‌ها می‌روند و وجهی از آن را روشن می‌کنند.

وی افزود: تعریفی که از این گونه رمان‌ها داریم، این است که در هر دهه و دوره تاریخی، یک گونه خاص آن دوره تفسیر می‌شود. «بوک کور» یکی از این رمان‌هاست و شناختی که ما امروز از آن داریم با شناخت خوانندگان دهه 40 یا 50 تفاوت دارد. «بوف کور» در هر دوره با توجه به وضعیت و افق معنایی آن دوره، نقد خاص خود را می‌طلبیده است. زمانی شده که آن را نقد اجتماعی کرده‌اند و افرادی چون آل احمد، طبری و علوی آن را نقد اجتماعی کرده‌اند. زمانی بود که نقد روانکاوانه می‌طلبیده و از منظر فرویدی و یونگی مورد نقد قرار گرفته است. زمان‌هایی بوده که به جای این که رمان مورد توجه باشد، شخصیت نویسنده‌اش زیر ذره‌بین بوده است. نقدهایی بوده آقای پاینده یا یاوری نوشته‌اند و سیروس شمیسا هم نقد یونگی بر این رمان نوشته است. به همین ترتیب نقدهای تاریخی، فرمالیستی، آجودانی و ... هم بر این کتاب نوشته شده است.

این منتقد گفت: با مرور نقدهایی که بر «بوف کور» نوشته شده است، می‌توانیم مروری بر فراز و فرود نقد ادبی در ایران داشته باشیم و گفتمان نقد ادبی چیره در هر دوره را بشناسیم. با همه تفسیرهای گوناگونی که بر «بوف کور» نوشته شده است، این رمان در زمان پیدایش و حیات نویسنده‌اش، اثر ناشناخته‌ای بود. هدایت به عنوان نویسنده‌ای با اندیشه مدرن، در یک فضای دوگانه می‌زیست یعنی هم محیط زیستش متعلق به جامعه سنتی و مدرن بود و هم نویسنده‌ای بود که چه در غربت و چه در وطن غریب و بیگانه بود.

نویسنده کتاب «صد سال داستان نویسی ایران» ادامه داد: در اختناق رضاشاهی بود که هدایت در سال 1312 «نیرنگستان» را نوشت و در سال 1313 هم «وق وق صاحاب»‌ را منتشر کرد که در آن تمام دغدغه‌های فرهنگی دوره رضاخان و فضاحت‌شان را نشان داد. به این ترتیب او را به اداره تامینات نظمیه فراخواندند و به قول امروزی‌ها ممنوع‌القلمش کردند. او روی «بوف کور» زمان زیادی کار کرده بود و به قول خودش عصاره زندگی‌اش را فشرده بود تا این کتاب را نوشته بود ولی نمی‌توانست آن را در کشور خودش به چاپ برساند. درست است که ش. پرتو در جایی هدایت را تمسخر کرده است اما لطفی که در حق او کرد، این بود که او را با خود به هند برد. هدایت در هند ضمن این که زبان پهلوی را می‌آموزد، موفق می‌شود بوف کور را در 50 تا 60 نسخه پلی کپی منتشر کند. روی این نسخه‌ها هم می‌نویسند: چاپ در ایران ممنوع!

وی گفت: هدایت تعدادی از این پلی‌کپی‌ها را که برای جمالزاده در اروپا فرستاد و او هم آن‌ها را در اختیار ایران‌شناسان قرار داد. تعدادی از نسخه‌ها هم به صورت قاچاقی وارد ایران شدند. بعد از آن هدایت به ایران باز می‌گردد و کار خاصی نمی‌کند تا این که در شهریور سال 20، دیکتاتوری رضاخان به پایان می‌رسد. بعد از آن بود که این رمان به صورت پاورقی در روزنامه ایران چاپ می‌شود. اما یکی از مسئولان روزنامه مقداری از آن را حذف می‌کند. بهانه‌اش هم این بوده که آن مطالب برای جوانان ایرانی بدآموزی داشته است. زمستان سال 20 بوده که کتاب بوف کور، همان‌طور که در روزنامه چاپ شده بود، توسط انتشارات ایران منتشر شد.

میرعابدینی افزود: بعد از آن که هدایت در پاریس خودکشی می‌کند، بزرگ علوی و پدرش کتاب «بوف کور» را به همراه قمست‌های حذف شده‌اش چاپ کردند. این رمان همچنان ناشناخته می‌ماند تا این که 3 سال بعد از مرگ نویسنده، به فرانسوی ترجمه می‌شود و سورئالیست‌های فرانسه با آن آشنا می‌شوند. پیشوای سورئالیست‌های فرانسه این رمان را آذرخشی در دل شب توصیف می‌کند و با چاپ مقالاتی در مجله سخن، جامعه روشنفکری ایران هم «بوف کور» را می‌شناسد. اما این رمان سال‌ها مورد بی‌مهری بود. حتی چپ‌گراها هم «حاجی‌ آقا»ی صادق هدایت را بیشتر از این رمان می‌پسندید و معتقد بودند او در حاجی آقا، از قلمش علیه دشمن استفاده کرده است و در «بوف کور» یک روشنفکر مایوس است.

مولف کتاب «فرهنگ داستان نویسان ایرانی از آغاز تا امروز» در ادامه گفت: رمان‌نویسی مدرن ایران، دو گونه است؛ یا اجتماع‌گراست و یا ذهن‌گرا و مدرنیستی است. رمان اجتماع‌گرا یک رمان بیرونی است و رمان ذهنگرا، درونی است و انسان را مورد توجه قرار می‌دهد و جریانی است خودارجاع. مهم این است که این دو از هم جدا نیستند چون هدایت از هر دو گونه در کارنامه‌اش دارد. «بوف کور» به عنوان سرحلقه جریان رمان ذهنگراست. هدایت هجومش به ادبیات متداول روز را با روحیه‌ و ساختی تهاجمی انجام می‌دهد. «بوف کور» اثری است دو بخشی. یعنی به عنوان رمان از دو بخش تشکیل شده است که با اتصال کوتاه به یکدیگر پیوند می‌خورند.

این منتقد همچنین گفت: ماجرای دو بخش این رمان، مانند تصویرهای دو آینه در هم انعکاس و عمق پیدا می‌کنند. «بوف کور» بیشتر سرنوشت نوشتن، نویسندگی و هنرمند در جامعه ماست. جامعه‌ای که سنت و مدرنیته آن را دو شقه کرده‌اند. این رمان در عین حال کاملا شرقی است، به همین دلیل به غایت ایرانی و بومی است.

کد خبر 1702597

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha