یادداشت مهمان - مهدی حمزهپور، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع): مذاکره در تراز امنیت ملی، صرفاً یک گفتوگوی دیپلماتیک نیست. ما باید مذاکره را یک "فناوری نرمِ پیچیده" برای مدیریت تعارض و موازنه قدرت در فضای عدم قطعیت بدانیم. در این چارچوب، مذاکره ابزاری برای تبدیل "اراده سخت" به "دستاورد ملموس" محسوب میشود. پیامد مذاکرات اسلامآباد و توقف آن به دلیل زیادهخواهی طرف مقابل، نشاندهنده اصطکاک در این فناوری نرم است؛ چرا که وقتی یکی از بازیگران به جای "منطق تبادل"، بر "منطق تحمیل" اصرار میورزد، کارکرد سیستمی مذاکره از حل مسئله به سمت مدیریت بحران منحرف میشود.
شکست مدل ذهنی آمریکا در برابر منطق ریاضی تعادل
زیادهخواهی آمریکا نهتنها یک بنبست سیاسی، بلکه یک اختلال عملکردی در مدل ریاضی و مدل ذهنیِ رسیدن به نقطه تعادل است. از منظر "نظریه سیستمهای پیچیده"، میدان مذاکره وجه نرمِ همان واقعیتی است که در میدان دفاعی جریان دارد. اقتدار و تابآوری ملت در میدان سخت، نقش سوخت را برای موتور دیپلماسی ایفا میکند و گزارشها از اسلامآباد حاکی است که ایران با تکیه بر این پشتوانه، از موضع اقتدار وارد عمل شده است. در سیستمهای پیچیده، هرگونه عقبنشینیِ بیمبنا در برابر آنتروپیِ ناشی از بدعهدی رقیب، منجر به فروپاشی موازنه سیستم میشود؛ لذا پایان این دور از مذاکرات بدون پذیرشِ دیکتههای آمریکا، نه یک شکست، بلکه یک "تصمیمِ هوشمندانه سیستمی" برای صیانت از پایداری ساختار قدرت کشور است.
مشخص شده است که "خروج نیروهای رزمی بیگانه "وزنی بسیار بالاتر از "رفع تحریمها" دارد؛ چرا که حضور بیگانه، امنیتِ کل سیستم را نوسان میدهد و هرگونه رفع تحریم بدون خروج نیروها، صرفاً ابزاری برای باجخواهی مداوم خواهد بود. همچنین کنترل بر تنگه هرمز بهعنوان قلب زنجیره تأمین انرژی، "قدرت لجستیک" ما را به یک "اهرم ژئواکونومیک" تبدیل کرده است که آمریکا در اسلامآباد درک کرد نمیتواند با زیادهخواهی این اهرم حیاتی را نادیده بگیرد.
مدیریت بحران با منطق فازی و ابطال جنگ روانی
ما اخبار ضد و نقیض و شایعات هدفمند دشمن را با "منطق فازی" مدیریت کردیم. این فناوری نرم اجازه نداد تصمیمگیریهای ما دچار شتابزدگی شود. از نگاه "دگردیسی فناوری نرم"، مذاکره با دشمنی بدعهد، دشوارترین لایه از مدیریتِ ادراک است. وظیفه نخبگان و اندیشکدهها در این مقطع، تبیین این واقعیت است که "امتیاز ندادن در برابر زیادهخواهی"، خود یک موفقیت استراتژیک در مهندسیِ نرمِ مذاکرات محسوب میشود. این ایستادگی، پیامی روشن به سیستم بینالملل ابلاغ کرد که ایران اجازه نمیدهد مذاکره به ابزاری برای سلطه مجدد تبدیل شود.
نظام جانشینی و بلوغ سازمانی در مدیریت اسلامی
در مدیریت اسلامی، شهادت نه یک ضایعه سازمانی، بلکه یک محرک هویتی است که پویایی سیستم را دوچندان میکند. انسجام فعلی کشور نشاندهنده بلوغ سازمانی است که در آن "تفکر رهبری" تکثیر شده و وابستگی به شخص، جای خود را به وفاداری به آرمان داده است. اگر نظام جانشینی و خودسازمانیدهی وجود داشته باشد، حتی با چنین تهدیدهایی، روند اداره کشور دچار اختلال نخواهد شد.
آیندهپژوهی مسیر: پیروزی عقلانیت و عزتمداری
پیروزی نهایی متعلق به سیستمی است که "صبر راهبردی" را با "عقلانیت عملیاتی" ترکیب کند. ما در آستانه نظمی هستیم که در آن، دانشِ مدیریتِ ایرانی-اسلامی، کارآمدی خود را در سختترین آزمونهای جهانی به اثبات رسانده است. ایران با رد زیادهخواهیها، مسیر خود را به سمت سناریوی ثباتِ مقتدرانه هدایت کرده و آمریکا امروز یاد گرفته است که دیگر جایی برای دیکته کردن مطالباتش وجود ندارد.
۱۷:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۵


نظر شما