به گزارش خبرنگار مهر، آیین بزرگداشت گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز زبان فارسی با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی برگزار شد. ژاله آموزگار، مریم حسینی، علی رواقی، حسن انوری، محمود فتوحی، امید طبیب زاده، محمد دبیر مقدم و... در این مراسم حضور داشتند. درآغاز این آیین، تالار استاد مجتبی مینوی بهطور رسمی توسط حسن انوری افتتاح شد.

در ادامه پیام کوتاهی از فتحالله مجتبایی پخش شد. سپس علی یاری مدیر روابط عمومی فرهنگستان بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی در بزرگداشت فردوسی و پیام دکتر غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در این آیین حضور نداشت، برای حاضران خواند.
در پیام دکتر حدادعادل آمده است که زبان فارسی همچون ظرفی بلورین و زیباست که فرهنگ ایران اسلامی را همانند مظروفی گرانبها در خود جای داده است؛ ظرفی که هم از آن فرهنگ ارزش و اعتبار گرفته و هم با ظرافت و لطافت خود آن فرهنگ را دلپذیرتر و دلنشینتر کرده است.
در ادامه این پیام تأکید شده است که این ایستادگی افتخارآمیز که تحسین جهانیان را برانگیخته، ادامه همان روحیه حماسی است که هزاران سال ملت ایران را در برابر طوفانهای سهمگین تاریخ حفظ کرده است. آنچه امروز در میدانهای دفاع از کشور دیده میشود همان حقیقتی است که فردوسی بزرگ بیش از هزار سال پیش در قالب شاهنامه به شعر درآورد و آن را بهعنوان سند هویت، اصالت و قدمت ملت ایران به یادگار گذاشت.
در بخش دیگری از این پیام آمده است که صدای فردوسی که گفته است «اگر سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم» امروز نهتنها در کتابها و کلاسهای درس، بلکه در میدانهای دفاع و فداکاری و در گستره آبهای نیلگون خلیج فارس نیز طنینانداز است. او با اشاره به وظیفه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پاسداری از این میراث گرانبها، از همه دلیرمردان و شیرزنانی که همچون نیاکان خود برای ایران فداکاری میکنند قدردانی کرده و برای رزمندگان و مردم ایران در برابر دشمنان آرزوی پیروزی کرده است.
از رودکی تا فردوسی؛ نگاهی به ریشههای شکلگیری زبان فارسی
سپس محمد دبیرمقدم، معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان، در آیین گشایش تالار استاد مجتبی مینوی و بزرگداشت روز پاسداشت زبان فارسی و حکیم ابوالقاسم فردوسی با اشاره به جایگاه این مناسبت در تقویم رسمی کشور گفت: روز بیستوپنجم اردیبهشت در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی نامگذاری شده است و امسال این مناسبت با گشایش تالار استاد مجتبی مینوی در ساختمان فرهنگستان زبان و ادب فارسی همراه شده است.
او با یادکرد از استاد مجتبی مینوی (۱۲۸۵–۱۳۵۵) اظهار داشت که بخش عمدهای از عمر این پژوهشگر برجسته صرف تحقیق و تصحیح متون کهن ادبی و تاریخی زبان فارسی شد و وی در سالهای پایانی عمر نیز ریاست بنیاد شاهنامه را برای انتشار متنی دقیق از شاهنامه فردوسی بر عهده داشت. به گفته دبیرمقدم، استاد مینوی با شماری از استادان برجسته و اعضای پیوسته فرهنگستان، از جمله دکتر محمدعلی موحد، دکتر مهدی محقق و دکتر فتحالله مجتبایی، همکاریها و مصاحبتهای علمی و پژوهشی داشت و یاد و نام این چهرهها از سرمایههای ارزشمند فرهنگستان و فرهنگ ملی ایران به شمار میآید.
معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان در ادامه سخنان خود با عنوان «ریشهها» به پیشینه زبان فارسی پرداخت و با اشاره به جایگاه رودکی و فردوسی در شکلگیری و تداوم شعر فارسی گفت: ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی، شاعر نامدار دربار سامانیان، از پیشگامان بزرگ شعر فارسی است و بسیاری او را پدر شعر فارسی دانستهاند. رودکی فصاحت و استواری زبان شعر فارسی را به کمال رساند و سرودههای او در تثبیت زبان فارسی دری در جایگاه زبان ادبی نقشی تعیینکننده داشت. به گفته او، رودکی و فردوسی هرچند احتمالاً به گویشهای محلی سخن میگفتند، اما آثار خود را به فارسی دری، که در آن دوران زبان مشترک، عمومی و معیار و همچنین زبان علم بود، سرودند.
او در ادامه با اشاره به متون علمی فارسی در سدههای نخست اسلامی گفت: کتاب «هدایت المتعلمین فی الطب» تألیف ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری که در اواخر قرن چهارم هجری قمری نوشته شده، از قدیمیترین آثار منثور فارسی در حوزه پزشکی به شمار میآید. این اثر نمونهای از حضور زبان فارسی در حوزههای علمی و تخصصی در همان سدههای نخست است.

دبیرمقدم سپس با نگاهی زبانشناختی به ساختار زبان فارسی پرداخت و گفت: از منظر ردهشناسی زبان، ساختارهای صرفی و نحوی متون فارسی در سده چهارم هجری نشان میدهد که فارسی زبانی با ساختار نسبتاً تحلیلی است. او با اشاره به نظر جیمز دارمستتر، ایرانشناس فرانسوی، یادآور شد که فارسی نو در میان زبانهای هندواروپایی از جمله زبانهایی است که بیش از دیگر زبانها به سوی ساختاری تحلیلی و سادهشده حرکت کرده است. به گفته او، چنین ویژگیهایی معمولاً زمانی پدید میآید که یک زبان در گسترهای وسیع به عنوان زبان مشترک و میانجی میان گروههای مختلف زبانی به کار رود.
او در بخش دیگری از سخنان خود به یافتههای جدید در حوزه ژنتیک جمعیتی اشاره کرد و گفت: پژوهشی که در سال ۲۰۱۹ درباره ساختار ژنتیکی جمعیت ایران منتشر شد، نشان میدهد که ایرانیان با وجود تنوع زبانی و فرهنگی، از نظر ژنتیکی اشتراکهای گستردهای دارند. به گفته دبیرمقدم، این یافتهها نشان میدهد که تعبیر «اقوام ایرانی» بیشتر جنبه سیاسی و رسانهای دارد و در واقع میتوان از ایرانیان فارسیزبان، ترکزبان، کردزبان، عربزبان، بلوچزبان، گیلکزبان، مازندرانیزبان و دیگر گروههای زبانی به عنوان شاخههای گوناگون یک جامعه فرهنگی و تاریخی یاد کرد.
او در ادامه با اشاره به برخی ریشههای اسطورهای و فرهنگی در سنت ایرانی، از جایگاه نامها و مفاهیم کهن در فرهنگ و ادبیات فارسی سخن گفت و یادآور شد که در متون کهن، از جمله در شاهنامه فردوسی، نامهایی مانند هرمز، کیوان، بهرام، مهر و ناهید بازتابدهنده پیوند فرهنگ ایرانی با سنتهای اساطیری و آیینی باستان است.
معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان در پایان با خوشامدگویی به اعضای پیوسته و وابسته فرهنگستان، مهمانان و همکاران علمی و اداری این نهاد، بر اهمیت پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت میراث ادبی ایران تأکید کرد و گفت: روز پاسداشت زبان فارسی فرصتی برای توجه دوباره به جایگاه این زبان در حفظ هویت فرهنگی و تاریخی ایران است.
هویت ایرانی در سپهر متنی ایران
در ادامه آیین بزرگداشت فردوسی و روز زبان فارسی، محمود فتوحی با ارائه سخنرانیای با موضوع هویت و هویت پایدار؛ متنمندی هویت ایران؛ به تبیین نقش متون در شکلگیری و تداوم هویت ایرانی پرداخت.
او در آغاز سخنان خود به این پرسش پرداخت که چرا ایران، با وجود فروپاشیهای بزرگ سیاسی در تاریخ، همچنان تداوم یافته است. به گفته او، در تاریخ ایران رخدادهایی مانند سقوط ساسانیان یا حمله مغول از بزرگترین فروپاشیهای سیاسی به شمار میروند، اما با وجود این تحولات، ایران به عنوان یک هویت تاریخی و فرهنگی باقی مانده است. فتوحی تأکید کرد که بخش عمده تحلیلها درباره ایران بر تاریخ سیاسی تکیه دارد، در حالی که تاریخ متون ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
او توضیح داد که تداوم ایران نه بر پایه نژاد واحد استوار بوده، نه بر جغرافیای ثابت و نه بر حکومتها و ارتشها؛ زیرا ایران سرزمینی متنوع از نظر قومی و زبانی است، جغرافیای آن در طول تاریخ تغییر کرده و حکومتهای گوناگونی در آن برآمده و فروپاشیدهاند. با این حال، آنچه این هویت را پایدار نگه داشته، «سپهر متنی ایران» است؛ منظومهای از متون که در ارتباط و تعامل با یکدیگر معنا تولید میکنند.
فتوحی برای توضیح دیدگاه خود دو مفهوم «هویت» و «متن» را تشریح کرد. به گفته او، هویت مجموعهای از ویژگیهایی است که شامل خودآگاهی، احساس تعلق جمعی و تمایز میان «ما» و «دیگری» میشود. هویت زمانی شکل میگیرد که در یک نظام معنایی با نشانهها و روایتها تجسم پیدا کند. در مقابل، متن در این بحث صرفاً به معنای نوشتار نیست، بلکه هر پدیدهای که قابلیت تفسیر و تولید معنا داشته باشد، میتواند متن تلقی شود؛ از شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ گرفته تا آیینهایی مانند نوروز یا حتی آثار معماری مانند تختجمشید یا مجسمه آرش.
او با اشاره به نقش شاهنامه گفت که این اثر نه فقط یک شاهکار ادبی، بلکه متن مرجع و کانونی هویت ایرانی است. به گفته او، شاهنامه بیش از هزار و هفتصد بار از «ایران» نام میبرد و بسیاری از متون و تخیل فرهنگی ایرانیان به آن ارجاع میدهند. از این رو، شاهنامه در مرکز شبکهای از متون قرار دارد که پیرامون آن شکل گرفتهاند.

فتوحی در ادامه پنج اصل برای تبیین رابطه میان متن و هویت مطرح کرد. نخست آنکه متنها منبع تولید معنا و ارزشاند و بسیاری از ارزشهای فرهنگی و اخلاقی جامعه از متون مرجع استخراج میشوند. دوم آنکه این متون باید در نهادهای اجتماعی و فرهنگی نهادینه شوند؛ نهادهایی مانند دربارها، مدارس، دانشگاهها، آیینهای مردمی، زورخانهها، قهوهخانهها، رسانهها و حتی آرامگاه فردوسی در طول تاریخ به بازتولید و تفسیر شاهنامه کمک کردهاند.
اصل سوم «بازخوانی مستمر متن» است. هر نسل شاهنامه را بر اساس افق انتظارات و نیازهای زمان خود تفسیر کرده است؛ در دورههایی خوانش سیاسی و شهریاری از آن غالب بوده، در دورههایی خوانش عرفانی و در دوران معاصر نیز این اثر به منبعی برای شکلگیری گفتمانهای هویتی و ملی تبدیل شده است.
اصل چهارم به «بینامتنیت» یا شبکه ارتباطی میان متون مربوط میشود. فتوحی توضیح داد که هویت متنی حاصل تعامل مجموعهای از متون است؛ از اوستا و خداینامهها گرفته تا شاهنامه، مثنوی، آثار نظامی، حافظ، متون حماسی دوره مشروطه و آثار هنری و ادبی معاصر. این متون در شبکهای به هم پیوسته قرار دارند و با ارجاع به یکدیگر، سپهر متنی هویت ایرانی را شکل میدهند.
اصل پنجم نیز «انباشت متن» است. به گفته او، هرچه تعداد و غنای متون یک فرهنگ بیشتر باشد، هویت آن فرهنگ پایدارتر و مقاومتر خواهد بود. فتوحی تأکید کرد که تمدنها در اصل عرصه رقابت متون هستند و جوامعی که تولید متن بیشتری دارند، توان بیشتری برای حفظ و بازتولید هویت خود خواهند داشت.
او در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم «حافظه متنی» اشاره کرد و گفت که این حافظه در لایههای مختلفی از جمله اسطورهای، معنوی، ادبی و دیوانی شکل میگیرد. در این میان، زبان فارسی بستری است که امکان ارتباط و تعامل میان این متون را فراهم کرده و شبکه هویتی ایران را پایدار نگه داشته است.
فتوحی در پایان با اشاره به نقش پژوهشگران در تصحیح و پالایش متون، از چهرههایی مانند جلال خالقی مطلق یاد کرد و گفت که کار تصحیح متون در قرن بیستم در واقع بخشی از فرآیند بازسازی حافظه فرهنگی و هویتی ایران بوده است.
این عضو فرهنگستان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که هویت ملی ایران نه بر پایه دولتها، بلکه بر پایه گردش و تداوم متون شکل گرفته است. به گفته او، خاموش شدن متون به معنای خاموش شدن هویت است و شاهنامه در این میان به عنوان «ابرمتن هویت ایرانی» جایگاهی مرکزی دارد؛ متنی که در بستر زبان فارسی شبکه گستردهای از معنا، روایت و حافظه تاریخی را به هم پیوند میدهد.
برنامههای بنیاد سعدی و آموزش فارسی
در ادامه و پس از پخش فیلمهای کوتاهی از زبان آموزان غیرایرانی بنیاد سعدی، سیدعلی موسویزاده، نماینده امور بینالملل بنیاد سعدی، به تشریح اختتامیه پویش جهانی «فارسی، زبان فرهنگ و تمدن ایرانی» پرداخت. وی با تأکید بر جایگاه زبان فارسی اظهار داشت: زبان فارسی صرفاً یک زبان نیست، بلکه روایتگر یک تمدن است؛ تمدنی که قرنها در گسترهای وسیع از جهان با شعر، حکمت، اندیشه و فرهنگ شناخته شده و بخش مهمی از حافظه تاریخی مشرقزمین را شکل داده است. به گفته او، سخن گفتن از زبان فارسی در واقع سخن گفتن از میراثی مشترک است که از دل تاریخ عبور کرده و همچنان زنده و پویا باقی مانده است.
وی افزود: زبان فارسی، زبان فردوسی، سعدی، حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی است؛ زبانی که مفاهیم انسانی آن از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و میان ملتهای مختلف پیوند برقرار کرده است. از مهمترین ویژگیهای فارسی، ایجاد پیوند فرهنگی میان ملتهای حوزه تمدنی ایران و حفظ این ارتباط در طول زمان بوده است. او سپس درباره پویش «فارسی، زبان فرهنگ و تمدن ایرانی» توضیح داد که با همین رویکرد شکل گرفت تا نشان دهد زبان فارسی همچنان میتواند زمینهساز ارتباط میان ملتها و حامل فرهنگ احترام متقابل و فهم انسانی باشد.

وی با اشاره به استقبال گسترده از این پویش اعلام کرد که آثار متعددی از سوی فارسیآموزان، ایرانشناسان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانی از کشورهای مختلف دریافت شده است. کشورهایی چون هند، ترکمنستان، ارمنستان، تاجیکستان، پاکستان، ترکیه، کنیا، سوئد، مصر، روسیه، آلمان، اسپانیا، یونان، آذربایجان، کویت، عراق، ژاپن، مالزی و ازبکستان از جمله مشارکتکنندگان در این پویش بودهاند. به گفته او، تاکنون دهها ویدئو و دستنوشته به دبیرخانه این پویش رسیده که بخشی از آنها در مراسم پخش شد.
