به گزارش خبر گزاري مهر، روزنامه كريستين ساينس مونيتور اخيراً با مكس بوت(Max Boot) نويسنده معروف و برنده جايزه ، مورخ نظامي كه خود را يك نئو محافظه كار مي خواند مصاحبه اي انجام داده كه بخش هائي از آن را كه مربوط به مسائل خاورميانه بويژه ايران مي باشد.
بوت در پاسخ به اين سؤال كه نئومحافظه كاران چقدر در دولت بوش قدرت دارند ميگويد كه متاسفانه درخصوص قدرت آنها اغراق زيادي شده است مثلاً در مورد ايران موضع و ديدگاه آنها فشار براي تغيير رژيم در ايران از طريق عناصر دموكرات بود و اما آيا موضع دولت هم به همين منوال بود؟ پاسخ به اين سؤال سخت است. بعضي عناصر در دولت(مانند وزارت دفاع) بطور واضح از اين ديدگاه طرفداري مي كنند در حاليكه ديگران مانند وزارت خارجه بيشتر طرفدار حفظ وضع موجود هستند و رئيس جمهور در اين خصوص تصميم سياسي شفافي اتخاذ ننموده است.
ساينس مونيتور در اين مورد سؤال مي كند كه ديدگاه نئو محافظه كاران چه تاثيري بر مبارزه با تروريسم دارد؟ آيا يك آمريكاي محافظه كار باعث افزايش بيشتر حملات تروريستي نشده است؟ وي در پاسخ چنين مي گويد:
ديدگاه نئومحافظه كاران به تروريسم به ريشه يابي آن باز مي گردد كه نشات گرفته از فقدان ليبرال دموكراسي در دنياي اسلام وافراط گري رژيمهاي توسعه دهنده نفرت مي باشد. وي در ادامه مي گويد تشويق دموكراسي در ايران در كانون اين استراتژي قرار دارد و اين با حملات نظامي به پايگاههاي مشخص تروريستي مانند طالبان در افغانستان تركيب خواهد شد.
بعد از "محور شرارت استراتژي نئومحافظه كاران چيست؟ آنها چگونه مي خواهند با ايران و كره شمالي برخورد كنند؟ در مورد چين چه تلقي دارند؟
بوت در پاسخ به اين سؤال ميگويد:
من تصور مي كنم كه در حال حاضر كره شمالي و ايران به خاطر برنامه هاي تسليحات هسته اي و رژيمهاي استبدادي بزرگترين خطر براي ايالات متحده هستند. سياست ما در هر دو مورد بايد پيشگيرانه باشد اما نه لزوماً برخورد نظامي و اين آخرين وسيله است، اما ترجيحاً در پي دمو كراتيزه كردن اين كشورها هستيم بطوريكه آنها ديگر در پي تهديد همسايه ها و ايالات متحده بر نيايند.
بوت مي گويد كه در مورد ايران ما بايد از تظاهر كنندگاني كه در صدد براندازي حكومت هستند حمايت كنيم واما در مورد كره شمالي ما نياز داريم تا فشار بيشتري وارد كنيم تا سقوط كند. تنها زماني كه دموكراسي در پيونگ يانگ و تهران برقرار شود غرب مي تواند يك نفس آرام بكشد.
وي در ادامه به چين اشاره مي كند و مي گويد كه در مورد اين كشور بايد بسيار محتاط بود و اين كشور تهديد آني براي غرب نيست. در اين كشور هم بايد نيروهاي دموكراتيك را تشويق و حمايت كنيم . ما در مورد اين كشور به اندازه اي كه در خصوص كره شمالي و ايران نگران هستيم، ابراز نگراني نداريم.
بوت در خصوص اين سوال كه آيا آمريكا تبديل به كشور"امپراطوري"( سلطه گري) نشده است گفت كه بسيار مشكل است كه در اين خصوص با تمام آمريكائيها صحبت كرد . بعضي ها چنين عقيده اي دارند و بعضي ديگر خير. اما من مي گويم بسياري از آمريكائيها با اين نقش آمريكا كنارآمده و از آن راضي هستند اما نه با عنوان و معني واقعي "امپراطوري" كه شما در سؤالتان به آن اشاره كرديد. آمريكا يك امپراطور آزادي است مانند آن عبارتي كه جفرسون بكار برد.
بازهاي واشنگتن يا مشاورين جنگ طلب، لقبي است كه به مشاوران جورج بوش در مؤسسه امريكن اينترپرايز داده شده ، اين گروه كه معتقد به تخريب سازنده هستند بعد از 11 سپتامبر ابتكار عمل را با تبليغات مبارزه با تروريسم در پيش گرفته و مسببين اصلي جنگ عراق بودند. از اعضاء مهم اين جريان فكري كه به لحاظ تفكر طرفدار لئو اشتراوس انديشمند يهودي و تروتسكي ، انقلابي روسي هستند مي توان به ريچارد پرل ، پل ولفووبتز، اليوت آبرامز ، جان بولتون و ويليام كريستول مي باشند كه از طرفداران حزب ليكود در اسرائيل مي باشند و حتي بعضي از اعضاء آنها مانند ريچارد پرل از اعضاء هيئت مديره روزنامه اسرائيلي اورشليم پست در اسرائيل مي باشند و در تمام سياستهاي خود در خصوص خاورميانه منافع اسرائيل يكي از استراتژي هاي لاينفك آنهاست. محل تجمع آنها در قدرت عمدتاً در پنتاگون مي باشد.


نظر شما