به گزارش خبرنگار مهر، دادههای مربوط به عملکرد شبکههای اجتماعی و مؤلفههای رفتاری کاربران نشان میدهد که مسیر آینده، بیش از هر چیز، حول سه محور میچرخد:
- ویدئو به عنوان قالب اصلی
- هوش مصنوعی به عنوان شتابدهنده تولید و توزیع
- جامعهسازی به عنوان عنصر اصلی وفاداری
در چنین فضایی، بازیگران برنده کسانی هستند که همزمان میتوانند از فناوری برای مقیاسپذیری و از تعاملات انسانی برای باورپذیری استفاده کنند.
مهر در این نوشتار کوتاه، با تکیه بر دادههای تحلیلی ارائه شده در گزارشهای اخیر حوزه شبکههای اجتماعی، از جمله گزارش «Impact of Social Media ۲۰۲۵» و نظرسنجیهای فصلی «Sprout Social»، هفت روند کلیدی در سال ۲۰۲۶ را مرور میکند.
پیشتازی ویدئو به عنوان قالب اصلی
در سال ۲۰۲۶ تردیدی نیست که ویدئو در مرکز توجه باقی میماند. اما تفاوت اصلی با سالهای پیش، «برابری امکانات» میان پلتفرمها محسوب میشود. تیکتاک، ریلز اینستاگرام، یوتیوب شورتز و حتی قالبهای ویدئویی نوظهور در لینکدین و تردز، عملاً به یک نقطه رسیدهاند؛ همه میخواهند سهم بیشتری از زمان کاربر را بگیرند و برای این هدف، ویدئو را موتور اصلی میدانند.
در عین حال، دورهای که فقط ویدئوی کوتاه پاسخ همه نیازها بود، رو به پایان است. ویدئوی بلند نیز همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و حتی برخی پلتفرمها با افزایش سقف زمان ویدئو، عملاً به بازار روایتگری طولانیتر چراغ سبز نشان دادهاند. در مثالهای ارائه شده، یوتیوب به دلیل ترکیب «توجه خانگی» (امکان تماشای محتوای تلویزیونی) با «فرهنگ سازندگان محتوا» موقعیت ویژهای پیدا کرده و این دوگانه میتواند در ۲۰۲۶ مزیت رقابتی آن را تقویت کند.
تقویت نقش محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی و افزایش نگرانیها
در سال ۲۰۲۶، هوش مصنوعی از ابزار جانبی به «دانش پایه» برای بازاریابان تبدیل میشود؛ به گونهای که طبق دادههای مطرحشده، اکثریت قاطع مدیران بازاریابی معتقدند فعالان این حوزه باید استفاده از هوش مصنوعی را بلد باشند. بر همین اساس، میتوان نتیجه گرفت که تولید محتوا ارزانتر و سریعتر میشود و بنابراین مزیت رقابتی از «توان تولید» به «توان انتخاب و هدایت» انتقال مییابد.
به عقیده بسیاری از کارشناسان، هوش مصنوعی تولید محتوا را دموکراتیک میکند. از همین روی، برای ساخت پست، دیگر الزاماً تجهیزات، مهارت تدوین یا تیم بزرگ لازم نیست. کافی است ایده داشته باشید و بتوانید کیفیت را کنترل کنید. نمونه مشهور این مسیر، کمپین «AI ketchup» شرکت هاینز است که استفاده از خروجی چند ابزار هوش مصنوعی، بر تقویت حوزه برندینگ خود دست گذاشته است.
اما همزمان، در چنین شرایطی، مسئله «اخلاق و شفافیت» به دغدغه اصلی تبدیل میشود. دادهها نشان میدهد بخش قابل توجهی از کاربران نسبت به انتشار محتوای هوش مصنوعی بدون افشا، احساس نگرانی دارند. در مقابل، بسیاری از کاربران از استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه خدمات مشتری استقبال میکنند. این دوگانه نشان میدهد کاربر با هوش مصنوعی مشکلی ندارد؛ اما نگران اصالت محتوای مبتنی بر این فناوری است.
جلب توجه و کسب وفاداری کاربران با ارائه محتوای سریالی
دادههای ارائهشده در گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که مخاطبان از برندها دو چیز میخواهند که فاصله کمی با هم دارند و شامل تعامل با مخاطب و تولید محتوای دنبالهدار اصیل میشود. محتوای سریالی اجازه میدهد یک موضوع مهم، در چند قسمت روایت شود، شخصیتها تکرار شوند و میان کاربر و محتوا رابطه شکل بگیرد. در این فرایند، مخاطب به جای مصرف یک پست، «مسیر» را دنبال میکند.
به عقیده کارشناسان، این منطق با یک حقیقت روانشناختی همراه است. مردم بیشتر از آن که برندها و برنامهها را دنبال کنند، به پیگیری «افراد» علاقه دارند. از نگاه متخصصان، دو رکن اساسی محتوای شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۲۶، ویدئوهای خام بدون ادیت سنگین و تولیدات کاملاً سینمایی خواهند بود و در این میان، وجه مشترک هر دو، ماهیت اپیزودیک آنها محسوب میشود.