موسویزاده تأکید کرد که ارزشمندترین دستاورد این پویش برای بنیاد سعدی، مشاهده عشق و علاقه فارسیآموزان در کشورهای مختلف بوده است؛ عشقی که در صدای آنان و در واژههایی که به زبان فارسی بیان میکردند، جلوهگر بود.
وی همچنین از استادان زبان فارسی و رایزنیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور قدردانی کرد و گفت: این مراکز به عنوان نمایندگان رسمی بنیاد سعدی، طی بیست روز گذشته برای معرفی و تبلیغ این پویش تلاش کردند و نتیجه این همراهی امروز در آیین اختتامیه قابل مشاهده است. او مشارکت در این پویش را صرفاً حضور در یک برنامه فرهنگی ندانست، بلکه آن را نشانهای از زنده بودن زبان فارسی و استمرار نفوذ فرهنگی و تمدنی آن در جهان امروز توصیف کرد.
در پایان، موسویزاده از فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای فراهم کردن فرصت حضور بنیاد سعدی در این آیین قدردانی کرد و از مسئولان و مهمانان حاضر، از جمله سخنگوی دولت، برای مشارکت در برنامههای فرهنگی و ادبی تشکر و قدردانی به عمل آورد.
تلاش اندیشمندان و روشنفکران تاجیک برای حفظ زبان و هویت فرهنگی
در ادامه آیین بزرگداشت فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی، نظام الدین زاهدی سفیر تاجیکستان در سخنانی به اهمیت زبان فارسی در سرنوشت تاریخی مردمان فارسیزبان پرداخت.
او در آغاز، این روز را به حاضران، فارسیزبانان جهان و علاقهمندان به زبان فارسی تبریک گفت و آرزو کرد که این زبان همچنان بالنده بماند و «کاخ بلند نظم» که فردوسی آن را بنیان نهاده است، جاودانه و استوار باقی بماند. زبان فارسی گنجینهای ارزشمند، تقسیمناپذیر و میراث مشترک اقوام ایرانزمین است؛ زبانی که در طول تاریخ همواره بیانگر هویت و چیستی مردمان این سرزمین بوده است. با همین زبان بود که بزرگان ادب و فرهنگ، از رودکی و فردوسی گرفته تا ابنسینا، خیام، سعدی، جامی و بسیاری دیگر، آثار جاودانهای پدید آوردند که امروز بخشی از میراث فرهنگی جهان به شمار میآید.
وی تأکید کرد که زبان مشترک فارسی در طول تاریخ پاسدار حافظه تاریخی، فرهنگ، آیینها و ارزشهای مردمان فارسیزبان بوده است. این زبان در دورههای دشوار تاریخی که هویت معنوی و ملی مردمان این سرزمین با تهدید روبهرو بود، توانست نقش خود را بهخوبی ایفا کند.
او برای تأیید این سخن به قرون نخستین پس از ورود اسلام اشاره کرد و گفت: در آن زمان بسیاری از ملتها که تمدنهای کهنی داشتند، پس از پذیرش اسلام زبان و هویت فرهنگی خود را از دست دادند؛ اما مردمان ایرانزمین در عین پذیرش اسلام، زبان و فرهنگ خود را حفظ کردند و حتی نقش مهمی در شکوفایی تمدن اسلامی ایفا کردند. به گفته او، در این روند، زبان فارسی یکی از مهمترین ارکان حفظ هویت فرهنگی ایرانزمین بود.
این دیپلمات تاجیک همچنین به نقش حکومت سامانیان در رونق و شکوفایی زبان فارسی اشاره کرد و گفت که در این دوره ادبیات فارسی نو به اوج رسید و با نبوغ فردوسی و سرایش شاهنامه، «کاخ بلند و استوار نظم فارسی» بنیان نهاده شد. او افزود که در قرون بعد نیز، با وجود تهاجمهای پیدرپی به سرزمینهای ایرانی، زبان فارسی همچنان به عنوان زبان علم، ادب و فرهنگ باقی ماند. حتی بسیاری از سلسلههای حاکم که ایرانیتبار یا فارسیزبان نبودند، در برابر شکوه زبان فارسی سر تعظیم فرود آوردند و آن را زبان فرهنگی و ادبی خود قرار دادند.
