به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ددلاین، در مراسم بزرگداشت رابرت ردفورد در اولین دوره جشنواره که پس از درگذشت وی برگزار می شود، از وی به عنوان «اسطوره»، «آمریکایی بزرگ» و کارگردانی که به ایتن هاوک توصیه کرد «کلاه کابویی را کنار بگذارد» یاد شد.
رابرت ردفورد اغلب میگفت که هنر - فراتر از مشقتهای صنعت سینما - زنده خواهد ماند، اما در شب بزرگداشت وی، از او به عنوان پیشگام سینمای مستقل و یک فعال محیط زیست یاد شد و توسط همکارانش تجلیل شد.
در این مراسم ایمی ردفورد، دختر او و از اعضای هیئت امنای موسسه ساندنس، گفت: پدرم از مراسم بزرگ زیاد خوشش نمیآمد، اما احساس میکنم که از این یکی خوشش میآید.
این شب صمیمانه برای گرامیداشت یاد کارگردان برنده اسکار برای فیلم «مردم عادی» در ۲ بخش برگزار شد و در بخش اول که «رویا» نام داشت، ایتن هاوک (که روز پنجشنبه پنجمین نامزدی اسکار خود را برای فیلم «ماه آبی» دریافت کرد) سخنان افتتاحیه را ایراد کرد. اگرچه او بهطور مشخص با ردفورد در پروژه ای همکاری نکرده، اما برای فیلم «رودخانهای از میان آن میگذرد» تست بازیگری داده بود. او یک مونولوگ را مدام تمرین میکرد و حتی از فکر کردن به آن نمی توانست بخوابد. پس از ملاقات با ردفورد، وی از این که چهره برنده جایزه اسکار میدانست او اهل آستین تگزاس است، شگفتزده شد. پس از اینکه وی همه وجودش را در تست بازیگری به ردفورد ارایه کرد، کارگردان او را رد کرد و به هاوک گفت: «کارت عالی بود اما خیلی جوان هستی و میخواهم بدانی که قرار است در این حرفه فوقالعادهای باشی». ردفورد در زندگی هاوک ماند و در اولین نمایش جهانی فیلم «پیش از طلوع آفتاب» که در جشنواره فیلم ساندنس انجام شد، برای تماشای آن حضور یافت.
بازیگر «انجمن شاعران مرده» گفت: او از دیگران حمایت میکرد. وقتی سنت بالا میرود، متوجه میشوی که «اوه، او خانواده خودش را داشت. او کار خودش را داشت». این واقعیت که او برای مراقبت از همه ما وقت میگذاشت، بسیار معنادار است.
هاوک همچنین از بهترین نصیحتی که ردفورد به او کرد گفت: «کلاه کابویی را دیگر سرت نگذار. مردم فکر میکنند داری موهایت را از دست میدهی».
وودی هارلسون، دیگر چهره ای بود که به یاد ردفورد سخن گفت. او سال ۱۹۹۲ در فیلم «پیشنهاد بیشرمانه» با ردفورد همکاری کرده بود. این بازیگر سابق از مادرش یاد کرد که در صحنه فیلمبرداری «پیشنهاد بیشرمانه» با جیغ و داد مانند یک نوجوان ۱۶ ساله در جمع طرفداران ردفورد حاضر شد و ردفورد به گرمی از او استقبال کرد.
وی گفت: برای برخی از شما جوانترها که در دهههای ۶۰، ۷۰ یا ۸۰ زندگی نکردهاید، ممکن است درک اینکه رابرت ردفورد برای نسل من یا نسل مادرم چه معنایی داشت، دشوار باشد. رابرت ردفورد حتی قبل از اینکه رویای بازیگر شدن را در سر بپرورانم، ستارهای در آسمان من بود. او بخشی از دوران کودکی من بود، پس تصور کنید وقتی فرصت همکاری با او را پیدا کردم، چه سرخوشی بیحد و حصری داشتم. طبیعتاً اولین تماس من با مادرم بود. او از پرواز وحشت دارد اما وقتی من در این فیلم بازی میکردم، سوار هواپیما شد و آمد تا رابرت ردفورد را ببیند و من شاهد بودم که مادرم تبدیل به یک دختر مدرسهای ۱۶ ساله شد که از ذوق جیغ می زد و ردفورد خیلی مهربان بود، برای صحبت واقعی با او وقت میگذاشت. من همیشه از سخاوت و مهربانی او سپاسگزارم. من هرگز در زندگیام مادرم را اینقدر خوشحال ندیده بودم. او از شادی لبریز بود.
هارلسون همچنین از رابرت ردفورد به عنوان یک چهره واقعی حامی محیط زیست یاد کرد و از زمانی یاد کرد که کنگره در تلاش بود تا لایحهای را تصویب کند که در آن زمان، طبیعت بکر مونتانا را برای معدن و چوب باز میکرد. من سعی میکردم جلوی این لایحه را بگیرم و چندین بار از رابرت خواستم با سناتوری که غیرقابل دسترس و لجباز بود تماس بگیرد و میتوانید باور کنید که سناتور این تماس را پذیرفت و لحن خود را تغییر داد. سهم رابرت در حفاظت از محیط زیست بخشی از چیزی بود که او را به یک آمریکایی واقعاً بزرگ بدل کرد.
