یادداشت مهمان- نیما رساپور فعال رسانهای: چهل روز نبردِ تمامعیار میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه متحد غربی-صهیونیستی، فراتر از یک رویارویی نظامی، صحنه بازتعریف «قدرت ملی» در قرن جدید بود. امروز که دود انفجارهای «وعده صادق ۴» فرونشسته و نوبت به «آتشبس مشروط» رسیده است، باید با نگاهی عالمانه درک کرد که چگونه مقاومت مردمی و اقتدار میدانی، معادله انرژی و اقتصاد جهانی را به سود تهران تغییر داد.
۱. حاکمیت بر گلوگاه؛ تغییر پارادایم در تنگه هرمز
پذیرش آتشبس از سوی دونالد ترامپ، بیش از آنکه یک تصمیم سیاسی باشد، تسلیم در برابر واقعیتهای سخت ژئوپلیتیک بود. اعمال مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز و الزام کشتیهای تجاری به اخذ مجوز عبور، لرزهای استراتژیک بر اندام بازارهای انرژی انداخت. اصابت دقیق به تاسیسات شرکتهای غولپیکری همچون «شورون» و «اکسونموبیل» در منطقه، به جهان ثابت کرد که امنیت انرژی دیگر کالایی نیست که با ناوهای هواپیمابر تامین شود؛ بلکه تابعی از اراده سیاسی تهران است.
این پیروزی میدانی اکنون باید به یک «رویه حقوقی تثبیتشده» تبدیل شود. ایران نشان داد که هزینه امنیت تنگه هرمز را به تنهایی بر دوش میکشد و حالا زمان آن رسیده است که جهان، حق ایران در تعیین رژیم حقوقی جدید و دریافت هزینههای تامین امنیت این آبراه حیاتی را به رسمیت بشناسد. این نه یک ادعا، بلکه «دیپلماسی اجبار» بر پایه واقعیتهای سخت است.
۲. از میدان تا سفره؛ الزامات تثبیت دستاوردهای اقتصادی
اگر ۴۰ روز ایستادگی ملت ایران و خون پاک شهدای والامقام -بهویژه رهبر شهیدمان- توانست دشمن را به میز مذاکره بکشاند، هنر سیاستگذار اقتصادی ما باید تبدیل این اقتدار به «گشایشهای ملموس» باشد. آتشبس دوهفتهای و طرح ده مادهای ایران، نباید صرفاً یک تنفس نظامی قلمداد شود.
اولویت اول، شکستن زنجیرهای مالی است. الزام بانکهای جهانی به تبادل با ایران و آزادسازی تمامی داراییهای مسدود شده به ارزش روز، «نقدکردنِ چکِ پیروزی» در میدان است. اقتصاد ایران که تحت شدیدترین فشارهای تاریخ، کمر خم نکرد و با تکیه بر همبستگی اجتماعی از فروپاشی مدنظر دشمن مصون ماند، اکنون مستحق دریافت پاداشِ این ایستادگی از طریق رفع کامل تحریمهای علمی، فناوری و تسلیحاتی است.
۳. پیوند ارگانیک ملت و حاکمیت؛ ستون فقرات بازدارندگی
آنچه محاسبات ابرقدرتها را در هم شکست، نه فقط بردِ موشکها، بلکه عمقِ ایستادگی مردم بود. ۴۰ شبانه روز حضور در میدان و حمایت از نیروهای مسلح، دیواری نفوذناپذیر ساخت که هیچ گنبد آهنینی توان رقابت با آن را نداشت. از منظر پژوهشهای استراتژیک، این «سرمایه اجتماعی» بزرگترین دارایی ایران در مذاکرات پیشرو است.
در پایان ایران از عصر «تدافع» عبور کرده و به عصر «دیکته اراده» وارد شده است. پایان این ۴۰ روز، آغاز فصلی است که در آن امنیت انرژی در خلیج فارس با حاکمیت ایران گره خورده و رفع تحریمها نه یک خواهش، بلکه ضرورتی برای ثبات اقتصاد جهانی است. ما باید با هوشمندی رسانهای و دقت علمی، اجازه ندهیم دستاوردهای میدانی در پیچ و خمهای بروکراسی بینالمللی تحلیل رود. عصر جدید، عصر اقتدار ایرانی است که در آن «مقاومت»، علمیترین و واقعبینانهترین مسیر برای صیانت از منافع ملی است.



نظر شما