نماینده تاجیکستان در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت زبان تاجیکی در دوران اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرد و گفت که در آن دوره، زبان تاجیکی که شاخهای از زبان فارسی است با محدودیتهایی روبهرو شد. با این حال، اندیشمندان و روشنفکران تاجیک برای حفظ زبان و هویت فرهنگی خود تلاش کردند. از جمله صدرالدین عینی با نگارش آثار علمی و ادبی، نقش مهمی در اثبات پیوند زبان تاجیکی با زبان و ادبیات فارسی و حفظ هویت فرهنگی تاجیکان ایفا کرد.
به گفته او، این تلاشهای فرهنگی سرانجام به ثمر نشست و در سال ۱۹۲۹ جمهوری تاجیکستان در چارچوب اتحاد شوروی تأسیس شد؛ هرچند فشارها بر زبان تاجیکی در دورههایی ادامه داشت. او در پایان سخنان خود تأکید کرد که زبان فارسی همچنان عامل پیوند میان مردمان فارسیزبان در کشورهای مختلف است و میراث فرهنگی مشترکی را شکل میدهد که باید برای حفظ و گسترش آن تلاش کرد.
سخنگوی دولت، و امضای دوباره پیمان با ایران
در ادامه این مراسم، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در سخنانی با ابراز خرسندی از حضور در جمع استادان و پژوهشگران زبان و ادب فارسی گفت: سخن گفتن در حضور بزرگان ادبیات کاری دشوار است، حتی اگر کسی در جایگاه سخنگوی دولت باشد؛ اما به احترام این محفل فرهنگی و ادبی، در این جمع حاضر شدهام.
او با اشاره به آموزههای شاهنامه اظهار داشت که فردوسی به ما میآموزد با ادب و با سلاح زبان در برابر خشم و ناهنجاریها ایستادگی کنیم. به گفته او، زبان فارسی تنها زبان گفتگو یا بیان احساسات نیست، بلکه زبان زندگی و اخلاق است؛ زبانی که به انسان میآموزد چگونه عدالت را گسترش دهد و چگونه با دیگران سخن بگوید.
مهاجرانی با اشاره به اهمیت متون کلاسیک فارسی افزود: اگر ما فردوسی و سعدی را بهتر خوانده بودیم و به آموزههای آنان توجه بیشتری داشتیم، در شیوه گفتوگو و تعامل با یکدیگر نیز موفقتر عمل میکردیم. با این حال هنوز دیر نشده و هر زمان که به ریشههای فرهنگی خود بازگردیم و شیوه سخن گفتن با مردم و با جهان را از این میراث بیاموزیم، میتوانیم مسیر درستتری در پیش بگیریم.
وی تأکید کرد که زبان فارسی گوهری ارزشمند و حتی در جهان امروز نوعی «سنگر» فرهنگی است و باید از آن پاسداری کرد. به گفته او، تأسفبار خواهد بود اگر نسلهای آینده به دلیل ضعف در خواندن و نوشتن فارسی نتوانند آثاری چون تاریخ بیهقی، آثار سعدی یا دیگر متون کلاسیک ادبیات فارسی را به درستی بخوانند.
سخنگوی دولت در ادامه اظهار داشت که دولت تلاش میکند در گفتار و ارتباطات خود، هم به محتوا و هم به شکل بیان توجه داشته باشد و زبان فارسی را به عنوان سرمایهای فرهنگی پاس بدارد.
او در پایان گفت: به عنوان کسی که هفتاد و هفت روز همه ی عرایضم خدمت به مردم رو با این تکیه به پایان می برم که «دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود» چو ایران نباشد تن من مباد وظیفه داشتم که دوباره اینجا این عهد را امضا بکنم که تا پای جان برای ایران و ایرانی ایستاده ایم و مثل همیشه پاینده باد ایران.
این مراسم با پذیرایی از حاضران به پایان رسید.



نظر شما