جان کوپر، مدیر برنامهریزی سابق ساندنس، در حالی که امسال این جشنواره برای آخرین بار در پارک سیتی یوتا برگزار می شود، لحظات کلیدی تاریخ ساندنس را در پارک سیتی با یک یادداشت تشکر به یاد آورد و عنوان کرد: پارک سیتی عزیز، متشکریم که به ما اجازه دادید سینماهای مدرن را در سالنها، کنیسه، استودیوهای یوگا، کتابخانهها، زمینهای تنیس، کارگاه چوب و حتی یک فروشگاه بزرگ، خلق کنیم. از شما برای ایجاد سینما اکلس که همه چیز را تغییر داد، متشکریم. پارک سیتی عزیز، از شما متشکریم که رهبری همیشه در حال تغییر ما را تحمل کردید ... پارک سیتی عزیز، از شما متشکریم که در بحران به ما کمک کردید. وقتی برق تئاتر اکلس در شب افتتاحیه قطع شد، ما در دقایقی مانده به پایان کار، آن را حل کردیم. رایزرها در «پراسپکتور» فرو ریختند، سقف در «هالیدی» فرو ریخت و ما به کار خود ادامه دادیم. فکر میکنم از دوران۶ شهردار پارک سیتی عبور کردیم. پارک سیتی عزیز، از اینکه امنیت ما را در عبور از خیابانهای یخی حفظ کردی و وقتی بین توزیعکنندگان دعوا میشد، امنیت ما را در رستورانهایت حفظ کردی، متشکریم ... المپیک آمد، اپرا آمد. روث بادر گینزبرگ آمد و در یک شب تاریک، بنکسی ردپای خود را اینجا به جا گذاشت. اما چیزی که همیشه با علاقه به یاد خواهیم آورد برف است ... و برف ... و برف بیشتر ... و راهپیمایی زنان در برف! در بهترین زمانها، ما خودمان شدیم. ساکنان خانهها و قلبهایشان را به روی مردم گشودند ... نمایش همیشه ادامه داشت - اینجا در پارک سیتی، اینجا در یوتا. متشکرم.
در پرده دوم، با نام «میراث»، ایمی ردفورد جایزه افتتاحیه رابرت ردفورد لومیناری را به اد هریس و گیولا گازداگ اهدا کرد. او گفت که این جایزه جدید «درباره نور است. در دوران تاریکی، نور امید است».
او پدرش را «یک چراغ راهنما» نامید، مردی که «ترجیح میداد با یک فیلمساز تازه کار بنشیند و پاسخهای سرکوبگرانه تحمیل نکند، بلکه سوال های انتقادی بپرسد ... او رو به جلو بود، این یک سرمایهگذاری در آینده جهانی بود که میخواست در آن زندگی کند. پدرم میخواست آنچه را که اشتباه بود اصلاح کند».
در این مراسم نیا داکوستا از ردفورد به عنوان مربیای یاد کرد که به او گفت «تو یک کارگردان هستی» و موجب شد او به دستشویی برود و از شوق گریه کند.
تایکا وایتیتی (که ردفورد را «باب برای من، نه برای تو» خطاب میکرد) و فیلمهایی مانند «آنچه در سایهها انجام میدهیم» و «شکار برای مردم وحشی» را در ساندنس اکران جهانی کرد، هم در این مراسم حضور داشت.
وی گفت: بهترین چیزی که از کارگاههای این جشنواره یاد گرفتم این بود که هرگز یادداشتبرداری نکنم و این چیزی است که در تمام عمرم با خود داشتهام. داستانهای زیادی در مورد من و باب وجود دارد اما ما یک قانون داشتیم، ما در مورد آن صحبت نمیکنیم، به ویژه در مراسمهایی مانند این. نه اسرار ما در مراسم بزرگداشت فاش نمی شود! این قانون ما بود؛ چه اسلحه در دست داشتی، چه راهبهها را در حال حرکت ...
در مراسم اهدای جوایز، که معمولاً به کسانی که در رقابت اسکار سال هستند ادای احترام میشود، کلوئی ژائو کارگردان فیلم «همنت» (که با آن ۸ نامزدی اسکار کسب کرد) در کنار همکارانش رایان کوگلر و ماریل هلر جایزه پیشگام را دریافت کرد. تسا تامپسون جایزه پیشتاز داستان را به نیا داکوستا اهدا کرد. آوا دوورنی جایزه پیشتاز غیرداستانی موسسه ساندنس را به گیتا گاندبیر کارگردان فیلم، اهدا کرد که امسال ۲ بار نامزد جایزه اسکار برای بهترین مستند بلند برای «همسایه بینقص» و فیلم کوتاه مستند «شیطان مشغول است» شده است.


نظر شما