خبرگزاری مهر- گروه استانها-امشب اصفهان در غم غوطه ور شد. ساعت ۲۰:۳۰، آسمان شهر به رنگ اشک و اندوه درآمده بود. سیل جمعیت با چشمانی اشکبار، پیکرهای کوچک و بیگناه شهدای کودک را تا میدان شهید علیخانی تشییع میکردند.
هدی و بشری دلیری، آتوسا انصاری و رادمهر وفایی؛ نامهایی که در تاریخ معاصر ایران، یادآور جنایات بیسابقه رژیم صهیونیستی-آمریکایی و بیگناهی قربانیانش هستند. این کودکان، در پی حملات ددمنشانه و ناجوانمردانه دشمن، به آغوش ابدی فراخوانده شدند، حادثهای که بار دیگر خوی کثیف و وحشیانه دشمن را به جهانیان نشان داد.
صحرای محشر اشک و اندوه
مسیر تشییع، صحنهای از غم و اندوه سوزناک است. سیل جمعیت، همچون دریایی خروشان، در خیابانها موج میزد. پرچمهای سه رنگ ایران در دستان مردم تکان میخورد و فریادهای "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" در فضا می پیچید. اما در میان این فریادها، صدایی دیگر نیز شنیده میشد؛ صدای گریه و شیون مادران و زنان، که با قلبی شکسته و چشمانی خیس، بر پیکرها زار میزدند.
میدان شهید علیخانی، صحرای محشری شده بود از اشک و فریاد. جمعیت انبوهی از مردم، دور تا دور میدان حلقه زده بودند و با چشمانی اشکبار، لحظات وداع با این کودکان بیگناه را نظارهگر بودند.

آیندگان پر پر شده
فضا آکنده از بوی عطر گل و اشک شده است که تن کودکان معصوم و بی گناه را بدرقه میکنند. نور چراغها بر چهرههای غمگین مردم میتابید و سایههای طولانی بر زمین میافتاد. نوای مرثیهسرایی در گوشها طنین انداز شده و اشکها بر گونهها جاری میشد.
یکی از مادران، که در میان جمعیت میگریست، با صدایی لرزان میگفت:« این کودکان، آینده این کشور بودند. آنها میتوانستند پزشک، مهندس، معلم باشند. اما دشمن، این آینده را از ما گرفت.»
دختر کوچکی، که در کنار مادرش ایستاده بود، با چشمانی پر از اشک گفت: من هدی را دوست داشتم. با او بازی میکردم. چرا او را کشتند؟
یکی دیگر از مادران با قلبی آکنده از اندوه به خبرنگار مهر میگفت: قلبم شکسته است. نمیدانم چطور باید با این غم کنار بیایم. این کودکان، نورچشمان ما بودند. دشمن، نور ما را خاموش کرد. ما تا بمانیم، از خون این شهدا محافظت خواهیم کرد. این کودکان، قهرمانان این سرزمین هستند.
زنی میانسال اما در این میان از غیر ممکن بودن فراموشی این جنایت گفت و ادامه داد: رژیم صهیونیستی، باید به سزای اعمالش برسد.

بدرقه کودکان با خشم و نفرت از دشمن کودککش
پیکرهای مطهر کودکان، بر دستان مردمی که با عشق و ارادت آنها را تشییع میکردند، حمل میشدند. هر قدم که این پیکرها در مسیر تشییع طی میکردند، فریادهای «اللهاکبر» و «لبیک یا حسین» در فضا طنین انداز میشد.
در میان جمعیت، چهرههای مضطرب و اشکآلود بسیاری به چشم میخورد. پیرمردی که عصای دستش را بر زمین گذاشته بود و با چشمانی خیس، بر پیکر یکی از شهدا زار میزد، نمادی از اندوه و درد جامعه بود.
در گوشهای از میدان، گروهی از جوانان با چشمان خیس، در حال سر دادن شعارها علیه رژیم صهیونیستی بودند. آنها مصمم بودند که انتقام خون این کودکان بیگناه را بگیرند.
تشییع شهدای کودک اصفهان، نه تنها یک مراسم عزاداری، بلکه یک رویداد ملی و بینالمللی بود. این مراسم، بار دیگر جنایات رژیم صهیونیستی-آمریکایی را به جهانیان نشان داد و خشم و نفرت مردم ایران را نسبت به این دشمنان قسم خورده برانگیخت. اشکها و فریادهای مردم اصفهان، پژواکی از درد و اندوه تمام ملت ایران بود.


نظر شما