جایگزینی هدف «ایجاد تفاوت» به جای «وایرال شدن»
در محیطی که تولیدکنندگان محتوا و کسبوکارها به طور متوسط روزانه نزدیک به ۱۰ پست در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند، اشباع محتوا واقعیتی غیرقابل انکار است. در چنین شرایطی، وقتی همه فریاد میزنند، بلندتر فریاد زدن راهکاری برای دیده شدن نیست؛ بلکه باید هوشمندانهتر حرف زد.
بر اساس برآوردهای صورت گرفته، در سال ۲۰۲۶، تولیدکنندگان محتوا برای عبور از خستگی مخاطب، به سمت انتشار کمتر اما هدفمندتر محتوا میروند. در چنین شرایطی، تمرکز از «دیده شدن» به «به یاد ماندن» تغییر میکند. بر همین اساس، حتی یک ویدئوی ساده و کمهزینه، اگر حس تعلق بسازد، میتواند جنبش ایجاد کند و کاربران را به مشارکت وادار نماید.
بازطراحی راهبرد محتوایی حول «تعامل» و «پاسخگویی سریع»
کارشناسان بر این باور هستند که در سال ۲۰۲۶، «گوش دادن» کافی نیست و باید نیاز مخاطب را پیشبینی کرد. دادههای نظرسنجیها نشان میدهد که نسل زد از تولیدکنندگان محتوا میخواهد در فضاهای کوچکتر، مثل کانالهای پخش تعامل کنند و لحظات مبتنی بر تعامل خلق کنند. همچنین پاسخگویی سریع و تعامل واقعی از ویژگیهای اصلی سازندگان متمایز محتوا معرفی شده است.
این وضعیت باعث میشود «مدیریت جامعه» بار دیگر اهمیت پیدا کند و از حالت واکنشی به حالت فعال برسد. همزمان، پلتفرمهای نوظهور مثل «Substack» و «Bluesky» نیز به عنوان ابزارهایی برای ارتباط مستقیمتر و تعامل عمیقتر مطرح میشوند.
افزایش استقبال از اصالت و روایت انسانی به جای هوش مصنوعی
با افزایش اشباع و تولید انبوه، مخاطب به سمت محتوای ملموستر شامل احساس، تجربه واقعی و نقصهای انسانی حرکت میکند. از همین روی، کارشناسان تاکید دارند که تولیدکنندگان محتوای موفق، جهان داستانی و شخصیتهای قابل شناسایی میسازند و صرفاً روی ترندها موجسواری نمیکنند.
در همین چارچوب، استفاده از اینفلوئنسرهای مبتنی بر هوش مصنوعی یا چهرههای مجازی یک چالش جدی در بر دارد. بخشی از کاربران با این شکل محتوا راحت نیستند. بنابراین گرایش به «تعامل با انسانهای واقعی» و روایتهای مبتنی بر تجربه، تقویت میشود.
جستجوی اجتماعی، اولویت جدید کاربران است
برای نسلهای جوانتر، جستجو دیگر الزاماً از گوگل آغاز نمیشود. دادههای تحلیلی نشان میدهند که بخشی از کاربران، مسیر جستجو را در شبکههای اجتماعی مثل تیکتاک، اینستاگرام و یوتیوب آغاز میکنند و این سهم در میان نسل زد بیش از سایرین است. هدف این جستجو فقط سرگرمی نیست؛ بلکه آموزشها، دموها، نقد و بررسیها را شامل میشود.
با ورود قابلیتهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در پلتفرمهای اجتماعی، خروجی جستجو به سمت «خلاصههای پاسخمحور» میرود؛ شبیه آنچه در موتورهای جستجوی سنتی با پاسخهای خلاصه دیده میشود. بنابراین رقابت، فقط بر سر رتبه نیست و قابلیت پاسخگویی اهمیتی فراروانی مییابد.
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۲۶ از میدان «تولید محتوا» به میدان «مدیریت رابطه» تغییر ماهیت خواهد داد. در این چشمانداز ویدئو همچنان محور اصلی به شمار میرود اما فرم و طول آن منعطفتر میگردد. هوش مصنوعی تولید را سریعتر میکند و در عین حال، اعتماد را شکنندهتر از گذشته میسازد؛ بنابراین شفافیت و روایت انسانی به مزیت رقابتی تبدیل میشود. همچنین سریالیسازی و جامعهسازی پاسخ مستقیم به خستگی مخاطب است و مدیریت جامعه، از یک وظیفه حاشیهای به یک قابلیت استراتژیک تبدیل میشود.
در چنین چشماندازی، تولیدکنندگان محتوای موفق در سال ۲۰۲۶، افراد و کسبوکارهایی هستند که به جای دنبال کردن ترندها، یک جهان روایی قابل تداوم میسازند و به جای شکار کلیک، حس تعلق خلق میکنند. این همان نقطهای است که فناوری و انسانیت، نه در تقابل بلکه در همافزایی، آینده شبکههای اجتماعی را میسازند.


نظر شما