حجتالاسلام محسن نعماء، نویسنده ادبیات دینی، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره چالشهای نگارش داستانهای مذهبی واقعی اظهار داشت: نگارش داستانهایی که هم منطبق با واقعیت باشند و هم کشش لازم برای مخاطب را داشته باشند، یکی از سختیهای اصلی داستان مذهبی است.
او توضیح داد: نویسندهای که داستان غیرواقعی مینویسد دستش باز است و میتواند هر طور بخواهد روایت را پیش ببرد، اما کسی که میخواهد درباره پیامبران و اهلبیت داستان بنویسد محدودیتهایی دارد و باید در چارچوب واقعیت باقی بماند، ضمن آنکه اثرش باید جذابیت لازم را برای مخاطب داشته باشد.
این نویسنده درباره پاسخگویی به نیازهای نوجوانان گفت: نویسنده باید هم به سؤالات کنونی مخاطب پاسخ دهد و هم پیشاپیش به پرسشهایی که ممکن است در آینده برای او ایجاد شود فکر کند و جواب ارائه دهد.

جذابیت در روایت است، نه در پایان
نعماء با اشاره به تفاوت داستانها بیان کرد: برخی روایتها از ابتدا پایان مشخصی دارند، مانند رمانی درباره مختار ثقفی. در این موارد جذابیت داستان در نحوه روایت است، نه در تغییر وقایع. چون مخاطب اطلاع دارد که پایان داستان به کجا خواهد رسید. نویسنده باید پیامها و احساسات را به شیوهای تأثیرگذار منتقل کند. در مقابل، در رمانهای غیر واقعی، نویسنده آزادی بیشتری دارد و میتواند هدف یا پایان داستان را لو دهد.
او درباره شیوه روایت مستقیم و غیر مستقیم افزود: در داستانهایی مانند روایت حضرت حر، نویسنده میتواند پیامهای خود را مستقیم بیان کند، همانطور که سید مهدی شجاعی در آثاری مانند «آفتاب در حجاب» و «سقای آب و ادب» این روش را به کار برده است و پیام خود را به صورت مستقیم بیان میکند و به دل مخاطب مینشیند. اما در رمان، مفاهیم باید به طور غیر مستقیم ارائه شوند تا مخاطب بتواند پیام اصلی را کشف کند.
حجتالاسلام نعماء درباره چالشهای رایج نویسندگان مذهبی بیان کرد: یکی از مشکلات عمده ناشی از عدم شناخت دقیق مخاطب و ذائقه اوست. شناخت علاقهمندیها و نیازهای نوجوانان برای موفقیت در نگارش داستان دینی ضروری است.

تخیل بیش از حد برای اهلبیت مناسب نیست
او با تأکید بر محدودیتهای تخیل در روایت واقعی گفت: در داستانهای واقعی، مجازاتی برای تخیل وجود دارد تا لطمهای به واقعیت وارد نشود. بسیاری از رمانهای مذهبی درباره اهلبیت و پیامبران از تخیل بیش از حد استفاده میکنند که به نظر من مناسب نیست، حتی اگر مخاطب عامه آن را بپسندد. این امر میتواند حس نادرستی در خواننده ایجاد کند. زمانی که او بفهمد بسیاری از داستان تخیل بوده است حسی که به او دست خواهد داد مانند خالی شدن زیر پایش است. برخلاف این رویکرد، آثار سید مهدی شجاعی هم تخیل را به جا و مناسب به کار میگیرد و هم پایبند به اصل تاریخ است و قواعد را به خوبی رعایت میکند. نویسنده نمیتواند هرگونه که خواست درباره اتفاقات واقعی تخیل کند.
وی درباره ویژگیهای آثار موفق مذهبی افزود: نگاه نو، موضوع تازه و کنکاش در تاریخ برای یافتن مسائل نشنیده شده از عناصر مهم هستند. به طور کلی نسبت به گذشته، وضعیت ادبیات دینی برای کودک و نوجوان بهتر شده و قدمهای خوبی برداشته شده است، اما هنوز جای کار زیادی باقی است.
نعماء در انتقاد از حوزه علمیه تصریح کرد: انتقادی که دارم این است که حوزه علمیه برای ادبیات دینی کودک، نوجوان و جوان اهتمام خاصی ندارد. حوزه علمیه از لحاظ معارف بسیار غنی است، اما آیا میتواند این معارف غنی را به کودک و نوجوان منتقل کند؟ خیر. در طول این هزار و چهارصد سال، آیا تاکنون تفسیری برای نوجوان نوشته شده است؟ آیا حوزه علمیه آمده و علم اعتقادات، تفسیر و بقیه علوم را به زبان روان برای کودک، نوجوان و جوان بیان کرده است؟ خیر.
در پایان، وی بر اهمیت دانش دینی برای نویسندگان تأکید کرد: قبل از هر چیز، توصیه من این است که کسانی که میخواهند نویسنده دینی شوند، دانش دینی خود را افزایش دهند. هر کسی نمیتواند نویسنده عرصه دینی شود. اگر بخواهم یک کتاب معمولی بنویسم، نیاز زیادی به دانش دینی ندارم، اما باید بپذیرم که کتابم غنی نخواهد بود. کسانی که میخواهند کتابهای خوب و غنی بنویسند، ابتدا باید دانش دینی خود را افزایش دهند.




نظر شما